واکنش علی مطهری به شعار "جمهوری ایرانی"
چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۵۳
نایب رئیس مجلس گفت: یکی از شعارهای حرکت‌های اعتراضی اخیر استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی بود. باید از شعاردهندگان پرسید جمهوری ایرانی چیست؟
واکنش علی مطهری به شعار "جمهوری ایرانی"
به گزارش جهان نيوز، علی مطهری نایب رئیس مجلس شورای اسلامی یادداشتی منتشر کرد که متن آن به شرح زیر است:

یکی از شعارهای حرکت‌های اعتراضی اخیر «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» بود. باید از شعاردهندگان پرسید جمهوری ایرانی چیست؟ وقتی اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مسلمان هستند طبعاً جمهوری ایرانی همان جمهوری اسلامی خواهد بود. ایرانی بودن ما چیزی نیست که در مقابل اسلامی بودن ما قرار گرفته باشد.

اصولاً یکی از مقومات ملیت مردم یک جامعه مذهب آنهاست. بنابراین اسلام یکی از مقومات ملیت ایرانی ماست نه چیزی در مقابل ملیت ما؛ مگر این که ایران را ایران قبل از اسلام در نظر بگیریم و مقصودمان از جمهوری ایرانی حکومتی مانند حکومت ساسانی باشد با قید جمهوریت، یعنی یک حکومت فاسد طبقاتی که مثلا فرزند کفشگر باید کفشگر می‌شد و حق نداشت شغل دیگری داشته باشد و پادشاه آن خسروپرویز در حرمسرای خود سه هزار زن را اسیر کرده بود و اگر می‌شنید زن زیبایی در گوشه‌ای از ایران وجود دارد او را هم می‌افزود، یا پادشاه دیگر آن انوشیروان که به غلط به «عادل» مشهور شده است وقتی یکی از وزیرانش مشورت و نظری برخلاف نظر خودش ارائه کرد دستور داد آنقدر با دوات بر سرش کوبیدند تا از دنیا رفت.

اگر مقصود شعاردهندگان «جمهوری ایرانی» چنین حکومتی است، ‌باید به آنها گفت مردم ایران برای نجات از چنان حکومتی اسلام را با آغوش باز و در کمال آزادی در امتداد زمان پذیرفتند و تسلیم حقیقت شدند و چون آن را حق یافتند بیشترین خدمت را به اسلام کردند همچنان که امروز خدمتشان را می‌بینیم.

آری، می‌پذیریم که در جمهوری اسلامی گاهی آن گونه که باید مطابق اسلام عمل شود عمل نشده است. ولی راه آن تلاش برای اصلاح امور است نه شعار دادن برای بازگشت به ظلم و خرافات قبل از اسلام. پیش از شما رژیم پهلوی تلاش مذبوحانه‌ای برای بازگشت ایران به ایران قبل از اسلام کرد با جشن 2500 سال شاهنشاهی ایران و تغییر تاریخ اسلامی به تاریخ شاهنشاهی که پاسخ خود را با کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» استاد شهید مطهری و سپس با انقلاب اسلامی مردم ایران دریافت کرد. اگر دوباره مرد این میدان هستید بسم الله، ولی آزموده را آزمودن خطاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۶ساعت 8:32  توسط رحیم جانی   | 

سریع القلم

مشاوران دولت و تزِ «کارمند آلمانی بهتر از پستچی امانتدار ایرانی»

درسی که جهانگیری از آشوب‌های تهران نگرفت

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور روحانی، روز سه‌شنبه گذشته طی اظهاراتی در مراسم بزرگداشت مرحوم هاشمی با اشاره به فضای اقتصادی کشور گفته است:

«می‌گویند شما می‌گویید شاخص‌ها خوب است؛ ولی مردم این را احساس نمی‌کنند. اقتصاد را به ته درّه برده‌اید و ما داریم هنر می‌کنیم که آن را بیرون بیاوریم ولی هنوز ته دره قرار دارد و معلوم است که بهبود را حس نمی‌کنیم.»

به گزارش فارس، او همچنین ناامیدکردن مردم از مسئولین را جفایی در حق ایران دانسته و اظهار کرده است: صدا و سیما باید در روش خود تغییر ایجاد کند؛ صداوسیما نمی‌تواند در انحصار یک گروه محدود تندرو قرار گیرد.[۱]

*گفتمان سیاه‌نمای «ته درّه» متأسفانه در اظهارات جهانگیری مسبوق به سابقه است.

او دیماه سال گذشته نیز در اظهاراتی گفته بود: کشوری که به ته درّه برده شده، حال چند پله بالاتر آمده و هنوز ته درّه است، اتفاقی که در تورم سال ۹۱ و ۹۲ انجام شد و رکود حاصل از آن درآمد سرانه مردم را به قدری کاهش داد که دولت هر چه تلاش می‌کند، تاکنون نتوانسته آنچنان که باید جبران نماید.[۲]

در همان روزها نیز مسعود میرکاظمی، وزیر اسبق نفت طی یادداشتی به این اظهارات سیاه‌نمای جهانگیری واکنش نشان داد.

او در بخشی از یادداشت خود نوشته بود: همانهائی که امروز با دادن آدرس غلط اقتصادی و سیاسی کردن آن می‌گویند دولت قبل اقتصاد را ته دره برد و ما کمی بالاتر آوردیم. غافل از آنکه اگر حرفشان صحیح باشد خود پایه‌گذار ریلی بوده‌اند که اقتصاد ایران را ته دره برده است.[۳]

وبلاگ مشرق همان روزها با اشاره به این سیاه‌نمایی‌های دولت و اصلاح‌طلبان از اوضاع اقتصادی کشور، در مطالبی دنباله‌دار، کراراً تأکید کرده بود که این رفتارها دست آخر به چیزی به نام «فتنه اقتصادی» خواهد انجامید.

جالب آنکه سیدحسن خمینی نیز در مراسم بزرگداشت مرحوم هاشمی، طی سخنانی گفته است: پمپاژ ناامیدی در جامعه علت اتفاقات اخیر بود.

آنچه در ادامه می‌خوانید بخشی از سیاه‌نمایی‌های مقامات دولت یازدهم درباره اقتصاد کشور است که نه تنها هرگز صحیح نبودند و نیستند بلکه بسترسازی آنها برای ایجاد آشوب خیابانی بارها هشدار داده شد. (و البته این سؤال هنوز هم به قوّت خود باقیست که چرا مقامات دولتی که خود مسبب‌الاسباب وضع موجود هستند اما به انتقاداتی در حد و اندازه اپوزسیون، از اقتصاد کشور می‌پردازند؟)


_ قطعا با مردم گرسنه و فقیر و بیکار نمی‌توان امنیت را تأمین کرد و حرکت ما به سمت اقتصاد مقاومتی می‌تواند برای ما امنیت را هم رقم بزند.

_ عموماً شاخص‌های اقتصادی ما غیر قابل قبول است.

_خزانه خالیست.

_ دولت،  خونریزی شدید اقتصاد ایران را مهار کرد.

_ محمدعلی نجفی، مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور: فکر نبودن برجام، تنم را می‌لرزاند.

