متن شبهه:


، ای کاش جمعه به جمعه برای نیمی از جهان ارزوی مرگ و نیستی نکنیم تا اينقدر مملكتمان دچار مرگ و غم و عزا نشود ، همان انرژي منفي كه بعد هر نماز از حلقوم ایرانیان هیجان زده  در مياید، عاقبت به سر ايرانيان برمي گردد ، كاش بعد هر نماز در مساجد ارزوي بركت و إيمان و يكتا پرستي براي تمام دنيا مي كرديم تا شاید قطره ای از این دریای انرژی مثبت به خودمان بازگردد.

ﺷﻨﺒﻪ ﻫﺎ : ﮐﻠﯿﻤﯽ ﻫﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ!
ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ ﻫﺎ : ﻣﺴﯿﺤﯿﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ!
ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﻫﺎ : ﺯﺭﺗﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﻣﯿﮑﻨﻦ!
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻫﺎ: ﺑﻮﺩﺍﺋﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﻠﺢ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ!
ﺟﻤﻌﻪ ﻫﺎ : ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻣﯿﺮﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﺼﻒ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﺮﮒ ﻣﯿﮑنند ...

این جوک نیست . خنده دار نیست. درده

 

 پاسخ شبهه:

 

♦️ اولا امریکا و اسرائیلی که مورد لعن و نفرین ایرانیان هستند، نیمی از مردم دنیا نیستند. (بله عده‌ای هستند که تمام دنیای آنها آمریکا است!!)

♦️ ثانیا مرگ بر آمریکا ربطی به مردم آمریکا ندارد. همچنین نژاد یا دین خاصی مدنظر نیست، بلکه منظور مرگ حکومت، سیاست و حاکمان ظالم است و این خود دعایی جهانی است برای همه مظلومان تاریخ تا شر این کودک کشان ظالم و داعش پروران غاصب شرشان از سر همه مردم دنیا برداشته شود. پس آرزوی مرگ کردن برای ستمگران، در حقیقت دعا در حق همه انسانهای روز زمین است.

♦️ آموزه‌های دینی که برخی از آنان در دعاها آموزش داده شده پُر است از مضامینی که آرزوی سلامتی و خوشبختی برای تمام مردم (فارغ از مذهب، رنگ، جغرافیا و نژاد آنها) است. به طور نمونه یکی از دعاهای این ایام مرور می‌شود:

اَللّهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ اَللّهُمَّ اَشْبِعْ کُلَّ جایِعٍ اَللّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ
خدایا دارا کن هر نداری را خدایا سیر کن هر گرسنه ای را خدایا بپوشان هر برهنه را

اَللّهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدینٍ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوبٍ
َ
خدایا ادا کن قرض هر قرض‌داری را، خدایا بگشا اندوه هر غم‌زده را

اَللّهُمَّ رُدّ کل غریب، فُکَّ کُلَّ اَسیرٍِ
خدایا به وطن بازگردان هر مسافری را، آزاد کن هر اسیری را
و ...

♦️ بنابراین شاید اینگونه گفته شود بهتر است:

شنبه ها یهودی‌های اسراییل زن ها و بچه های بی گناه فلسطینی رو میکشن ! و داعش رو به وجود میارند و ازش حمایت می کنند.

یک شنبه ها مسیحی های آمریکا برای تولید آدم کش هایی مانند داعش برنامه‌ریزی می‌کنند و مسیحیان اروپا حمایت می‌کنند.

دوشنبه ها زرتشتی ها سکوت کردن کلاّ !

پنج شنبه ها بودایی ها کلاً به کسی کاری ندارن فقط برای صلح جهانی، مسلمونای میانمار رو زنده زنده آتیش میزنن!

🔻 #مهم: منظور همه‌ی یهودیان یا مسیحیان و... نیست در بین آنها نیز انسان‌های آزاده‌ی زیادی وجود دارد و منظور وجهه غالب آنها است.

👈این مسلمانان (مخصوصا مردم ایران) هستند که سکوت در برابر ظلم را شرکت در آن ظلم می دانند و به دلیل مقابله با ظالمان روزگار هزینه‌هایی همچون تحریم و تخریب رسانه‌ای را تحمل می‌کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۱ساعت 15:32  توسط رحیم جانی   | 

سازمان غذا و داروی  ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که ویروس کرونا تنفسی است و شستشوی دست ها و  ضد عفونی کردن با الکل رو کنار بگذارید و فقط در یا پنجره را  باز کنید و در محیط های بسته ماسک بزنید و تغذیهء سالم داشته باشید.

کسانی که مواد قندی و چربی  بیشتر مصرف میکنند  در معرض شدت بیشتر بیماری کرونا هستند  و همچنین کسانی که در محیط هایی که در و پنجره بسته است بیشتردر معرض خطرکروناهستند ،پس دست شستنِ وسواسی ، استفاده از دستکش وضد عفونی کردن را کنار بگذارید.

توصیهء سازمان غذا و  داروی آمریکا:

به زندگی عادی برگردید و فقط این 4 مورد را رعایت کنید.
1/ ماسک زدن در جمعیت
2/در و پنجرهء باز ،
3/فاصله گذاری دومتری
4/تغذیهء بدون شیرینی و شکلات و   نوشابه و شکر و قند و بدون سرخ کردنی و  فست فود  

دانشمندان به این نتیجه رسیدند که روش زندگی اشتباه باعث ضعیف شدن بدن انسان ها شده است.
▪️مواردی که سیستم ایمنی را پایین می آورد این هاست👇🏼

▪️کم خوابی و استرس
▪️تغذیه ء ناسالم : شیرینی جات ، شکلات ، بیسکوییت ، نبات ، شکر ، قند ، نوشابه ، آبمیوه های صنعتی و شِکر دار ، سرخ کردنی ها ، فست فود ، گوشت قرمز قلیان و سیگار

▪️مواردی که سیستم ایمنی را بالا
می برد 👇
▪️ورزش سبک و پیاده روی 
▪️تغذیهء سالم : خرما ، کشمش ، میوه ، سبزیجات ، خشکبار ، حبوبات ، غذاهای خام و بخارپز و آش ها و سوپ ها ،

▫️مصرف گوشت قرمز را پایین بیاورید و به جای گوشت قرمز از ماهی و گوشت های سفید استفاده کنید.  

▫️کرونا رو فقط از اشخاص به صورت تنفسی میگیرید  پس ماسک بزنید و در یا پنجره ها رو باز کنید.

▫️از ویتامین ها فقط ویتامین D مصرف کنید و بقیه ویتامین ها را از میوه ها و سبزی ها بدست بیاورید.

▫️بیخودی قرص های تجاری ویتامین مصرف نکنید  و پول خود را حرام نکنید ، ویتامین هایی  که در میوه ها و سبزیجات است بسیار قوی تر و مطمئن تر عمل می کنند.

▫️میوه و سبزی را فقط با آب خالی بشویید و نیازی به شستشو با مواد شویندهء شیمیایی نیست

▫️نیازی به ضدعفونی سطوح خانه ندارید.

▫️نیازی به ضدعفونی بسته‌بندی خریدهای سوپر مارکت ، پمپ‌های بنزین، و دستگاه‌های خودپرداز نیست.ویروس کرونا یک بیماری تنفسی است و هیچ خطر مشخصی مبنی بر انتقال کرونا با غذا وجود ندارد.

▫️لازم نیست لباس خود را فوراً عوض کنید و  دوش بگیرید!به زندگی عادی برگردید

▫️ویروس کرونا در هوای آزاد نیست ،این یک عفونت  تنفسی است که نیاز به  فضای بسته و تماس نزدیک با اشخاص دارد.پس در فضای باز ماسک نزنید مگر در جاهای پر جمعیت.

