+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۸ساعت 15:53  توسط رحیم جانی   | 

۵ توصیه امام رضا (ع) برای سیر و سلوک عاشورایی

فرزند شبیب! اگر بر سیدالشهدا(ع) گریه کردی تا اشکت بر گونه‌ات جاری شد، خدا هر گناهی که کردی ـ کم یا زیاد، صغیر یا کبیر ـ را می‌بخشد.

روایتی از امام رضا(ع) هست که در روز اول محرم به ابن‌شَبیب فرمودند: روزه گرفته‌ای؟ امروز روزی است که زکریا روزه گرفت و خدا یحیی را به او عطا کرد. اگر می‌خواهید حاجت‌روا شوید، امروز را روزه بگیرید. فرمودند: محرم ماهی است که اهل جاهلیت حرمتش را نگه می‌داشتند، اما این امت نه حرمت محرم را نگه داشتند، نه حرمت نبی اکرم(ص) را؛ ذریه‌اش سیدالشهدا(ع) را به شهادت رساندند، زنانش را به اسارت بردند، کاروانش را غارت کردند. خدای متعال هرگز اینان را نیامرزد. ابن‌شبیب! اگر می‌خواهی بر کسی گریه کنی، فقط بر امام حسین(ع) گریه کن، «فانه ذبح کما یذبح الکبش»، هیجده نفر از جوانانی که شبیه نداشتند، در کنارش به شهادت رسیدند. آسمان‌ها و زمین‌ها بر شهادتش گریه کردند، چهار هزار ملک برای نصرت حضرت آمدند، اما زمانی رسیدند که کار تمام شده بود، آنها غبارآلود و اندوهگین ماندند تا در کنار حضرت حجت(عج) خون‌خواهی کنند و شعارشان «یالثارات الحسین» است. پدرم از جدم امام سجاد(ع) حکایت کردند که وقتی سیدالشهدا(ع) به شهادت رسیدند، آسمان خون گریه کرد.

بیشتر بخوانید:

آیا گریه بر امام حسین (ع) حق‌الناس را برطرف می‌کند؟

حدیث روز/ هرکس دوستدار حسین(ع) را دوست بدارد نیز اهل بهشت است

4 شرط لازم برای همراهی با کاروان امام حسین(ع)



در ادامه، حضرت پنج دستور فرمود که همیشگی است، اما موطنش محرم است: آن حضرت فرمودند:

اول؛ فرزند شبیب! اگر بر سیدالشهدا(ع) گریه کردی تا اشکت بر گونه‌ات جاری شد، خدا هر گناهی که کردی ـ کم یا زیاد، صغیر یا کبیر ـ را می‌بخشد.
(این روایات مثل آیات توبه است. آیات توبه در مؤمن غرور ایجاد نمی‌کند، بلکه به مؤمن بشارت می‌دهد که مأیوس از رحمت خدا نشود. این روایات هم، مؤمن را جسور بر گناه نمی‌کند.)

بعد دستور دوم را فرمود که اگر می‌خواهی خدا را ملاقات کنی در حالی که گناهی نداشته باشی، سیدالشهدا (ع) را از نزدیک و شاید هم از دور زیارت کن. این دو دستور، یعنی انسان هر وقت احساس کرد سنگین شده و آلوده شده و نمی‌تواند عبادت کند، باید خودش را با گریه یا زیارت، بدون تأخیر به سیدالشهدا(ع) که سرچشمه طهارت است، برساند.

سوم؛ بعد فرمود: اگر خوشحال می‌شوی در غرفه‌هایی از بهشت ساکن شوی که در جوار نبی اکرم (ص) باشی، لعن قاتلین سیدالشهدا(ع) را ترک نکن.

در ادامه نیز دستور چهارم را که خیلی عجیب است، فرمود: اگر می‌خواهی از ثوابی مثل ثواب شهدا کربلا بهره‌مند شوی، هر وقت سیدالشهدا را یاد کردی، عرض حاجت به ایشان کن و بگو «یَا لَیْتَنِی کُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِیمًا»؛ ای کاش من هم در کربلا با شهدای تو بودم و به فوز خون دادن پیشِ روی تو می‌رسیدم.
(اگر همیشه از امام(ع) چنین طلبی داشته باشی، به آن ثواب می‌رسی. خدای متعال نیتش را به تو می‌دهد، وفور نیت کارَت را درست می‌کند.)

در مورد پنجمین دستور نیز فرمود: اگر دوست داری در بهشت در درجات ما باشی، غصه و شادی‌ات را از ما جدا نکن. آنجا که ما خوشحالیم، خوشحال باش و آنجا که ما غصه داریم غصه‌دار باش.