_ اسحاق جهانگیری: بزرگترین فسادهای قرن در دولت گذشته اتفاق افتاد! [۴]

غیر از سؤال پیش‌گفته اما اکنون و پس از بروز بلوا و آشوب به بهانه مشکلات اقتصادی در کشور و نیز کشته شدن حدود ۲۰ نفر؛ یک سؤال اساسی نیز ایجاد شده است و آن اینکه چرا افرادی مثل آقای جهانگیری، از درون بدنه دولت در کنار اصلاح‌طلبان همچنان بر بحرانی نشان دادن اوضاع کشور و گفتمان ته درّه اصرار دارند!؟

آیا وقت تنبّه و عبرت گرفتن از آنهمه سیاه‌نمایی که می‌رفت تا بسترساز اتفاقات خطرناکی شود؛ فرا نرسیده است؟

آیا آقایان جدای از اینکه درباره مسئولیت خود در اوضاع اقتصادی کشور توضیحی نمی‌دهند، نمی‌خواهند بیان کنند که بالاخره فرق میان مشکل اقتصادی و بحران اقتصادی را متوجه هستند یا اینکه اصرار دارند اتفاقاتی که در اوکراین افتاد و منجر به براندازی دولت این کشور شد، در ایران هم تکرار شود!؟

گفتنیست در دوران دولت رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد نیز یکی از مسئولان دولتی در تشریح اوضاع اقتصادی کشور و سختی شرایط، عبارت «شِعب ابی‌طالب» را به‌کار برد که این مسئله با واکنش رهبر معظم انقلاب مواجه شد و ایشان تأکید کردند که ایران اسلامی نه تنها در شرایط شِعب ابی‌طالب نیست که در «شرایط بدر و خیبر» است.

*عکس از ایلنا

***

مشاوران دولت و تزِ «کارمند آلمانی بهتر از پستچی امانتدار ایرانی»

محمود سریع‌القلم، از استادان اصلاح‌طلب و فردی که گفته می‌شود مشاور رئیس‌جمهور روحانیست، به تازگی طی یادداشتی که سایت جماران آنرا منتشر کرد، نوشته است:

«به رسمیت شناختن نیازهای دیگران، اولین شرط اعتمادسازی است. چرا بعد از سونامی ژاپن، مردم ۱۸۰ میلیون دلار پول نقد را جمع­ آوری کرده به دولت دادند؟ چون نیازی به آن پول نداشتند. چرا وقتی یک ایرانی سعی کرد ممیز مالیاتِ آلمانی را فریب دهد نتوانست؟ چون ممیز مالیاتی دسته چکی را به او نشان داد که با اجازه دولت آلمان هر چه می­ خواست می ­توانست تهیه کند و نیازی به رشوه نداشت. آیا تجربه کرده­ اید که بعضی­ ها از ده جمله­ ای که می­ گویند، یازده جمله آن دروغ است؟ آن ها برای بقا، رشد، دسترسی به امکانات، رفع محرومیت­ های گذشته، نیاز به دروغ گفتن دارند. به عبارتی کوتاه ­تر، نیازهای گذشته و حال آنان برطرف نشده است. در ایجاد یک نظام اجتماعی سالم، باید کاری کرد تا افراد نیازهایشان برطرف شود تا دروغ نگویند و رفتارهای نامعقول نداشته باشند.»[۵]

*جدای از کنایه همیشگی آقای سریع‌القلم به مردم ایران درباره دروغگویی و اینکه حکومت ایران حکمرانی مطلوب را بلد نیست! در اشاره به مثال‌های ایشان از ژاپن و آلمان گفتنی‌های زیادی وجود دارد.

یکی از مشکلات اصلی کشور ما وجود برخی دیدگاه‌های غرب‌گرایی است که هیچ ایمانی به زیبایی‌های اطراف و محیط خود ندارند و تمام قیام و قعودشان به سمت غرب و بافتارهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و غیره آن است.

سریع‌القلم در حالی از کمک مالی مردم ژاپن به دولت این کشور سخن می‌گوید که فرض بر صحت این حرف باید از این استاد دانشگاه پرسید چرا به جان و مال دادن مردم ایران برای حفظ حکومتشان در دوران جنگ تحمیلی اشاره‌ای ندارد!؟

چرا از این نمی‌گوید که کمک‌های مردم ایران به زلزله‌زدگان، آنقدر وفور داشت که حیرت جهانیان را هم برانگیخت؟

سریع‌القلم چرا از رخداد بی‌همتا و مهمی مثل ۹ دی و راهپیمایی‌های اخیر که مردم در آن از حکومت خود رسماً حمایت کردند و در مقابل معاندین داخلی ایستادند نیز حرفی نمی‌زند و باز هم پول دادن ژاپنی‌ها را مهمتر می‌داند!؟

در اشاره به آن ممیز مالیاتی هم اوضاع به همین منوال است و مشکل غربزدگی نگاه مذکور به نحوی دیگر جلوه‌گر می‌شود...

همین چند روز قبل بود که رسانه‌ها خبر امانتداری یک پستچی ایرانی را منتشر کردند که ۱۹۸ میلیون تومان چک در وجه حامل را به صاحبش بازگرداند. [۶]

و یا روزی نیست که خبری از امانتداری رفتگران و یا کارمندان شریف ایرانی در رسانه‌ها انتشار نیابد.

و یا مثلاً سریع‌القلم گویی نمی‌خواهد رفتار انسانی آن معلم ایرانی را ببیند که برای همدردی با شاگرد مبتلا به سرطانش موهای خود را تراشید؛ یا آن معلم فداکار (زنده یاد امیدزاده) که در آتش سوزی مدرسه‌ای، برای نجات دانش‌آموزان، خود در آتش سوخت و بعدها جان سپرد.

البته مسئله واضح آنست که از نظر آقای سریع‌القلم، فقط آنچه که در آلمان می‌گذرد خوب است و آنچه در مملکت ایران و ایرانی رخ می‌دهد تماماً محکوم به مذمت، توهین و نکوهش است.

گفتنیست، محمود سریع‌القلم، بعنوان کسی که آقای روحانی برخی شعارهای خود را از او قرض گرفت؛ اظهارات دیگری مثل مردم ایران حسود هستند، لبوفروش‌ها و راننده تاکسی‌ها دانشی درباره مسائل کشور ندارند و خودکفایی بی‌معناست را نیز در کارنامه جالب خود دارد. [۷]

برخی معتقدند اثرات نظرات اوست که افرادی مثل مشاور وزیر نفت هم به خود اجازه داده‌اند که مردم را «گدا» خطاب کنند! [۸]

***

آیا دوباره پای «ترور» در میان است؟

پس از امام اعتدالی، تفسیر قرآن اصلاحی_اعتدالی هم از راه می‌رسد

محسن آرمین، فعال اصلاح‌طلب و از دستگیرشدگان فتنه سال ۸۸ به تازگی کتابی تحت عنوان «جریان‌های تفسیری معاصر و مسئله آزادی» منتشر کرده است که بنا به گفته خودش به پژوهش درباره نسبت تفاسیر قرآنی با مسائلی مثل آزادی می‌پردازد.

او در بخشی از مصاحبه خود در همین رابطه با خبرگزاری ایبنا گفته است:

«نتیجه دیگری که در این پژوهش بدان رسیده‌ام و البته جنبه تحلیلی و پیش‌بینی دارد این است که براساس سیر تحولاتی که در حوزه آثار تفسیری مشاهد می‌کنیم به‌نظر می‌رسد با گذشت زمان، دیدگاه‌های رادیکال و افراطی در حوزه تفسیر قرآن، جای خود را به دیدگاه‌های معتدل و اصلاحی می‌دهد، دیدگاه‌هایی که با مقولاتی نظیر آزادی سر سازگاری بیشتری دارند. این پژوهش در سال‌های اول دهه هشتاد انجام شده و امروز پس از گذشته بیش از یک دهه فکر می‌کنم به‌رغم مشاهده افراطی‌گری و رادیکالیسم در حوزه سیاسی که طی سال‌های اخیر شاهد آن هستیم، در سطح اندیشه دینی در جهان اسلام، شاهد غلبه رویکرد اصلاحی - اعتدالی و تلاش‌های ارزشمند و تحسین‌برانگیزی درباره مقولاتی نظیر آزادی و دموکراسی و نسبت آن با اسلام و قرآن هستیم.»