▫️پوشیدن دستکش  اشتباه و بیهوده است ، به طور عادی دستان خود را بشویید.

 ▫️لطفاً به طور مرتب برای پیاده روی  و ورزش بیرون بروید.
 
 ▫️لیموی تازه با آب گرم ویروس را در ابتدا قبل از رسیدن به ریه‌ها از بین می‌برد...

▫️قرقره با آب نمک روزی دوبار بسیارمفید است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ساعت 10:53  توسط رحیم جانی   | 

رکورد سرمای ایران در «گینس»/ چه سالی در ایران ۸ متر برف بارید؟.

 

 زمستان سال ۱۳۵۰ سردتر از همیشه بود. چنین سرمایی را ایرانی‌ها در سال ۱۳۴۲ نیز تجربه کرده بودند، اما این کجا و آن کجا! از اوایل بهمن، بارش برف شروع شد و حدود ۲ هفته در سراسر مناطق شمالی و مرکزی و غربی ایران ادامه داشت و داستانی شروع شد که روزنامه اطلاعات تیتر زد: «خدایا برف بس است!» و روزنامه‌های دیگر تیتر زدند: «٢٠٠ قریه در برف مدفون شد» و وضعیت این‌طوری بود:

«
در بعضی شهرها تا ۳۶ ساعت بارید و در تمام مناطق روستایی شمال‌غرب تا مرکز ایران به ارتفاع ۳ متر و در برخی نقاط جنوبی‌تر ارتفاع آن به ۸ متر رسید. دمای زنجان به ۲۴ درجه زیر صفر و دمای شهرکرد به ۲۷ درجه زیر صفر رسید. دمای فیروزکوه به منفی ۳۶ و خراسان نیز به منفی ۳۷ درجه رسید».

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ساعت 10:47  توسط رحیم جانی   | 

یکی از کارمندان شهرداری ارومیه میگفت: تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار میگشتم. از پله

یکی از کارمندان شهرداری ارومیه میگفت:
تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار میگشتم.
از پله های شهرداری میرفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟
تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم
یه کاغذ از جیبش درآورد و یه امضاء کرد و داد دستم گفت بده فلانی، اتاق فلان
رفتم و کاغذ را دادم دستش و امضاء را که دید گفت چی میخوای؟
گفتم: کار
گفت: فردا بیا سرکار!
باورم نمیشد!
فردا رفتم مشغول شدم
بعد از چند روز فهمیدم اون آقایی که امضاء داد شهردار بود.
چند ماه کارآموز بودم بعد یکی از کارمندان که بازنشسته شده بود من جای اون مشغول شدم

شش ماه بعد جناب شهردار استعفاء کرد و رفت جبهه. بعد از اینکه در جبهه شهید شد یکی از همکاران گفت: توی اون مدتی که کارآموز بودی و منتظر بودیم که یک نفر بازنشسته بشه تا شما را جایگزین کنیم، حقوقت از حقوق جناب شهردار کسر و پرداخت میشد. یعنی از حقوق شهید باکری، این درخواست خود شهید بود.

چه بی شمارند باکری هایی قلابی که امروز بر کرسی های مسئولیت جلوس کرده اند

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 19:13  توسط رحیم جانی   | 

زن در نظام آفرینش از منظر آیت‌الله مصباح یزدی

مصباح یزدی

انسان‌ها چه زن و چه مرد از آن جهت که انسانند، یک وظیفه مشترک انسانی دارند و از آن جهت که هرکدام جنس خاصی از انسان هستند؛ وظایف خاص جنس خودشان را بعهده دارند.

، انسان‌ها چه زن و چه مرد از آن جهت که انسانند، یک وظیفه مشترک انسانی دارند و از آن جهت که هرکدام جنس خاصی از انسان هستند؛ وظایف خاص جنس خودشان را بعهده دارند. از آنجایی جامعه انسانی مرکب از جنس زن و جنس مرد است؛ لازم است برای پایداری این نظام هر انسانی بنا بر طبیعت و فطرت خود وظایف را بعهده بگیرد.

ابتنای حقوق انسانی بر فطرت آدمی

برای اینکه بتوانیم دربارهء حقوق نیمی از افراد جامعه بشری‏ قضاوت صحیحی بکنیم باید موقعیت طبیعی و اجتماعی آنان را درنظر بگیریم و ببینیم که دست طبیعت و فطرت(یا به تعبیر دینی، دست قدرت و حکمت الهی)چه امتیازاتی را بایشان اعطاء کرده و چه‏ارزشی را برای‏ آنان قائل شده است.

بهترین راهی که می‌تواند تکلیف یا حقوق یک موجود زنده‏ را تعیین کند،بررسی مواهب فطری اوست،بنابراین،منطقی مانند یا قویتر از منطق فطرت وجود نخواهد داشت.

اساسا منطق قرآن شریف که آخرین و کاملترین کتاب آسمانی‏ و راهنمای همیشگی بشر بسوی سعادت دنیا و آخرت است؛اینست که پایه قانون باید روی فطرت استوار باشد «فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون» (…فطرت خدائی که مردم را بر آن سرشته، آفرینش خدا تبدیل‏ پذیر نیست اینست آئین پایدار ولی بیشتر مردمان نمیدانند(۱)

اصل انسانیت و جهات مشترکی که بین تمام‏ افراد انسان موجود است اقتضاءاتی دارد که بحکم فطرت نمی‌توان آنها را از هیچ فردی از افراد بشر سلب کرد، مانند:استقلال شخصیت، آزادی فکر و اراده، اصل مالکیت؛ مساوات در برابر قانون،دفاع از حقوق مشروعه و نظایر آنها.

 

تشابهات تکوینی و حقوقی زنان و مردان

جنس مرد و زن در حالی که هر دو انسان هستند، مشترک است و در اصل ویژگی‌های انسانی اشتراک دارند؛ امّا دو صنفِ (صنف به اصطلاح علم منطق) متفاوت هستند و توجّه کامل به اشتراک‌ها و اختلاف‌های این دو قشر، ما را در حلِ مسائل و فهم حقوق و تکالیف آن‌ها یاری خواهد کرد.(پرسشها و پاسخ ها ۲۷۱)

اسلام زن را عضو کامل و مستقل جامعه شناخته و از نظر کمالات‏ مشترک نسانی فرقی بین زن و مرد قائل نشده،و ملاک سعادت را تنها علم و عمل و تقوی و فضیلت دانسته است.(زن یا نیمی از پیکره اجتماع ۲۴)

موارد اشتراک مرد و زن بر اساس آن‌چه از مطالعه قرآن کریم به دست می‌آید می‌تواند بدین صورت دسته‌بندی شود:

  1. مرد و زن از لحاظ ماهیت انسانی و لوازم آن، یکسانند؛ یعنی هردو «انسان» هستند. نهایت این‌که در عین داشتن وحدت نوعی، به دو صنف منطقی یا (به تعبیر عرفی) به دو جنس تعلّق دارند.
  2. . مرد و زن بر اثر عبودیّتِ خدای متعالی و انجام تکالیفی که برعهده آنان است، به طور مساوی و یکسان استکمال می‌یابند. چنین نیست که بعضی از انواع و مراتب کمالات انسانی، به مردان اختصاص داشته باشد و زنان را در آن سهمی و مشارکتی نباشد، یا به عکس.
  3. در هر یک از دو جناحِ حقّ و باطل، هم مرد و هم زن وجود دارد و چنین نیست که تکیه جناح حق یا جناحِ باطل بر مردان یا زنان باشد. آن‌چه انسان‌ها را (اعمّ از مرد و زن) در دو جناح حقّ و باطل جای می‌دهد، ایمان حقیقی و کفر باطنی و نفاق است، نه زن یا مرد بودن. مردان و زنانی که به راستی ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته می‌کنند، با هم در پیوندند و مردان و زنان کافر و منافق نیز با یک‌دیگر ارتباط دارند.)پرسشها و پاسخ ها ۲۷۱-۲۷۲)
  4. بسیاری از تکالیف و مسؤولیت‌ها میان مردان و زنان مشترک است؛ چه در آیاتی که فقط صیغه مذکّر آمده و چه در آیاتی که هر دو صیغه به کار رفته است. (پرسشها) درصدر اسلام بسیاری از زنان همراه‏ مجاهدین در جنگها حاضر میشدند و بکارهائی مانند طبخ و پرستاری و زخم‏ بندی مجروحین اشتغال می‌ورزیدند. (زن یا نیمی از پیکره اجتماع ۲۵)
  5. زن در جامعه اسلامی میتواند مالک بشود،در اموال خود تصرف‏ کند،از خویشاوندانش ارث ببرد،تحصیل علم کند و حتی بطریق‏ مشروع کسب و تجارت نماید چنانکه«زینب عطاره» عطرفروشی میکرد و پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و اله از او عطر میخرید، و از نظر معاشرت و شرکت‏ در اموراجتماعی تاحدودی که باعفت و پاکدامنی منافات نداشته باشد آزاد است.(زن یا نیمی ۲۴) / در دنیای غرب، تا همین چند دهه اخیر، زنان استقلال اقتصادی نداشتند؛ حال آن‌که در جهان اسلام به سبب آموزه‌های قرآن، زنان از ابتدا دسترنج خود را مالک و در ارث سهیم شدند(پرسشها و پاسخ ها ۲۷۴)

 

تفاوت های فطری زنان و مردان

تفاوت‌های میان زنان و مردان به دو بخش کلّی قابل تقسیم است:

أ. تفاوت‌های جسمانی که با تجربه حسّی قابل درک است و در فیزیولوژی و آناتومی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

ب. تفاوت‌های روحی که آگاهی به آن از طریق تجربه حسّی مقرون به تجزیه و تحلیل‌های عقلانی، امکان‌پذیر است و در علم روان‌شناسی از آن بحث می‌شود.

تفاوت‌های جسمانی شامل:

  1. دستگاه تناسلی
  2. تفاوت در شکل پستان
  3. دوره قاعدگی در زنان
  4. نیروی بدنی
  5. نیازهای جنسی و توانایی تولید مثل: زن از لحظه‌ای که آبستن می‌شود تا زمانی که وضع حمل کند و اغلب حتّی مدّتی که فرزند را شیر می‌دهد، آمادگی برای آبستنی دوباره ندارد و میل جنسی او کاهش می‌یابد؛ در حالی که توان و میل جنسی مرد اغلب تعطیل بردار نیست.
  6. دستگاه تناسلی زن به طور معمول هر ماه فقط یک تخمک بالغ رها می‌سازد و در مدّتی کوتاه آماده باروری است؛ به همین جهت دوران تولید مثل و نیاز جنسی زن و مرد متفاوت است.

 

مهم‌ترین تفاوت‌های روحی و نفسانی زن و مرد عبارتند از:

  1. برخورداری زن از عواطف، انفعالات و احساسات بیش‌تر: برخورداری بیش‌تر زن در این سه بُعد روانی به طور معمول سبب تأثیرپذیری بیش‌تر و ابراز رفتارهای دیگرخواهانه از سوی زنان است. این ویژگی باعث می‌شود که زن، خیلی زودتر از مرد بخندد و بگرید و دستخوش سایر انفعالات شود؛ همان‌طور که عاطفه بیش‌تر زن نیز سبب مهر و محبّت، رقّت قلب و عطوفت مادری و… می‌شود.

این ویژگی روحی زن، در جای خود، نتایج بسیار مطلوبی را نیز به همراه دارد. تصدّی کارهای بسیاری نیازمند برخورداری از احساسات بیش‌تر و ملایمت افزون‌تر است. زنان در انجام این گونه کارها موفّق‌ترند. بچه‌داری، غذا دادن به کودک، نظافت و شست و شوی او، بازی با کودک و مراقبت از او، پاسخگویی به نیازهای عاطفی‌اش و… همه از کارهایی است که با روحیه او سازگار، بلکه مطلوب او است؛ در حالی که مردان اغلب چنین نیستند. این حقیقت مورد تأیید روان‌شناسان به ویژه روان‌شناسان زن نیز قرار گرفته است.

  1. میل زن به محبوبیّت و توجّه بیشتر: تفاوت مهمّ دیگری که کم و بیش معلول تفاوت پیشین است، میل بیش‌تر زن به محبوبیّت و مورد توجّه قرارگرفتن است و در برابر، مرد به مهرورزیدن و دوست داشتن تمایل دارد. یکی از نیازهای روحی زن آن است که از مرد دلربایی، و نظر او را به خود جلب کند در صورتی که مرد درصدد است دل خود را گرو دهد و شیفته شود. مردان به طور معمول عاشق‌پیشه، و زنان معشوق پیشه‌اند.

۳ . میل زن به حامی داشتن: تفاوت روحی دیگر زن و مرد که آن نیز به نوعی از تفاوت اوّل سرچشمه می‌گیرد، میل زن به تحت حمایت قرار گرفتن است؛ در حالی که مرد به طور معمول به حمایت کردن از دیگران میل دارد. به تعبیر دیگر، زن اغلب دوست دارد به مرد پناه ببرد و مرد خوش دارد که زن را در پناه خود بگیرد.

  1. میل افزون زن به خودآرایی و خودنمایی: زن میل بیشتری به محبوبیّت و مورد توجّه قرارگرفتن دارد و در برابر، مرد به مهرورزیدن و دوست داشتن تمایل دارد. یکی از نیازهای روحی زن آن است که از مرد دلربایی، و نظر او را به خود جلب کند در صورتی که مرد درصدد است دل خود را گرو دهد و شیفته شود. مردان به طور معمول عاشق‌پیشه، و زنان معشوق پیشه‌اند. )پرسشها و پاسخ ها ۲۷۱-۲۷۸)

 

هماهنگی نظام تکوین و تشریع در خلقت انسان

نظام تکوین و نظام تشریع هردو برای یک‏ هدف بر قرار شده و هیچکدام غرض دیگری را نقض نمی‌کند بلکه هرکدام‏ معاضد و مکمل دیگری بشمار می‌رود. دین اسلام مشتمل بریک سلسله نظامات‏ تشریعی است که از طرف پروردگار متعال برای راهنمائی و تکمیل‏ نفوس بشر و رساندن انسان‌ها بمنتهی درجهء کمال مادی و معنوی و دنیوی‏ و اخروی توسط آخرین پیغمبران در دسترس جامعهء بشریت قرار گرفته‏ است و در قوانین و احکام آن هیچگونه قصوری وجود ندارد.(زن یا نیمی از پیکره اجتماع ۲۲)

{اما}  آیا می‌توان گفت بین زن و مرد تفاوتی اساسی غیر از تفاوت بیولوژیک وجود ندارد و این اختلاف‌های ظاهری سبب تفاوت در حقوق نمی‌شود؟

درباره این‌گونه پرسش‌ها باید گفت:

حقوق و تکالیف انسان‌ها باید براساس مصالح و مفاسد نفس‌الامری و واقعی تعیین شود؛ بنابراین اگر اختلاف چنان باشد که منشأ اختلاف در مصالح و مفاسد شود، ناگزیر سبب تفاوتی در حقوق و تکالیف خواهد شد، و در غیر این صورت، سبب تفاوت نخواهد بود. (پرسش‌ها و پاسخ ها۲۸۷)

{اما} عقل انسانِ مادی و متعارف، بسی قاصرتر از آن است که بتواند تفاصیل و جزئیات این امور {مصالح و مفاسد واقعی و نفس الامری} را دریابد. آنچه به ذهن انسان می‌رسد، چیزی بیش از کلیات و برخی از جزئیات نیست؛ زیرا بشر اساساً بر شناسایی همه مصالح و مفاسد واقعی توانا نیست؛ وگرنه می‌توانست احکام و قوانینی اخلاقی و حقوقی وضع کند که تأمین‌کننده سعادت و کمال راستین همگان باشد، و در این صورت، از وحی، نبوت و دین بی‌نیاز باشد.