(البته واضح است که هیچ‌کس به مقام امام نمی‌رسد، مقصود این است که اگر می‌خواهید بین ما و شما در بهشت حائل نباشد، این‌گونه باش. ممکن است کسی در بهشت باشد اما هفتصد سال یک بار هم سیدالشهدا(ع) را نبیند. حضرت در انتهای این روایت فرمود تلاش کن خودت را به ولایت ما برسانی. اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خدای متعال او را با آن سنگ محشور می‌کند. محبت، خودش همراهی است. سعی کن به ولایت ما که سرچشمه‌اش محبت ما است برسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۸ساعت 8:56  توسط رحیم جانی   | 

چرا چهارده قرن گریه 
گاهي اوقات براي پاسخ به شبهاتمان عوض اينكه آنها را ريشه‌اي حل كنيم، به اين طرف و آن طرف مي‌زنيم و عاقبت هم آرام نمي‌شويم؛ مثل دلاّكي كه به جاي اينكه تيغ كُندِ خودش را عوض كند، مي‌گفت: «پول مي‌دهم، نان مي‌خرم و مي‌خورم تا زور بيشتري بزنم!»
يكي از شبهاتي كه دربارة واقعه عاشورا مطرح مي‌شود آن است كه چرا شيعه پس از چهارده قرن كه از اين حادثه مي‌گذرد، گريه و ماتم سرايي مي‌كند؟ اين نوشتار به قصد پاسخ ريشه‌اي به اين شبهه، سامان يافته است تا به خواست الهي، جوابي مستدل به اين شبهه ارائه شود.
آخرت مهمترين بُعد زندگي
ابتداءً بايد بدانيم كه اصلي‌ترين، جدي‌ترين، حقيقي‌ترين و مهمترين بُعد زندگي انسان‌ها در جهان آخرت است. آيات شريف قرآن، حيات دنيا را كم، قليل، ناچيز و بازي معرفي مي‌كند و آخرت را اصيل مي‌شمارد: «تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ».1 تأكيد و اصرار قرآن بر توجه انسان به آخرت، گواه اصالت و حقيقت آخرت است و فراموشي آخرت، موجب خسران و عذاب؛ «لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ».2
نكته ديگر، اين كه اهميت دين به تبع اهميت آخرت خواهد آمد؛ به اين معنا كه جدي‌ترين و اصلي‌ترين بُعد زندگي انسان بايد با عمل ساخته شود؛ اما چگونه؟ چه چيزهايي آخرتمان را آباد و چه امور و اعمالي آخرتمان را ويران مي‌كند؟ متصدي پاسخ به اين سؤالات، دين است. دين يعني مجموعه دستوراتي در حوزه اعتقاد و عمل كه التزام به آنها، باعث سلامت، امنيت و آباداني آخرت ما مي‌شود و توسط نبي‌مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم  و اهل‌بيت عصمت عليهم السلام  به دست ما رسيده است.
مروري بر حوادث پس از رحلت
نكته ديگر كه در رابطه با پاسخ به اين شبهه لازم است دانسته شود، اتفاقاتي است كه بعد از وفات3 پيامبر شريف اسلام رخ نمود، كه سياه‌ترين برگ تاريخ را رقم زد و آن، غصب خلافت و روي كار آمدن معاويه، بني‌اميه و بني‌عباس بود. اينكه معاويه را به تنهايي و كنار بني‌اميه ذكر نموديم ـ با آنكه او جزء بني‌اميه بود ـ از اين جهت است كه وي به تنهايي در نابودي دين و راه اندازي كارخانه جعل احاديث دروغين، سهم بزرگي داشت؛ همانطور كه سهم بزرگي از عذاب برزخ و قيامت، براي اوست.4
ابن ابي‌الحديد و از او قديمي‌تر در مسعودي مروج الذهب و از اين دو قديمي‌تر، ابن بكار از مطرف فرزند مغيرة بن شعبه ـ فرماندار معاويه در كوفه ـ نقل مي‌كنند كه پدرم هر شب، وقتي به خانه مي‌آمد، از كياست و فراست معاويه با آب و تاب حرف مي‌زد؛ اما يك شب از نزد معاويه آمد، حرفي نزد و غذا نخورد، وقتي از او علت حرف نزدنش سؤال شد، گفت: من به معاويه گفتم: «تو اكنون در اوج قدرت هستي، خوب است كمي به بني‌هاشم لطف كني. اينها عمو زاده‌هاي تو هستند» معاويه گفت: «هرگز! ابابكر و عمر و عثمان به حكومت رسيدند و اين همه زحمت كشيدند، اما وقتي مردند نامشان هم مُرد؛ در حالي‌كه نام فرزند ابوكبشه5 ـ يعني پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم  ـ را هر روز، پنج مرتبه در سراسر جهان اسلام به فرياد (اذان)، بانگ مي‌زنند و به بزرگي ياد مي‌كنند. نه! به خدا سوگند، آرام نخواهم نشست، مگر اينكه اين نام را دفن كنم و اين ذكر و ياد را به خاك بسپارم».
قيام امام حسين عليه السلام ، عامل بقاي دين