آرمین در قسمتی دیگر از صحبت‌های خود نیز اظهار می‌کند: تفاسیر گذشته در شرح آیات شورا از حد چند حدیث در استحباب مشورت فراتر نمی‌رفت، اما در دوره جدید، تحت‌تاثیر همین آشنایی با جهان غرب و مشاهده نظم سیاسی جدید و پارلمان و شورا در این کشورها، آیات شورا مبنایی برای فهم شورا فراتر از حوزه مناسبات فردی شد و به یکی از مبانی نظریه حکومت ارتقاء یافت! [۹]

*جالب است که آقای آرمین در سرتاسر گفت‌وگوی خود، پژوهندگان و مفسّرین قرآنی را به تأثیرپذیری از شرایط محیط پیرامونی در تفسیر قرآن متهم کرده اما خود صراحتاً تحت تأثیر القائات تفکر اصلاح‌طلبی و دولتی! در این باره سخن می‌گوید.

این در حالی است که امر تفسیر قرآن که شیعیان با نگاه وحیانی_عقلانی به آن می‌نگرند قاعدتاً و به لحاظ منطقی نمی‌تواند در تأثیر و تأثیر این دولت یا آن دولت و مفاهیمی مثل اصلاح‌طلبی و یا اعتدال آقای روحانی باشد!

در واقع امر عقلانی یک امر ثابت و مطلق است و رهیافت‌های مسیر آن اگرچه می‌توانند بدیع باشند اما نه گذشته و نه آینده خود را تکفیر نمی‌کنند.

به سخن دیگر اینکه از درون رهیافت وحیانی_عقلانی این نگاه بروز نمی‌کند که مثلا افرادی در یک مقطع با تفسیری خاص از قرآن سبب‌ساز ترور شهید مطهری [۱۰] و یا بازجویی‌های خشن هم بشوند و همین افراد در مقطعی دیگر مدعی اصلاح‌طلبی باشند و از آزادی و حتی غلبه اصلاح‌طلبی بر مفسّرین قرآن کریم سخن بگویند.

افرادی که البته آقای آرمین دارای قرابت نزدیکی با آنهاست و آنها را بخوبی می‌شناسد!

پر واضح آنکه همه می‌دانند در صدر انقلاب و پیش از آن، یکی افراد خاص که بعدها بعنوان سران جبهه اصلاح‌طلبان معرفی شد، تفاسیری از قرآن کریم ارائه کرده بود که منجر به تأثیرپذیری غلط عده‌ای و نیز ترور برخی شخصیت‌های کشور انجامید.

طنز ترسناک ماجرا آنجاست که محسن آرمین هم‌اکنون به پژوهندگی قرآن کریم روی آورده و مژده ورود دیدگاه‌های اصلاحی-اعتدالی به آنرا می‌دهد که پرونده بازجویی‌های خشن او در دهه ۶۰ هر از گاهی مورد اشاره آگاهان امر قرار می‌گیرد. [۱۱]

با توجه به آنچه گفته شد و با توجه به این واضحات تاریخ انقلاب اسلامی، بدیهیست که بایستی با نگاه «خائفا یترقب» به اظهارات آرمین نگریست و در آنها تدقیق کرد.

جدای از خدشه‌های جدی که به تحلیل آقای آرمین درباره غلبه رویکرد اصلاحی – اعتدالی بر مفسّرین اصیل قرآن کریم وجود دارد؛ ذکر این نکته ضروریست که افرادی از اصلاح‌طلبان حتی در مقطعی عنوان کردند که اگر امام راحل نیز در زمان ما حیات داشتند؛ اصلاح‌طلب و اعتدالی می‌شدند! [

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۶ساعت 8:8  توسط رحیم جانی   | 
 مهدی فضائلی: آشوب‌های چند روزه اخیر که فتنه 96 نامیده شد و احتیاط حکم می‌کند آنرا کاملا" پایان یافته تلقی نکنیم؛ هرچند کوتاه بود اما درس‌های مهمی داشت که باید فراگرفته شوند.
نخستین درس این فتنه، توجه دوباره به این هشدار امیرالمومنین(ع) در انتهای نامه 62 به اهالی مصر است که فرمود" و انّ اخا الحَربِ الاَرِق و من نامَ لَم یُنَم عنه" یعنی: مرد جنگجو همیشه هوشیار است و هر کس از دشمن آسوده بخوابد دشمن نسبت به او نخواهد خفت.
دشمن مترصد فرصت است برای ضربه زدن. او می‌گردد منفذ و رخنه‌ای پیدا کند تا ضربه خود را وارد نماید لذا معنای واقعی هوشیاری در برابر دشمن، از بین بردن زمینه‌ها و منافذی است که می‌تواند مورد بهره‌برداری دشمن قرار گیرد.
اگر چه ماهیت این آشوب‌ها ضدانقلابی و با طراحی دشمن بود اما این رخنه در شرایط فعلی، مطالبات درست و واقعی مردم از دولتمردان خودشان است که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط خود مردم هم انتخاب می‌شوند.
مطالبه حل مشکلات اقتصادی و معیشتی و مبارزه با فساد؛ دو مطالبه مهم مردم است که بارها از سوی رهبری هم نه فقط مورد تاکید قرار گرفته بلکه در باره هریک پیگیری‌ها و اقداماتی نیز صورت پذیرفته است.
همه دستگاه‌ها و خصوصا" قوه مجریه باید اهتمام بیشتری بورزند و برای پر کردن این منفذ تلاش موثر و عاجل انجام دهند.
تغییر رویکرد دولت شامل، قطع امید از بیگانگان و اتکا به توانمندی‌های داخل، انس با مردم، پرهیز از حاشیه سازی و توجه به اولویت‌ها، تلاش در جهت تقویت همبستگی ملی و تصمیم‌گیری بر اساس مصالح واقعی کشور و مردم می‌تواند نوید بخش گشایش‌های مهم در جهت مطالبات مردم باشد.
درس دوم، به زمان این فتنه برمی‌گردد و گویای این واقعیت است که هرگاه نظام اسلامی در عرصه مهمی، به دستاورد و افتخاری نایل آمده است همان زمان باید منتظر توطئه‌ای از سوی دشمن باشد.
پیشرفت نظام اسلامی در هر عرصه‌ای، قدمی است به سمت تقویت این الگوی جدید در نگاه مردم جهان و خصوصا" مسلمانان و این همان چیزی است که دشمن را به هراس می‌اندازد. لذا هر گاه نشانه‌های مهمی از این پیشرفت نمایان گردد، با توطئه‌ای سعی در خنثی سازی آن می‌کند.
از باب نمونه، فتنه 88 پس از انتخابات باشکوه ریاست جمهوری با آن مشارکت شگفت‌آور که بعد مردم سالاری نظام اسلامی را به رخ می‌کشید و فتنه 96، پس از فتوحات حیرت‌انگیز منطقه‌ای که اقتدار نظام اسلامی و شکست دشمنانش را نمایان ساخت، طراحی و اجرا شد که البته فائق آمدن بر آنها خود جلوه دیگری از کارآمدی نظام را به تصویر کشید.
سومین درس، واقعی بودن دشمن، و شناخت او و جبهه اوست. هر گاه فتنه‌ای شکل می‌گیرد بلافاصله دست‌های دشمن و در راس آنها امریکا آشکار و جبهه پرتعداد و یکدست دشمنان در کنار هم و پشت سر فتنه انگیزان داخلی ابراز وجود می‌کند. در این فتنه نیز همچون فتنه‌های گذشته از آمریکا تا رژیم صهیونیستی و از برخی حکام نگون‌بخت منطقه تا ایرانیان فراری از کشور و از سلطنت‌طلب‌ها تا منافقین را دست در دست هم دیدیم.
درس چهارم این فتنه، نقش همبستگی و یکپارچگی ملی در خنثی کردن فتنه‌هاست.
در فتنه 88 این همبستگی وجود نداشت و متأسفانه برخی از کسانی که باید به مقابله با فتنه برمی خاستند، با همراهی یا حداقل سکوت نابجایشان، فتنه‌انگیزان را یاری کردند لذا ایران عزیز، ماه‌ها شاهد آشوب و اغتشاش بود. اما این بار هم مسئولان کشور و هم جریان‌های سیاسی مختلف، این آشوب‌ها را محکوم کردند و این مساله خود عاملی برای عصبانیت بیشتر دشمن شد.( البته دوباره فرصت طلبی‌هایی از سوی جریان فتنه 88 آغاز شده است!)
بی‌اعتبار بودن منابع رسانه‌ای دشمن، پنجمین درس فتنه اخیر بود.رسانه‌هایی که به صورت مستمر، رسانه های داخل کشور را متهم به دروغگویی می‌کردند، خود وقیحانه‌ترین و بزرگترین دروغ‌ها را این روزها به خورد مخاطبانشان دادند.
این رسانه‌ها که ذکر نامشان هم ملال‌آور است با کشته‌سازی، انتشار عکس‌ها و ویدئو‌های تقلبی، انتشار اخبار از تجمعات جعلی و بزرگ‌نمایی اجتماعات، مخاطبان خود را تحریک به اغتشاش و آشوب می‌کردند.
رسانه‌های جبهه دشمن، جمعیت حداکثر بیست تا سی‌هزار نفری آشوبگران سراسر کشور از جمعیت حدود هشتاد میلیونی را که در کمتر از 5 درصد مجموع حدود 1400 شهر کشور دست به تخریب و جنایت زده بودند، آنچنان بزرگ نمایی کردند که گویا میلیون‌ها ایرانی در سراسر کشور قیام کرده‌اند!
و درس ششم و آخرین درسی که در این مجال می‌خواهم به آن اشاره کنم نقش مردم مومن و انقلابی کشورمان در مقابله با تهدیدات دشمن است.
در یک بزنگاه دیگر، دوباره مشاهده کردیم تکیه‌گاه اصلی انقلاب و نظام، پس از خداوند، مردم هستند؛ همان ها که امام ولی نعمتشان خواند و رهبری حکیم هم گفت: من به تک تک این ملت اعتماد دارم.
جایگاه این‌ مردم و قدر این تکیه‌گاه را بیشتر بدانیم