توقع اینکه ما همه اسرار تشریعات الهی را بفهمیم‏ توقع بسیار بیجائی است. آیا ما توانسته‌‏ایم تمام اسرار طبیعی یک موجود زنده را بشناسیم‏ که می‌خواهیم برهمگی جهات مادی و معنوی و جسمانی و روحانی و دنیوی و اخروی که در قوانین الهی رعایت شده احاطه پیدا کنیم؟

رمز نیاز دائم بشر به وحی و نبوت همین نارسایی عقل اوست. به همین دلیل نمی‌توان ادعا کرد که انسان به همه مصالح و مفاسد احاطه علمی دارد و می‌تواند جمیع احکام و قوانین الهی را توجیه عقلانی کند.  در این بحث، آنچه ما درمی‌یابیم و ادعا می‌کنیم، این است که بین زن و مرد اختلاف‌هایی وجود دارد که منشأ آثار متنوعی در زندگی اجتماعی می‌شود. بنابراین حقوق و تکالیف اجتماعی متفاوت است. برای آگاهی از جزئیات بیشتر درباره تفاوت حقوق و تکالیف باید از شرع بپرسیم؛ زیرا دقایق امور در این باب نیز همچون ابواب دیگر بر ما پوشیده است {بنابرین} به همان نحو که وجوه اشتراک تکوینی مرد و زن، زمینه اشتراک‌های تشریعی  آن دو را فراهم می‌سازد، وجوه افتراق تکوینی آنان نیز منشأ یک سلسله تفاوت‌ها و اختلاف‌های تشریعی (چه در حوزه امور فردی و چه در امور اجتماعی) می‌شود. (پرسشها و پاسخ ها ۲۸۵)

 

تاثیر تفاوت‌های فطری زنان و مردان بر حقوق و تکالیف آنها

ما هر کدام، از آن جهت که انسانیم یک وظیفه داریم، و از آن جهت که صنف خاصی از انسان هستیم، وظیفه دیگری داریم. از اجناس انسان، یا جنس مرد یا جنس زن، مرد بخاطر ویژه‏گی‌های مخصوصی طبیعی و تکوینی‏اش وظایفی خاصی دارد. و زن بواسطه صفات و ویژگی‏های مخصوص خودش یک وظایفی مخصوصی بخودش دارد. این دو تا وظایف است که در مقابل هم قرار می‌گیرند. زندگی خانوادگی، چون یک واحدی است مرکب از مرد و زن، پس در محیط خانواده سه جور وظیفه داریم، یک وظیفه مشترک بین مرد و زن، یک وظیفه مخصوص زن، یک وظیفه مخصوص مرد، این دو تا وظیفه‏‌های خاص، در مقابل هم قرار می‌گیرند، و بجای همدیگر، وظیفه خاصّ مرد، اقتضا می‌کند، یعنی همان ساختمان طبیعی و تکوینی‏اش اقتضا می‌کند که کارهای سخت اجتماعی بعهده او باشد. و از آنطرف ساختمان بدنی و روحی زن اقتضا می‌کند که کارهای که احتیاج به عطوفت، بدقت بلطافت، و اینها… دارد. بعهده زن باشد، این دو تا وظیفه است که در مقابل هم قرار می‌گیرند اگر بمردان دستور داده شده، که کارهای سخت و دشواری، مثل شرکت در جنگ‏‌ها، بعهده بگیرند، بزنان هم وظایفی داده شده که اگر آنها را درست انجام بدهدند، عین همان ثواب‏ها را خواهد داشت(فایل سخنرانی استاد مصباح برای بانوان ۶/۶/۱۳۶۳)

انسان‌ها چه زن و چه مرد از آن جهت که انسانند، یک وظیفه مشترک انسانی دارند و از آن جهت که هرکدام جنس خاصی از انسان هستند؛ وظایف خاص جنس خودشان را بعهده دارند. از آنجایی جامعه انسانی مرکب از جنس زن و جنس مرد است؛ لازم است برای پایداری این نظام هر انسانی بنا بر طبیعت و فطرت خود وظایف را بعهده بگیرد. همانطور که ساختمان طبیعی و تکوینی مرد اقتضای بدوش گرفتن کارهای سخت و سنگین اجتماعی را دارد، ساختمان بدنی و روحی زن نیز اقتضا میکند کارهایی که احتیاج به لطافت و عطوفت بیشتری دارد بعهده زن قرار بگیرد.

تفاوت‌های جسمی و روانی گفته شده، سبب اختلاف‌های اساسی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی مرد و زن می‌شود که به طور قطع باید هنگام تعیین حقوق و تکالیف، مورد توجّه کامل قرار گیرد. تعبیه و طرّاحی این تفاوت‌ها برای تشکیل و حفظ نظام خانواده و در نتیجه حفظ و بقای نسل بشر لازم و اجتناب‌ناپذیر است.

کاملاً معقول، صحیح و عادلانه است که زنان و مردان، گذشته از حقوق و تکالیف مشترکی که بر اساس وجوه اشتراک طبیعی و تکوینی خود دارند، در سایر حقوق و تکالیف، متفاوت باشند. اگر اختلاف مردان و زنان در حقوق و تکالیف، کاملاً رعایت شود، هم مصالح زنان تحصیل خواهد شد و هم مصالح مردان، و هم مصالح جامعه که متشکل از مردان و زنان است؛ و اگر رعایت نگردد، یعنی اگر حقوق و تکالیف زنان مثل و عین حقوق و تکالیف مردان باشد، بسیاری از مصالح زنان، مردان و جامعه  از دست می‌رود؛ یعنی به زنان، مردان و کل جامعه ستم می‌شود.( حقوق و سیاست، جزوه پلی کپی، ج ۲-ص۲۰۸۰-۲۰۸۱)

این حکم موجب ظلم بزنان یا کاستن قدر و منزلت ایشان نیست، چنانکه معاف بودن آنان از شرکت در جهاد و میدان کارزار یا از تحصیل معاش(در زندگی خانوادگی)موجب ظلم برمردان و بمنعای استخدام ایشان برای تأمین و آسایش زنان و در نتیجه کاهش قدر و ارزش اجتماعی مردان نیست،بلکه معنای آن؛تعاون و همکاری در زندگی اجتماعی از راه استفاده از مواهب فطری و استعدادات خدادادی‏ هردسته از انسانها برای برقراری نظم جامعه و حفظ مصالح اجتماع‏ است. بنابراین که میزان قوانین اجتماعی اقتضاءات فطری باشد باید گفت که وظیفهء زن پرورش اولاد و گرداندن چرخ خانواده یعنی‏ سازمان تضمین بقاء نوع انسانی و پرورش افراد صالح جامعه است،و وظیفهء مرد عهده‏داری تأمین مخارج زندگی خانوادگی و سایر مشاغل‏ متناسب باتجهیزات فطری اوست. (زن یا نیمی از پیکره اجتماع ۳۱)