قطعاً اگر قيام امام حسين عليه السلام  نبود، معاويه در اين راه به موفقيت مي‌رسيد و اين نام مقدس را دفن مي‌كرد؛ لذا رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم  فرمود: «حسين مني و أنا من حسين»؛ جمله اول، يعني حسين از ذرّيه من و فرزند دختر من است؛ اما جمله «من از حسينم» يعني چه؟ رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم  يعني نبوتش و آنچه براي نجات بشريت از طرف خدا آورده و دفن اين امور، يعني دفن نام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  ؛ اما امام حسين عليه السلام  با قيامش نگذاشت دين رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم  يعني همه آن چيزي كه  ايشان بيست و سه سال براي تثبيت آن، خون جگر خورد و جنگيد، دفن شود. امام حسين عليه السلام  قيام كرد، پاره پاره شد، علي اصغر و علي‌اكبر و جگر گوشه‌هايش، جلوي چشمان او تشنه، گرسنه و خسته شهيد شدند، تا دين خالصي كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم  براي بشريت آورده بود، همانطور به نسل بعدي برسد و راه وصول به توحيد، محبت، بندگي خدا و در يك كلمه، راه آخرت همچنان باز بماند.
همانطور كه نمي‌توان با طراحي و نقشه غلط و با مصالح غير مناسب، بنايي را در دنيا استوار كرد، همان‌طور هم نمي‌توان با دين غلط و تحريف شده، آخرت را آباد كرد. همه ائمه عليهم السلام  در اين جهت، زحمات فراواني كشيدند ولي رنج و سختي امام حسين عليه السلام  از همه بيشتر و آشكارتر بود.
و تو اي خواننده اين سطور! زماني اين مطالب برايت بهتر قابل درك است كه با تقوا و ياد مرگ، آخرت در قلبت عظيم شود و وجه همّت تو و جهت اعمالت براي آخرت باشد. اگر اينطور شود، ديگر براي گريه كردن براي ائمه عليهم السلام  خصوصاً امام حسين عليه السلام  احتياج به روضه خواندن هم نداري؛ چه رسد به اينكه سؤال كني چرا بايد براي امام حسين عليه السلام  گريه كنيم؟
وقتي آخرت برايت مهم شد و فهميدي كه زندگي ابدي و اصلي در آخرت است و بايد آنرا آباد كني و در اين مسير، احتياج به دستور العمل داري، احساس نياز به دين صحيح را خواهي فهميد؛ ديني كه بتواند نياز بندگي تو را تأمين و روح تو را در راه بندگي، سيراب و كامل نمايد. آنگاه با مطالعه تاريخ مي‌يابي كه اين دين، با ريختن خون‌هاي ائمه عليهم السلام  و خصوصاً امام حسين عليه السلام  و هم چنين زحمات و آوارگي علماي شيعه، اكنون به دست تو رسيده است. آن زمان، دردهاي اهل‌بيت عليهم السلام  كه براي رساندن دين و حفظ و سلامت آن بود، قلبت را مي‌فشارد و با خود فكر خواهي كرد كه براي بهشت رفتن من، فرق امير المومنين عليه السلام  شكافته شد، سر امام حسين  عليه السلام  بر نيزه رفت، امام موسي‌كاظم عليه السلام  در چاه، زنداني شد و هزاران عالم شيعي خون جگر‌ها خوردند تا راه بهشت رفتن ما باز بماند.
اينجاست كه قلبت درد خواهد گرفت و اشكت جاري خواهد شد؛ بدون اينكه كسي روضه‌اي بخواند. اينجاست كه قدر مرجع تقليد خودت را خواهي دانست و از صميم قلب به علماي دين ارادت پيدا خواهي كرد. اينجاست كه معني آيه « ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»6 را خواهي دانست كه ائمه فرمودند: «نعيم، ماييم». يعني خدا از ما خواهد پرسيد كه بهترين بندگان من پاره پاره شدند؛ هزاران عالم چه سختي‌ها كه متحمل نشدند تا دين، به دست تو برسد و تو آخرتت را، زندگي حقيقي و ابدي خود را بسازي؛ اما تو چه كردي؟ به دنيا مشغول شدي و تمام همت تو، دنياي تو شد به گونه‌اي كه از آخرت، غافل شدي؛ لذا نفهميدي كه چرا ائمه در راه حفظ دين، اين قدر مصائب را تحمل كردند.
با غفلت از آخرت، احساس نياز به دين از بين مي‌رود و در اين صورت قيام امام حسين عليه السلام ، مفهومي نخواهد داشت. ريشه حل مسأله، در توجه به آخرت است و اگر آخرت، مهم شود، بقيه امور حل خواهد شد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۸ساعت 19:58  توسط رحیم جانی   |