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:28  توسط رحیم جانی   | 

 

کس/ اقدام پسندیده امام جمعه مردمی قزوین

سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۳۶
ایت الله عابدینی امام جمعه قزوین به میان کسبه خیابان رفت و بابت ناآرامی هایی که به کسب و کارشان لطمه زد عذر خواهی کرد.

سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۳۶
ایت الله عابدینی امام جمعه قزوین به میان کسبه خیابان رفت و بابت ناآرامی هایی که به کسب و کارشان لطمه زد عذر خواهی کرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:25  توسط رحیم جانی   | 

طنز/ رضاخان اهل مشورت بود!

درسته رضاخان پادشاه بود ولی هر تصمیمی می گرفت به دور از استبداد و با مشورت مردم بود.
مثلا می گفت دوست دارید حجاب هاتونو ور دارید؟
مردم هم می گفتن: نه
اونم می گفت: بکشید این پدر سوخته ها رو

جدم دموکرات ترین مرد زمین بود (تصورات ربع پهلوی)
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:24  توسط رحیم جانی   | 

پیغام بانیان اغتشاش به «حکومت»/ بیش‌فعّالی شورای شهر تهران در یک روز خاص!

خدا کرمی

بیش‌فعّالی شورای شهر تهران در یک روز خاص؛ به آشوبگران تهران پست مدیریتی بدهید!

سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. ۷:۳۰ هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

*** 

بیش‌فعّالی شورای شهر تهران در یک روز خاص

به آشوبگران تهران پست مدیریتی بدهید

ناهید خداکرمی، عضو اصلاح‌طلب شورای شهر تهران به تازگی و در اشاره به اغتشاشات اخیر چند رشته توییت منتشر کرد.

آنچه که در ادامه می‌خوانید تعدادی از توییت‌های این نماینده اصلاح‌طلب است:

_امروز در نطق پیش از دستور خود با اشاره به حقوق شهروندان برای شرکت در تجمعات مسالمت آمیز، خواستار فراهم شدن حضور خانواده بازداشت‌شدگان حوادث اخیر و دانشجویان معترض در شورا شدم.

_اگر بیش از ۲۴ ساعت از زمان بازداشت آنها(اغتشاشگران) گذشته است آیا تفهیم اتهام صورت گرفته است؟ خانواده های آنان از وضعیت عزیزان خود با خبرند؟ در چه شرایطی بسر می برند؟

_(با اشاره به بازداشت تعدادی از آشوبگران) از مسئولین ستادی کلیه دستگاه‌ها تقاضا دارم تا بخشی از مشاورین خود را از بین همین دانشجویان، کارگران و شهروندان معترض انتخاب کنند تا شاید کانال ارتباطی آسیب دیده مردم با مجلس، مردم با دولت و مردم با قوه قضاییه ترمیم شود.

*قضاوت درباره اظهارات این عضو شورای شهر را به عهده مخاطبان محترم می‌گذاریم...

خاصه اینکه این شورای شهر قرار بود بر توسعه شهری تهران بزرگ بیافزاید، ترافیک را کمتر کند و عیوب مدیریتی محمدباقر قالیباف –آنطور که خودشان می‌گفتند- را هم نداشته باشد.

شورای شهری که مدعیست قالیباف طی ۱۲ سال صدارت در شهرداری تهران کم‌کاری کرده، ناشفاف بوده، ضد قانون بوده و ۲۰۵ میلیون تومان هم در دوران مدیریت او در سازمانی که به اندازه چندین وزارتخانه است گم شده![۱]

اکنون اما از درون همین شورای شهر نه تنها هیچ فروغی برای پیشرفت بیشتر تهران دیده نمی‌شود بلکه شنوای سخنانی هستیم که معلوم نیست کدام منطق آنها را توجیه خواهد کرد؟! از تقاضای پست مشاوره دادن به اغتشاشگران و خرابکاران دستگیر شده تا حضور بازداشت‌شدگان در شورای شهر...

گفتنیست، شورای شهر تهران، فعالیت دیگری هم در زمینه اغتشاشات اخیر انجام داد و دوفوریت طرحی که شهرداری تهران را ملزم به تعیین مکان برای تشکیل تجمعات اعتراضی می‌کند؛ تصویب کرد.[۲]

درباره پیوست امنیتی این طرح در حالی که هنوز هم برخی تشکل‌های سیاسی چپ در حال تهدید نظام هستند، توضیحی داده نشده است.

***

نامه تهدیدآمیز بانیان اغتشاش به «حکومت»

روزنامه شرق روز گذشته بیانیه‌ای با امضای ۱۶ فعال اصلاح‌طلب را منتشر کرد که در اشاره به اغتشاشات و ناآرامی‌های اخیر نوشته شده بود.

در این بیانیه می‌خوانیم:

مشکلات و نارضایتی‌های موجود در جامعه در ابعاد مختلف است. بخش مهمی از مردم از کمبودهای اقتصادی و معیشتی، بی‌کاری و کمبود درآمد در رنج هستند. بخشی نیز نسبت به محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی معترض‌اند. مردم بارها صادقانه و امیدوارانه اقدام به مشارکت در انتخابات کرده و با رأی خود مهر مقبولیت و مشروعیت را بر حکومت زده‌اند، ولی متأسفانه پاسخ سنجیده و به‌موقعی به رفتار مدنی مردم داده نشده!

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است:

این اعتراضات و تداوم خشونت‌آمیز آن، چیزی نیست جز بازتاب فقدان یا ضعف نهادهای حل‌وفصل اختلافات و تعارض‌های اجتماعی و شیوه‌های مسالمت‌آمیز ابراز اعتراض و به‌رسمیت‌شناختن حق قانونی اعتراض. ما از حق اعتراض شهروندان و هر گروهی از مردم دفاع می‌کنیم.