 

توازن حقوق و تکالیف؛ شرط برقراری عدالت

متعادل بودن حقوق و تکالیف زنان، و متوازن بودن حقوق و تکالیف مردان یک چیز است، و تساوی و هم‌رتبه بودن زن و مرد چیز دیگر. قرآن کریم اوّلی را می‌پذیرد و دوّمی را رد می‌کند. اگر به مقتضای نیروها و توانایی‌های بیش‌تری که مرد به طور تکوینی دارا است، تکالیف و مسؤولیت‌های سنگین‌تری بر عهده‌اش گذاشته شود، در بخش تکلیف، بر او ستمی نشده است. حال اگر به ازای این تکالیف و مسؤولیت‌ها، حقوق و مزایایی بیش‌تری برایش معیّن شود، باز هم بدون شک در مقام تکلیف، بر او ستمی نرفته؛ زیرا تعادل میان حقوق و تکالیف او رعایت شده است.

از سوی دیگر، به زن نیز ظلمی نشده است اگر بنا به اقتضای توانایی کم‌تر او، تکالیفِ سبک‌تری از وی بخواهند و متناسب با این تکالیف، حقوق کم‌تری برایش تعیین کنند. تا این‌جا مطلب روشن است؛ امّا اگر حقوق بیش‌تر مرد با اختیارهای کم‌ترِ زن مقایسه شود، ممکن است توهّم شود که به زن ظلم شده است؛ در حالی که اگر حقوق و اختیارهای مرد بیش‌تر نمی‌بود (با توجّه به تعادل میان حقوق با تکالیف، و تکالیف با توانایی‌ها) در آن صورت به مرد ستم شده بود؛ پس برتری مرد بر زن در مقام تشریع (همچون مقام تکوین) ظلم نیست؛ بلکه عین عدل است(پرسشها و پاسخها ۲۸۲)

همه اهداف مختلفی که برای حقوق قایل شده‌اند، سرانجام به برقراری عدالت اجتماعی ختم می‌شود. مقتضای عدالت این است که به هرکس آنچه را که استحقاق آن را دارد بدهند؛ خواه سهم همه افراد برابر شود یا نشود. اجرای عدالت در بیشتر موارد به مساوات نمی‌انجامد و آنجا که مقتضای عدالت عدم تساوی است، تساوی عین بی‌عدالتی خواهد بود. در بسیاری از احکام حقوقی اسلام، میان افراد یا گروه‌ها، فرق‌ها و تفاوت‌هایی مقرر شده است؛ مانند اینکه سهم پسر در ارث، دو برابر سهم دختر است،  که ما به استناد کتاب و سنت، آن را عادلانه می‌دانیم و هرگونه سرپیچی از آن را ظلم و جور قلمداد می‌کنیم.( حقوق و سیاست، ۴۳_۴۴)

 

تفاوت‌هایی که سبب اختلاف در حقوق و تکالیف می‌شود

اصولا چه نوع اختلاف‌هایی بین زن و مرد سبب تفاوت حقوق می‌شود و آیا زن و مرد با یک‌دیگر تفاوتی اساسی دارند؟

{برای پاسخ به این سوال باید دید} قوام زن بودن زن به چه‏‌امری است؟

اختلاف مرد و زن در جهاز تناسلی گرچه یک امر ساده بنظر می‌رسد که نمی‏‌تواند منشأ اختلافی در وظایف و حقوق ایشان بشود ولی بادقت بیشتر روشن می‌گردد که ممکن است این اختلاف؛ تأثیر بسزائی در تفاوت موقعیت اجتماعی ایشان و حقوق و تکالیف مربوط بزناشوئی داشته باشد. بلکه اگر کسی ادعا کند که محور اختلافات دیگر زن و مرد از قبیل اختلافات جهاز عصبی و امتیازات روانی؛ همین اختلاف در جهاز تناسلی می‌باشد،سخنی بگزاف نگفته است.(زن یا نیمی از پیکره اجتماع ۹)

این اختلاف‌های جسمی و روحی، کم و بیش سبب آثار اجتماعی گوناگون می‌شود؛ از این رو قانونگذار در مقامِ وضع قانون، سه راه بیش‌تر ندارد: یا همه اختلاف‌ها را در نظر بگیرد یا از همه اختلاف‌ها صرف‌نظر کند یا پاره‌ای از اختلاف‌ها را ملاحظه کند و از پاره‌ای دیگر چشم بپوشد.

بطلان فرض اول و دوم با اندکی تامل روشن می‌شود، بنا برین قانونگذار لاجرم باید فرض سوم را مدّ نظر قرار دهد و بعضی از اختلاف‌ها را در نظر گیرد و از بقیه چشم بپوشد. در این صورت، جای این پرسش هست که چه نوع اختلاف‌هایی باید سبب اختلاف در قوانین شود و چه قسم اختلاف‌هایی نباید چنین باشد.

به نظر می‌رسد برای آن که اختلاف تکوینی، سبب پیدایش قوانین و مقرّرات گوناگون شود، باید سه ویژگی داشته باشد:

  1. دائمی باشد، ۲. غالبی یا عمومی باشد، ۳. در امور اجتماعی مؤثّر باشد.

به نظر ما، زن و مرد دارای یک سری اختلاف‌های تکوینی هستند که مقتضیِ حقوق و تکالیف متفاوت است. در هر جامعه‌ای و در طول تاریخ، زنان با مردان اختلاف‌هایی دارند که دارای سه ویژگی ذیل است:

اوّلا ثابت و دائمند؛ چرا که در طول تاریخ بشری به ندرت پیش آمده است که تغییر جنسیتی حاصل، و مردی زن یا زنی مرد شود و این اختلافات در طول زندگی افراد باقی می‌ماند.

ثانیاً عمومیّت دارند؛ زیرا هریک از دو قشر زن و مرد، به طور تقریبی نیمی از جامعه بشری را تشکیل می‌دهند.

ثالثاً منشأ آثار گوناگون در زندگی اجتماعی می‌شوند.

بنابر این لازم است قانون گذار درصدد وضع قوانین در این جهت برآمده و تکالیف و حقوق زنان را بر اساس تفاوت های تکوینی آنان وضع کند.

آیت‌الله مصباح یزدی

منبع:سایت فکرت

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 19:8  توسط رحیم جانی   | 

اعتراف بایدن به تروریست بودن ترامپ چه تبعاتی دارد؟

 

بایدن با تروریست خواندن هواداران ترامپ که در ۷ ژانویه به کنگره این کشور حمله کردند و همچنین متوجه نمودن مسئولیت این اقدامات به ترامپ، عملا رییس جمهور فعلی آمریکا را رهبر تروریستها قلمداد کرده است.

، جو بایدن رئیس‌جمهور منتخب آمریکا در تازه ترین واکنش به رخدادهای چهارشنبه ۶ ژانویه در واشینگتن که طی آن هواداران ترامپ به سمت ساختمان کنگره (کاپیتول) حمله کردند و با اشغال آن زمینه ساز کشته شدن ۵ نفر شدند، ضمن آن که این روز را «تیره‌ترین روز تاریخ» ایالات متحده آمریکا نامید، دونالد ترامپ را مسئول این رخداد معرفی کرد.