بیانیه اصلاح‌طلبان در خاتمه تأکید می‌کند:

«نارضایتی در میان مردم همچنان ادامه دارد و اگر اقدام اساسی در جهت برطرف‌کردن زمینه‌های این اعتراضات به عمل نیاید و به اعتراض‌های به‌حق پاسخ مناسب داده نشود این‌گونه حوادث می‌تواند در آینده، و چه بسا با هزینه‌های بیشتر، تکرار گردد. از همه مسئولان کشور می‌خواهیم در جهت گشایش فضای گفت‌وگو، اظهار انتقاد و ابراز اعتراضات و رعایت حرمت و کرامت همه شهروندان اقدامات عملی صورت دهند و در گام اول همه دانشجویان و افرادی را که در اعتراضات مسالمت‌آمیز دستگیر شده‌اند، آزاد نمایند.»

چهره‌های اصلاح‌طلب امضاکننده این نامه عبارتند از: محسن آرمین، محسن امین‌زاده، مصطفی تاج‌زاده، رضا تهرانی، حمید جلایی‌پور، سعید حجاریان، محمدرضا خاتمی، هادی خانیکی، عبدالله رمضان‌زاده، محسن صفایی‌فراهانی، عباس عبدی، فیض‌الله عرب‌سرخی، علی‌رضا علوی‌تبار، آذر منصوری، محسن میردامادی و محمد نعیمی‌پور.[۳]

*وبلاگ مشرق طی ۲ سال گذشته کراراً تأکید کرد که جریان سیاسی خاص یا همان اصلاح‌طلبان با سیاه‌نمایی از اوضاع کشور بویژه در امر اقتصاد؛ خواسته یا ناخواسته در حال کشاندن کشور به لبه پرتگاه «فتنه اقتصادی» و ناآرام‌سازی مردم هستند.

کما اینکه ایرانیان شاهدند دروغ‌هایی مثل «تحریم‌ها استخوان مردم را خرد کرده، اقتصاد کشور افلیج شده، و ماادریک مالتحریم، مردم ایران گرسنه‌اند و ۷۲ میلیون بیکار در ایران داریم» از کدام ستاد سیاسی به ذهن جامعه پمپاژ شده و زمینه ناآرامی خیابانی را فراهم کرده است؟!

(قابل تأمل آنکه اصلاح‌طلبان در ادامه این سیاه‌نمایی‌ها حتی گِرای حضور خیابانی را هم به مردم داده‌اند.)

پس از وقوع آشوب‌های اخیر در تهران و تحقق تحلیل پیش‌گفته، نیز به مخاطبان محترم توضیح دادیم که دشمن در پیامد رخدادهای اخیر به دنبال «القای ناکارآمدی نظام اسلامی» در اذهان مردم است.[۴]

مقوله‌ای که چه در نامه اخیر مجمع اصلاح‌طلب محققین و مدرسین[۵] و چه در بیانیه فوق‌الذکر که در هر دو، حکومت و رهبران ایران یا به عبارت سلیس‌تر «رهبر معظم انقلاب»! صراحتاً خطاب قرار می‌گیرند نیز به روشنی قابل رؤیت است.

و قابل انکار نیست که در هر دوی این نامه‌ها و آنچه در مواضع این روزهای اصلاح‌طلبان دیده می‌شود؛ مؤکداً بر ناکارآمدی نظام، غلط بودن همه تصمیمات و دستاوردهای نظام و البته خاموش نبودن آتش اعتراضات اصرار ویژه‌ای دیده می‌شود.

دقت شود که ما قصد مقصّرتراشی برای فتنه اخیر را نداریم اما رصد فعالیت و جنبش اصلاح‌طلبان در سالیان گذشته نشان می‌داد که آنها بستر ساز یک فتنه مهم خواهند بود و این حجم از سیاه‌نمایی به هیچ وجه اتفاقی نیست.

حرکت خطرناک القای ناکارآمدی نظام اسلامی اما در حالی است که عمده سیاه‌نمایی‌های صورت گرفته علیه اقتصاد کشورمان ماهیتی مثل «تقلّب سال ۸۸» دارند و واقعیت ندارند.

این جعلیات صرفا برای تحقق فتنه اقتصادی و ناراضی کردن مردم از نظام ساخته و پرداخته شده‌اند ضمن اینکه مردم و مخاطبان نیز باید بدانند که ایران به مدد مدیریت ولایت فقیه و فعالیت دولت‌های خود تاکنون توانسته است به پیشرفت‌های بزرگی در عرصه اقتصادی دست یابد.

از جمله نقاط قوت اقتصاد کشور که متأسفانه کمتر به اذهان عمومی گفته شده و یا اساساً گفته نمی‌شود؛ می‌توان به مقولات زیر اشاره کرد:

_کاهش نرخ بیکاری ۱۴ درصدی سال ۸۹ به نرخ ۱۲ درصد فعلی. که البته همین نرخ هم عموماً در حالت بحرانی نیست و عمده بیکاران ترجیح می‌دهند شغل‌های پیشنهادی وزارت کار را قبول نکنند.

_عدم اتکای حیاتی ایران به درآمد نفتی و قیمت نفت به گواه بلومبرگ.

_ایستایی ایران اسلامی در مقابل شدیدترین تحریم‌ها و بحرانی نشدن و زمین نخوردن اقتصاد کشور. ضمن اینکه مدیریت مطلوب نظام اسلامی توانسته است اثر تحریم‌ها بر اقتصاد کلان ایران را به کمتر از ۳۰ درصد برساند.

_جایگاه هجدهم ایران در میان ۲۰ اقتصاد بزرگ دنیا به گواه صندوق بین‌المللی پول.

به این واقعیت‌ها همچنین می‌توان کمک‌های سیاسی و اقتصادی و نظامی ایران به کشورهای خارجی همپیمان خود مثل لبنان، عراق و سوریه را نیز افزود.

حقیقتی که جز در یک نظام اقتصادی کارا و مطلوب رخ نمی‌دهد.

و یا ایضاً گزارش سایمون باپتیست، اقتصاددان ارشد واحد اطلاعات اکونومیست که به تازگی در گزارشی نوشت: «هند، ویتنام و ایران سریعترین رشد بهره‌وری را در سال ۲۰۱۸ خواهند داشت که نشانه خوبی برای موفقیت آنهاست.»

لازم به اشاره است که تأکید بر کارآمدی نظام اسلامی هرگز به معنای نبود مشکل اقتصادی نیست. کما اینکه مشکل اقتصادی در تمام کشورهای جهان وجود دارد اما فرق است میان مشکل و چیزی به نام «بحران».

قابل تأمل است که به تازگی در رسانه ملی به وزیر کار گفته شد که بر خلاف صحبت‌های شما، بانک جهانی اعلام کرده است که جمهوری اسلامی ایران «فقر مطلق» ندارد و وزیر کار نیز اینطور عنوان کرد که «فقر یک مفهوم ذهنی است. من تعبیر خودم را به کار می‌برم»![۶]

پ.ن: علت تأکید چهره‌های جریان چپ بر مخالفت با خشونت در ناآرامی‌های اخیر در کنار زمینه‌سازی آنها برای این فتنه! نیز مقوله تحلیلی بسیطی است که تلاش می‌کنیم در شمارگان بعدی وبلاگ مشرق به آن بپردازیم.

*تصویر اپیزود، متعلق به صفحه اول روزنامه اعتماد در روز یکشنبه گذشته

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:14  توسط رحیم جانی   | 

بازهم پیشگویی شاه نعمت الله مبنی بر ظهور در زمان رهبر ما

برگرفته از وب دکتر سیدحمیدرضا طالقانی
در نیمسال گذشته، یکی از دانشجویانم ، مجموعه اشعار شاه نعمت الله ولی را که از اینترنت پیرینت کرده بود ، به من ارائه کرد. با بررسی آن و مراجعه به اسانید معتبر، دانستم که متأسفانه افراد سودجو و فاسد، با تحریف و جابجا کردن ابیات وی، اغراض سیاسی خود را دنبال کرده اند. لذا تصمیم گرفتم که اشعار وی را آنگونه که هست در وبلاگ خود منتشر نمایم بدون آنکه موضع خاصی نسبت به آن داشته باشم. البته برخی ابیات غیر مهم را حذف کرده و بجای آن نقطه چین نهاده ام.
   از باب مقدمه می گویم که شاه نعمت الله ولی، از عرفای قرن هشتم و معاصرحافظ شیرازی بوده و95 سال عمر کرده است و مزار او در ماهان کرمان واقع است و شهید مطهری در جلد 14 مجموعه آثار خود؛ صفحه 577 او را اجمالاً توثیق کرده و او را از معاریف و مشاهیر عرفا خوانده اند که نسب به علی (ع) می برد. پیش بینی های او شامل وقایع دوران صفویه و بعد از آن می شود و اهمیت آن از این جهت است که صفویه، قرنها پس از مرگ او به قدرت رسیده اند.