بایدن هواداران مسلح ترامپ را «تروریست‌های داخلی» خواند و نیروهای امنیتی را نیز به برخورد بیش از حد نرم با هواداران ترامپ متهم کرد.  

بیشتر بخوانید:

ترامپ عاقل، ترامپ دیوانه

هواداران ترامپ روزچهارشنبه ۱۷ دی (۶ ژانویه) و در زمانی که کنگره آمریکا مشغول بررسی و تایید آرای الکترال مربوط به انتخابات ریاست جمهوری ۳ نوامبر بود وارد ساختمان کنگره شدند و ضمن تخریب و غارت این مجموعه تلاش کردند که به نمایندگان حزب مخالف آسیب وارد کنند. در جریان یورش هواداران ترامپ یا به تعبیر جو بایدن «تروریست‌های داخلی» به ساختمان کنگره این کشور ۵ نفر از جمله یک مامور پلیس کشته شدند.

اظهارات اخیر جوبایدن رییس جمهور منتخب آمریکا سخنانی بسیار مهم تلقی می شودکه در بطن آن «اعترافی دیر هنگام» نهفته است.

بایدن از سویی به صورت رسمی اعلام نموده که مسئول وقایع ۷ ژانویه در واشینگتن، ترامپ است واز سوی دیگر افرادی که با دعوت و هدایت ترامپ دست به این اقدام جنایتکارانه زده اند را تروریست داخلی دانسته است.

نتیجه منطقی حاصل از اظهارات بایدن این است که او ترامپ را رهبر تروریست‌های داخلی می داند و طبیعتا شخص دونالد ترامپ رییس جمهور فعلی آمریکا هم تروریست است.

اعتراف دیرهنگام بایدن موید این واقعیت است که در  چهار سال گذشته یک تروریست به همراه دار و دسته اش رییس جمهور ایالات متحده امریکا بوده و با در اختیار داشتن بزرگترین ارتش و زرادخانه هسته ای جهان با رویکردهای تروریستی در مورد کنشهای این کشور در مهمترین موضوعات نظامی و امنیتی تصمیم می گرفته است.

نگاهی به تصمیمات و اقداماتی که در دوره ریاست جمهوری ترامپ در داخل و خارج از امریکا به وقوع پیوسته به روشنی اظهارات جوبایدن را تایید می کند.

بدون شک مهمترین نماد رفتار تروریستی ترامپ در طول دوران زمامداری اش در صدور دستور ترور  فرمانده عالی رتبه یک کشور در جریان سفر رسمی به کشور دیگر تجلی یافت.

ترور سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و فرماندهان مقاومت که به اعتراف دوست و دشمن اصلی ترین نقش را در سرکوب تروریستهای آدمخوار داعشی در منطقه داشته اند، بطور قطع بهترین هدیه ای بود که رهبر تروریستهای جهان می توانست به هوادارانش بدهد.

دستگاه قضایی عراق به عنوان میزبان سردار سلیمانی اخیرا با صدور حکم بازداشت دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا که خود رسما مسئولیت این اقدام تروریستی را پذیرفت زمینه محاکمه وی برای دست زدن به این جنایت را فراهم کرده است.

اگرچه جو بایدن رییس جمهور منتخب آمریکا پس از ترور سردار سلیمانی و فرماندهان مقاومت به نوعی از این اقدام حمایت کرد اما در شرایط کنونی و پس از اظهارات اخیر بایدن، او دو راه پیش رو دارد.

یا باید چون گذشته با تایید اقدام تروریستی ترامپ، همچنان در کنار وی بماندو ننگ حمایت از یک تروریست را(به اعتراف خودش) بپذیرد و یا شجاعت اعتراف رسمی به اشتباهش را داشته باشد و از صحبتهای قبلی خود عذر خواهی کند و زمینه محاکمه ترامپ در کشوری که این جنایت در آن رخ داده را فراهم کند و از تایید رفتار یک تروریست اعلام انزجار و برائت نماید.

در صورتی که جو بایدن مسیر برائت از ترامپ را در پیش نگیرد می توان نتیجه گرفت که  رییس جمهور امریکا در خصوص ارزیابی اقدامات تروریستی و افراد تروریست هم مانند بسیاری از موضوعات دیگر قائل به استاندارد دو گانه است. به عبارت دقیق تر در صورتی که یک تروریست و هوادارنش به کنگره امریکا حمله می کنند و باعث مرگ تعدادی از شهروندان امریکا می شوند باید آنها  را محکوم کرد اما اگر همین گروه، جنایتی بزرگتر و بی سابقه را در خارج از امریکا انجام بدهند باید از آنها تقدیربه عمل آید.

جو بایدن رییس جمهور منتخب آمریکا می تواند این عرصه را به آزمونی برای راستی آزمایی اظهاراتش در مورد موضوعی بسیار مهم یعنی حمایت از تروریسم یا نفی آن مبدل سازد که موفقیت یا ناکامی اش منوط به شجاعت و صراحت است.

این‌ گوی و این میدان، طرفدار تروریسم هستید یا مخالف آن؟

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۹ساعت 18:43  توسط رحیم جانی   | 


بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام وادب محضر همه فضلا و گرامیان
میخوام بگم آیا یادتون هست که از بچگی تا الآن هر وقت هر کاری خوبی را کردیم و انجام میدادیم بهمون میگفتن ان شاء الله خیر ببینی... میگفتن
خیر ببینی پسرم
خیر ببینی دخترم
خیر ببینی جوان
وقتی صبح از خواب بیدار میشیم ، به یکدیگر میگوئیم :
صبح به خیر.
در طول روز به یکدیگر میگوئیم :
روز به خیر.
شاید در طول روز ، این کلمه رو چند بار تکرار کنیم ، و برای یکدیگر طلب خیر کنیم.
ولی واقعاً این خیری که همه در جستجوی او هستند، و از خدا میخواهند. چیست؟
قران کریم می‌فرماید : همه انسان‌ها شدیداً در پی خیر هستند.
همه در جستجوی بهترین‌ها هستند.

إنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيد.
(عادیات/۸)

انسان بسیار دوستدار خیر است.

ولی هر کسی این خیر را در چیزی می‌بیند؟
یکی در خانه‌ی خوب
یکی در ماشین خوب
یکی در شغل خوب
یکی در همسر و فرزندان خوب
و هزاران چیز دیگر...

ولی واقعاً این خیرِ راستین چیست؟
قرآن کریم می‌فرماید حضرت موسی وقتی خائف و ترسان از بین فرعونیان می‌گریخت ، این جمله رو زمزمه می‌کرد:
ربِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیر.
(قصص/۲۴)
پروردگارا. من به آنچه که تو از خیر بر من نازل کنی محتاجم...
یعنی خدایا من نمیدانم خیرم در چیست.
ولی اون بهترین رو که خیر من در آن است ، بر من نازل کن.
خیلی از ماها ، این آیه رو در قنوت نمازهایمان میخوانیم ، و مدام از خدا طلب خیر می‌کنیم.
خیری که حتّی نمیدونیم چی هست.
فقط همین قدر میدونیم که اون چیزی که مردم فکر می‌کنند ، نیست...

خُب حالا
میخواهید بدانید خیرِ واقعی تمام بشریت در چیست؟

یه آیه‌ در قرآن هست که بارها و بارها آنرا دیده ایم و خوانده ایم و شنیده ایم ، ولی متاسفانه به راحتی از کنارش عبور کردیم. و اصلا به آن توجه نکردیم.

خدا به صراحت این خیر را در قرآنش به همگان معرفی کرده است: که میفرماید

بقِيَّةُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.