قــدرت کردگــار می بـینــم                                          حالــت روزگــار می بـینــم
ازنجوم این سخن نمی گویم                                         بلکـه از کردگــار می بینــم
از سلاطیــن گــردش دوران                                         یک به یک را سوار می بینم
هر یکی را به مثل ذره نــــور                                        پرتــوی آشکــار می بـینــم
از بـزرگـی و رفعـت ایشــان                                         صفــوی برقرار می بینـــم
..........................
آخــر پادشاهـــی صفــــوی                                         یک حسینی*به کار می بینم
*آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین؛ شاهی فاسد و ستمگر بوده است.
نادری در جهان شــود پیــدا                                         قامتــش استــوار می بینــــم
آخــر عهــد نـوجــــوانی او                                          قتــــل او آشکـــار می بینـــم
شهر تبریز را چو کوفه کنند                                          شهــرطهــران* قرار می بینم
* اشاره به انتقال پایتخت به تهران.
بعد از آن دیگـری  فنا گردد                                         شـاه دیگـر به کـــارمی بینم
که محمـد* به نـام او باشــــد                                        تیـــغ او آبــدار می بــینـــم
* بنابر ویژگیهایی که از او می گوید، مرادش احتمالاً محمد شاه قاجار است نه ،آغا محمدخان قاجار.
چــارده ســال پادشاهـــی او                                        دولتــش کامکــار می بینــم
سال کز مرغ می شـود پیــدا                                         مــرگ او آشکــار می بینـم
..........................
ناصر الدین به نصـرت دوران                                       چـارده هشـت سال*می بینــم
* عدد مزبور با هیچ یک از ارقام تاریخی در مورد ناصرالدین شاه تناسبی ندارد و نزدیک تر آن است که بگوییم مربوط به سن او در هنگام تاجگذاری باشد که البته این هم دقیق نیست زیرا مجموع هشت و چهار، 22 است حال آن که وی در 18 سالگی به قدرت رسیده است.
..........................
از شهنشــاه ناصـر الدین شـاه                                       شیــونــی بیــم دار*می بینــم
* اشاره به ترور ناصرالدین شاه.
روز جمعـــه ز شهر ذیقعــده                                          تن او در مـــــزار می بــینـم
بعد از آن شه مظفــر الدین را                                       شاهیِــش ناگــوار می بینــم
چـارشنبـه ز شهـر ذیقعـــــده*                                      مــرگ او آشکــار می بینـم
* مرگ هر دو ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه در ذیقعده واقع شده است بنابراین پیش بینی او در این باره دقیق می باشد.
از الــف تا بـه دال می گویـم                                         شاه و شاهــی فکارمی بینـم*
* اشاره به نهضت مشروطیت ایران و تهدید پایه های سلطنت قاجاریه است.
درخراسان ومصروشام وعراق                                       فتنــه و کـــارزار می بینـــم
جنگ وآشوب و فتنه ی بسیار                                      در یمیــن و یســار*می بینـم
* آغاز جنگ جهانی اول، مصادف با ، آخرین روزهای عمر مشروطیت ایران.
غــارت و قتــل لشکــر بسیـار                                      در میــان و کنــار می بـینـم
شه چو بیرون رود ز جاگاهش*                                     شاه دیگــر** بکارمی بـینـم
* مراد، احمد شاه قاجار است، جالب آنکه به خروج او از کشور اشاره می کند و نه مرگ او.
** مراد، رضا شاه است.
چون فریدون به تخـت بنشینـد                                      نوکرانـش قطـــار می بینــم
متصف بر صفات سلطان است                                     لیک من گرگ وار می بینــــم
دائـم اسبـش به زیر زیـن طــلا                                   کمتـر آن را سـوار می بینـــــم
عدل و انصـاف در زمانـه ی او                                   همچــو هیمـه به نـار می بینــم
علمــــــای زمــان او دائــــــم                                  همــه را تـــــار ومــارمی بینــم*
* تقابل دولت با دین و روحانیت، هیچ گاه در تاریخ ایران، به اندازه ی دوران حکومت رضا شاه نبوده است. او کوشش کرد تا لباس روحانیت را از بین برده و به کلی سازمان روحانیت را فرو بپاشد.
هست فصل حجاب در عهدش                                  فصــل را بــی اعتبــارمی بینم*
* مهم ترین اقدام ضد دینی رضاشاه، کشف حجاب زنان بود.
جنگ سختی شود تمــام جهان*                                کوه و صحــرا فکــار می بینـم
* اشاره به آغاز جنگ جهانی دوم.
کــــار و بـــار زمانــه وارونـــه                                     قحط و هم ننگ وعار*می بینم
* اشاره به نابسامانی شدید اقتصادی در ایران و گسترش قحطی، همچنین اشغال کشور توسط متفقین و خیانت رجال سیاسی، در همکاری با بیگانگان.
چون دو ده سال*پادشاهـی کرد                               شهیــش بـــرکنــار**می بـینــم
* البته رضاشاه، بیست سال پادشاهی نکرده اما عملاً از سوم اسفند 1299 تا شهریور 1320، قدرت را در اختیار داشته است.
** اشاره به برکناری و تبعید رضاشاه.
پسرش چــون به تخت بنشینـــد                                  بوالعجــــب روزگــار می بینم
نوجوانــی به ســان ســرو بلنــد                                 رستمــش بنـده وار می بینــم
در امور شهــی است بی تدبیـــر                                لیکنــش بخت یــــار*می بینـم
* خود محمدرضا پهلوی نیز معتقد بود که در کار پایداری سلطنتش، علیرغم حوادث سهمگین که می توانست طومار حکومت او را در هم بپیچد، همواره بخت یار او بوده تا جایی که مدعی بود که خداوند حامی اوست.
بس فرومـــایگـــان بـی حاصـل                                حامـــل کـار و بــار می بینـــم
مذهب و دین ضعیـف می یابــم                                مُبتــدع* افتخــــارمی بــینـم
* بدعت گزاری در دین.
ظلم پنهــــان، خیانــت و تزویــر                               بر اعاظـــم شعــــــار می بینـم
ظلمــت ظلــم ظــالمــان دیــــار                              بی حــد و بی شمــار می بینــم
ماه را رو سیـــــــــاه می یابــــم                             مهــــــر را دل فکـــار می بینــم
دولـــت مرد و زن رود به فنـــــا                               حال مــــردم فکـــــار می بینــم
غــــارت و قتـــل مــردم ایــران                               دست خــارج به کــار می بینــم
کهنــه رنـــدی به کـار اهرمنــی*                             انــدر این روزگـــار می بینـــــم
* بسیار عجیب است که او ابتدا دخالت خارجی را در غارت و قتل مردم ایران مورد اشاره قرار می دهد، سپس آن قدرت خارجی را شیطانی قلمداد می کند ( شیطان بزرگ؛ آمریکا).
دور او هــم تمـــام خواهـد شـد                                لشکـــری را ســـوار می بـینـم
شور و غوغــای دیـــن شود پیدا*                              سر به ســــر کــارزار می بینـم
* اشاره به وقوع انقلاب اسلامی ایران و مبارزات گسترده ی مردمی از یک سو و کشتار مردم به دست جلادان رژیم شاه، از سوی دیگر.
قصــه ای بس غریــب می شنـوم                               غصــه ای در دیـــار می بینــم
جنگ و آشـــوب و فتنه ی بسیار                                 نام او زشـت و خـوار*می بینـم
* محمد رضا پهلوی، تنها شاهی است که مردم ایران، مستقیماً او را مورد خطاب قرار داده و مرگ بر او گفتند. بنابراین وی خوارترین شاه در سلسله پادشاهی ایران است.
کم ز چل* چون که پادشاهی کرد                             سلطـــه اش تار و مار می بینـم
* اشاره به 37 سال حکومت محمدرضا پهلوی.
غم مخورزانکه من دراین تشویش                             خرمــــیّ وصــل یار می بینــم
بعد از او شـــاهی از میــان بــرود                             عالمـــــی چون نگــار می بینـم
سیـــدی را ز نســـل آل رســـول                              نــــام او، بـرقـرار*می بینـــم
* اولاً سیادت امام خمینی (ره) را تصریح می کند، ثانیاً نام او را نیز تعیین می نماید زیرا عدد واژه ی « برقرار» به حروف ابجد، 710 و عدد واژه ی «خمینی» نیز 710 می باشد.
نایــب مهدی(عج)* آشکـار شـود                             ســروری را ســـــوار می بینـم
* نیابت عام حضرت ولی عصر ارواحنا فداه، از پایان غیبت صغری، آغاز شده است اما هیچگاه نیایت عام فقها، آشکار و علنی و عملیاتی نبوده است تا اینکه با وقوع انقلاب اسلامی ایران، نیابت عام فقها، فعلیت یافت و حکومت ولایت فقیه؛ با تکیه بر نیابت عام حضرت حجت عجل الله فرجه، تأسیس گردید.
پیشــــــــــوای تمـــام دانــایـــی                             رهبــــــری با وقـــــار می بینم
متصــف بر صفــات سلطانیســت                              لیـــک درویــش وار می بینـم
رهنمــــا و امـــام هفت اقلیــم                               نــــام او را شعــار می بینـــم
همچــو مولا جلال الــدین مولا                                شمس تبریــــز وار می بـینـــم
بندگــــــان جناب حضـــرت او*                                 سر بســــر تاجــــدار می بینـم
* اشاره به مسئولینی است که تحت ظلّ ولی فقیه، یکی پس از دیگری خدمت    می کنند.
گوهر شب چــراغ بهر کمــــال                               آن دُرِ شـــاهــــوار می بینــــم
هرکجا رو نهـــد به فضـــل الاه                                دشمنـــش خاکسـارمی بینــم*
* در روایات معصومین (ع) نیز این بشارت به چشم می خورد که حکومت جمهوری اسلامی، از شکست و ناکامی مصونیت دارد. تا قبل از آن، دور دورِ پیروزی فتنه ها بر اهل حق است اما در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سهمگین ترین فتنه ها ، با امداد الهی، ناکام می ماند. امام خمینی نیز پیش بینی فرمودند که ملت ایران، پرچم را به امام عصر(عج) تسلیم خواهد نمود.
بــا کرامــــات و جامـــع آداب                               آصــــف روزگـــــار می بینـم
تا چهل سال ای برادر من                             دوره ی شهریــــــار می بینــم*
* در روایات آمده است که « ... کذب الوقّاتون » تعیین کنندگان وقت ظهور، دروغ می گویند. در بیت اخیر ، ظاهراً وقت تعیین شده است اما توجه به این نکته ضروری است که اولاً شاعر، روز و ماه و سال تعیین نکرده، ثانیاً چه بسا او زمان وقوع را مدّ نظر ندارد و صرفاً به ترتیب حوادث اشاره می کند، ثالثاً امروز برای ما معلوم شده که نظام جمهوری اسلامی، کی تأسیس شده و کی چهل ساله می شود، اما برای او معلوم نبوده است، رابعاً عدد چهل، یکی از اعداد مقدس در اسلام شمرده شده و چه بسا مراد، خودِ عدد چهل نباشد بلکه شاعر از باب تقریب به آن توجه کرده و مراد او این است که پس دوره ای که از حکومت جمهوری اسلامی گذشت، امام زمان(عج) ظهور خواهند کرد. بنابر این برای ما فقط این نکته مهم است که انشاءالله ، جمهوری اسلامی، به حکومت آن حضرت متصل خواهد شد ؛حقیقتی که هم در روایات معصومین به آن اشاره شده و هم امام خمینی به آن تصریح فرموده اند.
   نکته ی دیگر آن است که شاعر نمی گوید: «دور آن شهریار می بینم»، بلکه     می گوید:«دوره ی شهریار می بینم» ؛ زیرا درصورت اول، حکومت شخص خمینی کبیر باید ادامه می یافت و توسط او به صاحب اصلیش تسلیم می شد اما در مصراع اصلی تصریح می کند که طول حیات جمهوری اسلامی، دوره ی شهریاری خمینی کبیر است و حکومت از اندیشه ها و آرمانهای او منحرف نمی شود .
بعدازآن خود امام خواهد بود                  که جهــان را مدار می بینـــــم
صورت و سیرتـش چو پیغمبــر                  علم و حلمش شعار می بینـم
قـــــائم شــرع آل پیغمبــــــــر                 به جهان آشکـــــــار می بینم
میم وحا، میم ودال می خوانند                  نـام آن نامــــــدار می بینـم
از کمربنــد آن سپهـر وقـــار                        تیغ چون ذوالفقـار می بینم
جنگ سختــی شود تمام جهـان*                              کوه و صحــرا  فکــار می بینـم
* احتمالاً جنگ جهانی سوم.
مردمـــان جهــان ز انس و پری                                همــــه را در فــــرار می بینــم
مر مسیـــــح از سمـا فـرود آیـد                               گــــوردجــــال زار*می بینـــم
* یکی از علائم قطعی ظهور، پیدایش دجال است. بسیاری از متفکران امروز، دجال را همان دستگاه عظیم تبلیغاتی، هنری و رسانه ای غرب جدید می دانند که مجهز به کارآمدترین سلاحها؛ یعنی تکنولوژی فرا پیشرفته ی ارتباطات می باشد و همه ی وجهه ی همت خود را در تخدیر ذهن و اندیشه و تخریب فرهنگی ملل جهان قرار داده است. بنابر روایات، پس از رجعت حضرت مسیح(ع)، و با توجه به اینکه خواستگاه دجال، مغرب زمین بوده و ظاهراً از تمدن مسیحی برخاسته است، کار نابودی او ،به مسیح(ع) سپرده می شود.
رنگ یک چشم اوبه رنگ کبود*                              خری بر خر ســوارمی بینــم**
* در روایات است که دجال، یک چشم دارد و آن چشم که رنگی کبود دارد،     همه ی صورت او را اشغال کرده است و همه ی نظرها را به خود جلب می کند و همه ی ملل جهان به او می نگرند. برخی، این ویژگی ها را با تلویزیون و مانیتور رایانه تطبیق داده اند.
** خری بر خر سوار، اشاره به این است که مبنای تفکر و دعوت دجال، حماقت و جهل بوده و کار اصلی او این است که مردم را از حقایق هستی، غافل نماید و آنان را به جهل و تن پروری و زر اندوزی و فساد و شهوت و دنیا طلبی، سرگرم کند.
هر قـــــدم از خرش بود میلـــی                                دورگردون غبـــــارمی بینــم*
* ویژگیهای مزبور که البته در روایات نیز با همین تعابیر اشاره شده است، نشان   می دهد که دجّال، انسان نیست زیرا هر قدم او یک میل راه است و وجود او، تمام دور گردون و منظومه ی شمسی را مثل غباری پر کرده است، بنابر این دجال، امواجی است که به سرعت منتشر می شود و از طریق ماهواره ها که دور گردون در حرکتند، به همه جای زمین ، منتشر می گردد.
آل سفیـــــان* تمام کشتــه شوند                                با هـــزاران ســــوار می بینـم
* همه می دانیم که یکی از علائم قطعی ظهور، خروج سفیانی است. سفیانی بنابر آنچه در روایات آمده است، یک شخص نیست بلکه یک جریان اقتدارگرا؛ متشکل از سفیانی های متعدد است که سلطه را دنبال می کند. همه این را هم می دانیم که دشمن ترین دشمنان پیامبر(ص)، ابوسفیان و پس از او ، دشمن ترین دشمنان آل پیغمبر(ع)، آل سفیان یا همان بنی امیه بوده اند. پس جریان سفیانی، یک جریان تاریخی است که از ابوسفیان آغاز شده و با معاویه و یزید و بنی امیه و سپس     همه ی سلطه گران فاسد که در مقابل حق و حقیقت ایستاده اند، ادامه یافته است و سرانجام به سفیانی عصر ظهور ختم می شود که به تمام قامت، در مقابل فرزند پیامبر خواهد ایستاد اما این بار با همه ی سپاهش، نابود خواهد شد.پس سفیانی عصر ظهور، همان جریان سلطه ی جهانی است که حق و عدالت را برنمی تابد. نابودی سفیانی، در حقیقت، انتقام از همه ی ظلمهای تاریخی و خونهای به ناحق ریخته شده است؛ مخصوصاً انتقام از بزرگترین ظلم و خونریزی تاریخ، که در کربلای حسینی رقم خورد.    
مهــــدی وقت و عیســـی دوران                              هر دو را شهســـــوار می بینــم
دیـن و دنیــا از او شـــود معمور                                 خلق از او، بخت یـــار می بینم
مسکنش شهر کوفه خواهد بـود                                دولتـــــــش پایــــدار می بینم
هفــــت باشـــد وزیر سلطانـــم                                همـــــه را کامکـــار می بینــم
زینـــت شـــرع و رونــق اسلام                                محکـــــم و استــــوار می بینم
عاصیـــــان از امـــام معصومــم                               خجـــل و شرمســـار می بینـــم
گرگ با میــش، شیـــر با آهـــو                              در چـــــرا، برقـــرار می بینــم*
* کنایه از گسترش عدل و امنیت و رفاه بر جغرافیای زمین، تحت حکومت واحد جهانی حضرت حجت روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء
نه درودی به خـــود همی گویم                               بلکـــه از ســـرّ یار می گویـــم
نعمــت الله نشستــــه در کنجــی                              همــــه را در کنـــــار می بینم.