بقية الله همان خیرِ شماست. اگر از اهل ایمان باشید.
این خیر که همه دنبالش هستند ، چیزی نیست جز بقیه‌الله.
جز پدر مهربانم. جز آقا و مولایم صاحب الامرامام‌ زمانم(عج)
اون خیری که همه رهایش کردند ، و آنرا به بهای اندکی فروختند.😭😭
خیرِ واقعی یعنی اهلبیت علیهم‌السلام.
در زیارت ‌جامعه‌ کبیره خطاب به اهلبیت میگوئیم :

انْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ اوَّلَهُ، وَ اصْلَهُ وَ فَرْعَهُ، وَ مَعْدِنَهُ وَ مَاْویهُ وَمُنْتَهاهُ.
هر جا صحبت از خیر باشد، شما اهلبیت اوّل و آخر و اصل و فرع و معدن و جایگاه آن خیر هستید.

أللَّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِکْ الفرج 🤲
 جزاکم الله خیرا؛ التماس دعا یاعلی مدد.🤲🥀🥀

 


┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹ساعت 17:44  توسط رحیم جانی   | 

آزادی یعنی چه؟/ آیا باید به همه عقاید احترام گذاشت؟

آزادی فکر و عقیده از جمله موضوعاتی است که در سال های اخیر ابزار دست اپوزیسیون برای پیشبرد ادعاهایش علیه جمهوری اسلامی شده است؛ ادعاهای اپوزیسیون داخلی و خارجی البته در بسیاری از اوقات تایید می کند که آنان درک درست و روشنی از آزادی و انواع آن ندارند و تنها درصدد متهم کردن نظام به مخالفت با آزادی و کسب امتیاز سیاسی هستند.

ببر پایه تعریف آنان از آزادی تفکر، به تمام عقاید و نگرش ها ولو بی اساس ترین آن ها هم باید احترام گذاشت و ادب کرد حال آنکه این شیوه برخورد اتفاقا بدترین شیوه استعمار و ضد آزادی عقیده است.
این حقیقت را شهید استاد مرتضی مطهری در همان ابتدای انقلاب به سادگی و شیوایی توضیح داده است. سخنان خواندنی او در این باره، در کتاب "آینده انقلاب اسلامی ایران" در کتابفروشی ها در دسترس همگان قرار دارد.این شهید بزرگوار که امام راحل همه آثارش را بدون استثنا تایید کرده و ارزشمند خوانده اند، درباره موضوع آزادی عقیده عنوان کرده است: لازم است درباره دو نوع آزادی كه مايه اشتباه كاری‏ و مغلطه شده است توضیح داده شود. فرق است ميان آزادی تفكر و آزادی عقيده آزادی‏ تفكر ناشی از همان استعداد انسانی بشر است كه ميتواند در مسائل بينديشد اين استعداد بشری حتما بايد آزاد باشد پيشرفت و تكامل بشر در گرو اين آزادی است اما آزادی عقيده ، خصوصيت ديگری دارد ميدانيد كه هر عقيده ای ناشی از تفكر صحيح و درست نيست منشا بسياری از عقايد ، يك سلسله عادتها و تقليدها و تعصبها است عقيده به اين معنا نه تنها راه گشا نيست كه به عكس نوعی‏ انعقاد انديشه بحساب ميايد يعنی فكر انسان در چنين حالتی ، به عوض‏ اينكه باز و فعال باشد بسته و منعقد شده است و در اينجا است كه آن قوه‏ مقدس تفكر ، بدليل اين انعقاد و وابستگی ، در درون انسان اسير و زندانی‏ ميشود آزادی عقيده در معنای اخير نه تنها مفيد نيست ، بلكه زيانبارترين‏ اثرات را برای فرد و جامعه بدنبال دارد آيا در مورد انسانی كه يك سنگ‏ را ميپرستد بايد بگوئيم چون فكر كرده و بطور منطقی به اينجا رسيده و نيز به دليل اينكه عقيده محترم است ، پس بايد به عقيده او احترام بگذاريم و ممانعتی برای او در پرستش بت ايجاد نكنيم؟ يا نه ، بايد كاری كنيم كه‏ عقل و فكر او را از اسارت اين عقيده آزاد كنيم؟ يعنی همان كاری را بكنيم كه ابراهيم خليل الله كرد.
شهید مطهری در ادامه به داستان بت شکنی حضرت ابراهيم ( ع ) و پاسخ ایشان به اعتراض مردم بت پرست شهر اشاره و عنوان می کند: ابراهیم (ع) خطاب به انها گفت شما چرا مرا متهم ميكنيد؟ مجرم‏ واقعی همين بت بزرگ است كه زنده مانده مردم در جواب گفتند كه از او اين كارها ساخته نيست پاسخ داد كه چطور است كار زد و خورد از او ساخته‏ نيست ولی اينكه حاجتهائيرا كه انسانها در آنها در مانده اند برآورده كند ، از او ساخته است؟ در اينجا قرآن اصطلاح بسيار زيبائی بكار مي برد، مي گويد: «فرجعوا الی انفسهم»، اين مناظره سبب شد كه اينها بخود بازگردند* از نظر قرآن ، خود واقعی انسان عقل و انديشه ناب و خالص‏ و منطق صحيح اوست قرآن ميگويد اينها از خودشان جدا شده بودند ، اين تذكر سبب شد كه دوباره سوی خود باز گردند و خود را در يابند حالا كار حضرت ابراهيم را چگونه بايد تفسير كنيم ؟ آيا كاری كه ابراهيم‏ (ع) كرد بر خلاف آزادی عقيده - بمعنای رايج آن كه ميگويند عقيده هر كس‏ بايد آزاد باشد - بود ، يا آنكه در خدمت آزادی عقيده بمعنای واقعی آن‏ بود ؟ اگر حضرت ابراهيم ميگفت چون اين بتها مورد احترام ميليونها انسان‏ هستند ، پس من هم به انها احترام ميگذارم ، يعنی درست همان چيزی را ابراز ميكرد كه اكنون عقيده‏ای بسيار رايج است ، آيا كار درست و صحيحی انجام داده‏ بود ؟ از نظر اسلام اين اغراء به جهل (كشانيدن به جهل) است نه خدمت به آزادی در تاريخ اسلام نيز ميبينيم درست نظير كار ابراهيم ( ع ) را پيغمبر اكرم ( ص ) در فتح مكه انجام داد آن حضرت به بهانه آزادی عقيده ، بتها را باقی‏ نگذاشت به عكس ديد اين بتها عامل اسارت فكری مردمند و صدها سال است‏ كه فكر اين مردم اسير اين بتهای چوبی و فلزی و شده است ، اين بود كه‏ بعنوان اولين اقدام بعد از فتح ، تمام آنها را در هم شكست و مردم را واقعا آزاد كرد.

شهید مطهری سپس این شیوه را با رفتار پادشاه‏ وقت انگلستان مقایسه می کند، "وقتي كه او برای ديدار از هندوستان به آنجا رفته بود در هندوستان‏ جزء برنامه سفرش ، بازديد از يك بتخانه گنجانده شده بود. خود مردم هند وقتيكه ميخواستند داخل صحن بتخانه شوند ، كفشهای خود را ميكندند ، اما او بنشانه احترام بيش از حد ، هنوز به صحن نرسيده كفشهايش را كند و بعد هم‏ از همه مؤدب تر در مقابل بتها ايستاد در تفسير اين حركت عده ای ساده‏ انديش ميگفتند ببينيد نماينده يك ملت روشنفكر چقدر به عقايد مردم‏ احترام ميگذارد غافل از اينكه اين نيرنگ استعمار است استعماری كه‏ ميداند كه همين بتخانه هاست كه هند را به زنجير كشيده و رام استعمارگران‏ كرده است اينگونه احترام گذاشتنها ، خدمت به آزادی و احترام به عقيده‏ نيست ، خدمت به استعمار است ملت هند اگر از زير بار اين خرافات‏ بيرون بيايد كه ديگر باج به انگليسيها نخواهد داد."
مثال دیگر استاد مطهری کوروش است. ایشان درباره او تصریح کرده است: در كتابهای تاريخ خودمان نوشته بودند كوروش چه مرد بزرگ و بزرگواری بوده كه وقتی به بابل رفت و آنجا را فتح كرد تمام بتخانه‏ ها را محترم شمرد از نظر يك فاتح كه سياست استعمارگری‏ دارد، اين كار، امری عادی و يك نقشه معمولی است ولی از نظر بشريت‏ چطور؟ آيا خود جناب كوروش به آن اعتقاد داشت؟ يقينا نه، اما كوروش‏ فكر ميكرد اين اعتقاد كه مردم را در بيخبری نگاه داشته عامل خوبی برای در بند ماندن آنهاست اين بود كه دست به تركيب آنها نزد.

* اين اصطلاح قرآنی كه هزار و چهارصد سال پيش مطرح شده است تقريبا معادل اصطلاح از خود بيگانگی و بازگشت بخويش است كه درآثار هگل و ماركس و پيروان او ، بر روی آن تاكيد بسيار شده است و روشنفكران ما متاسفانه بعوض اخذ آن از قرآن و درك معنای عميق آن از اين كتاب ، آنرا از غرب اخذ كرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۹ساعت 21:2  توسط رحیم جانی   | 

غرب برای کدام ترس، گریبان می‌درد؟

تز سکولارها واژگونه شده، به این دلیل که وجود دین را در عمق زندگی ایرانیان و بازگشت دین را در مغرب زمین می توانیم ببینیم.

، محمد ایمانی فعال رسانه‌ای در واکنش به هتاکی فرانسه به اسلام و پیامبر در کانال تلگرامی خود نوشت: چرا غربِ مدعی لیبرالیسم، نسبت به اسلام و پیامبر اعظم (ص) ستیزه جویی و هتاکی می کند؛ مگر نه این که ادعای غربِ مدرن، تحمل و تساهل و احترام به عقاید و اندیشه دیگران است؟

پاسخ این سوال را عبدالکریم سروش داده است. او که خود به عنوان کارگزار ناتوی فرهنگی، مورد حمایت سیاسی غرب بوده و در فتنه 88 به عنوان عضو اتاق فکر جنبش سبز در لندن فعالیت می کرد، ۴ اسفند ۸۸ در دانشگاه دلفت هلند اذعان کرد:

«تز سکولارها واژگونه شده، به این دلیل که وجود دین را در عمق زندگی ایرانیان و بازگشت دین را در مغرب زمین می توانیم ببینیم. آنچه گمان می رفت رو به احتضار می رود یا مرده است، خوب یا بد، ظاهرا تجدید حیات کرده، برخاسته و برگشته و دیگران را به نگرانی افکنده است.

سکولاریسم که قرار بود نسبت به ادیان بی طرف باشد، تبدیل به سکولاریسم ستیزه گر شده؛ یعنی با پاره ای از ادیان، رسما درمی آویزد و می ستیزد و وجود اجتماعی آنان را تحمل نمی کند. از این قرار چیزی اتفاق افتاده که در پیش بینی سکولارها نبوده.

تصور و تز قطعی سکولارها این بود که جهان به طرفی می رود که دین در آن ضعیف و ضعیف تر خواهد شد. لذا غم دین را نباید خورد... زمانی هست که شما معتقدید پشتوانه آزادی ادیان، عبارت است از حقوق بشر؛

اما یک وقت هست که شما معتقدید این اعتقادات را نباید مورد توجه قرار داد و با آنها نباید درافتاد؛ چون چیزی نیستند؛ مردنی اند و از میان رفتنی اند. تز سکولاریسم می گفت؛ چیزهایی که رفتنی و محتوم به مُردن اند، آن قدر بها ندارند که با آنها درآویزیم.

اما جهان جدید ظاهرا نشان داد که نه؛ همین اندیشه های دینی که آنان خرافی و تاریخ مصرف گذشته می دانستند، به دلایل مختلف دوباره سر برآورده اند. لذا آزادی دینی، آن چنان که تبلیغ و به آن افتخار می شد، دیگر در دستور کار سکولارها نیست.»

سروش همچنین ۱۱ مرداد ۸۶ در جمع گروهی از عناصر ضدانقلاب در دانشگاه پاریس گفت:

«رفته رفته سکولاریسم وارد دوره ستیزه گر و میلیتانت می شود، سکولاریسمی که مدارا و ظرفیت و هاضمه قوی پیشین خود را از دست داده است. امروز پیش بینی ضعیف شدن تدریجی ادیان، باطل از آب درآمده و شما در این 20، 30 سال از جامعه شناسان بزرگ می شنوید که ادیان در حال قوت گرفتن هستند.

سکولاریسم و لیبرالیسم، هاضمه اش برای بلعیدن ادیان ضعیف، قوی بود اما دین قوی و فربه را نمی تواند ببلعد و از گلویش پایین نمی رود و لذا ستیزه گر می شود. چرا دین دوباره جان گرفته؟ جامعه شناسان آمریکایی می گویند برای ای نکه بحران هویت و بحران معنویت پدید آمده است...

آمریکا حمله کرد به افغانستان و عراق. هر دو کشور در قانون اساسی تازه خود نوشتند ما باید قوانین مان را از شرع بگیریم، چیزی که در مخیله آمریکایی ها نمی گنجید، یعنی سکولاریسم صدامی تبدیل شده به آنتی سکولاریسم... متأسفانه سکولاریسم ستیزه گر، جنبه هویتی دین را غلیظ تر می کند.

در کشورهای اروپایی، حکومت ها در مواجهه با اقلیت های دینی نیرومند، کم کم دارند مدارای خود را از دست می دهند و بدل به سکولاریسم ستیزه گر می شود... آینده سکولاریسم و لیبرالیسم به دلیل قوت ادیان، با یک سلسله چالش های جدی روبروست و به شکل فعلی باقی نخواهد ماند».

 مشیّت الهی بر این است که آیین پیامبر رحمت (ص) عالمگیر شود؛ حتی اگر مستکبران، طاقت از کف بدهند و یقه بدرند. لیبرالیسم با ادعای تساهل، دلربایی می کرد اما حالا پرخاشگر و ستیزه جو شده. این یعنی شلیک به اعتبار و اقتدار خویش. ضمنا به بیان شریف امیر مومنان (ع) "مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ، صَرَعَهُ. هر کس با حقّ در آویخت، حقّ او را به خاک افکند".

 

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان ۱۳۹۹ساعت 18:55  توسط رحیم جانی   | 

عالمی که ناصرالدین شاه را ناصرالکفر نامید

 وقتی ناصرالدین شاه با خیانت امثال ملکم‌خان و سپهسالار امتیازاتی نظیر رویتر و تالبوت را امضا کرد؛

ملاعلی کنی درباره‌اش گفت: «او ناصرالدین نیست، ناصرالکفر است.»

آن زمان تنها علمایی نظیر ملاعلی کنی بودند که مقابل قراردادهای خائنانه کت‌شواری‌ها ایستادند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان ۱۳۹۹ساعت 9:6  توسط رحیم جانی   |