اللهمّ کن لولیّک الحجّه بن الحسن،صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه السّاعه و فی کلّ ساعه، ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً، حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلاً برحمتک یا ارحم الرّاحمین.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ساعت 19:11  توسط رحیم جانی   | 

۴ عامل ایجاد آشوب‌های اخیر از زبان رضا سراج

يکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۳۲
رضا سراج ۴ عامل بستر اجتماعی، شتاب دهنده رسانه‌ای، محرک‌های اقتصادی و طراحی امنیتی را عامل اصلی ایجاد آشوب‌های اخیر در کشور می‌داند.
۴ عامل ایجاد آشوب‌های اخیر از زبان رضا سراج
به گزارش جهان نيوز، رضا سراج عضو هیئت علمی دانشگاه و کارشناس مسائل راهبردی در یادداشتی با عنوان تأملی بر ریشه ها و عوامل بروز آشوب های اخیر نوشت:در تحلیل آشوب های اخیر تاکنون دیدگاه های مختلفی از سوی صاحب نظران و تحلیل گران ارائه شده است، اما می توان در یک نگاه جامع و راهبردی به 4 عامل بستر اجتماعیزیر،شتاب دهنده رسانه ای،محرک های اقتصادی-سیاسی، طراحی راهبردی- امنیتی به عنوان ریشه ها و عوامل بروز و ظهور آن اشاره کرد:
 
  1. بستر اجتماعی:
تجربیات کشورهای گوناگون نشان می دهد که الگوهای توسعه وابسته و برونزا(خواه در مدل های لیبرال و خواه نولیبرال) پیامدهای اجتماعی متعددی به همراه دارد که از جمله آن می‌توان به شکاف اجتماعی، افزایش مطالبات اجتماعی و بروز اعتراضات اجتماعی اشاره کرد.

باید گفت اگر این مدل توسعه گرایی و ایده مرکزی آن با شکست و ناکامی مواجه شود، شاهد تشدید و تعمیق پیامدهای منفی آن خواهیم بود. از این رو احتمال رویگردانی اجتماعی، انباشتگی مطالبات و بروز آشوب و اغتشاش بعید به نظر نمی رسد. تجربه تاریخی نیز نشان می دهد که در دهه70 نیز این مدل توسعه کشور ایران را دچار پیامدهای منفی ناشی از خود نموده بود. در توضیح این امر می توان گفت به دلیل ذات مدل توسعه وابسته که در آن شاهد وجود مراکز و مناطق پیرامونی آن هستیم، عملاً توسعه در «مرکز» اتفاق افتاده و بر مناطق تنها نابرابری و بی عدالتی های ناشی از آن مشاهده می شود.

البته نیاز به تذکر نیست که در سال های اخیر علی رغم شعارهای متعدد مبنی بر توسعه کشور با گشایش های اقتصادی مناشی از مذاکرات و برجام، عملاً هیچ گونه گشایش اقتصادی و به تبع آن توسعه ای حتی در مرکز نیز رخ نداده که بتوان از دستاوردهای مثبت آن نام برد. علی ای حال پیامدهای منفی این نوع نگاه و نادیده گرفتن مناطق حاشیه ای، تأثیر خود را بر اقشار مختلفی از جامعه از طبقه متسط، متوسط به پایین و محروم و مستضعف گذارده است.
  1. شتاب دهنده رسانه ای:
زندگی امروزه با شبکه های اجتماعی و رسانه های نوین کاملاً آمیخته شده و این نوع رسانه ها هرچند فرصت ها و مزایای زیادی برای انسان تولید نموده، در عین حال تهدیدات مهمی را نیز رقم زده است. به اعتقاد تحلیلگران، شبکه های اجتماعی جامعه را تخت و شبکه ای می سازد. این شبکه ها به عنوان یک شتاب دهنده رفتار آنی، اقدامات هیجانی تسریع نموده و قدرت تهییج و بسیج گری اجتماعی را دارا هستند. به عبارت دیگر رسانه های نوین را می توان عامل شکل گیری جنبش های بی سر دانست.

قدرت شبکه های اجتماعی در رفتارسازی تاحدی است که در پاره ای از موارد نخبگان را پیرو توده جامعه می نماید. از این روست که دشمنان ما از شبکه های اجتماعی بیشترین بهره را در گسترش شعله های فتنه اخیر برده و البته از مدت ها قبل با عملیات اعتبارزدایی از نظام و ارکان آن و سلب اعتماد عمومی برای زمینه سازی اعتراض اقدام نمودند. چنین وضعیتی عملاً فاصله اعتراض تا آشوب را بسیار کوتاه نموده است. به طور خلاصه می توان گفت که شتاب دهنده رسانه ای هرچند عامل اصلی شکل گیری اعتراض نبوده اما در تبدیل آن به یک کنش آنی و هیجانی و بروز شورش مؤثر بوده است.

در این جا باید این سؤال را طرح کرد که علی رغم تهدیدات متصور از این رسانه ها، چرا تلاشی برای کنترل آنها تا این حد کوتاهی و تعلل صورت گرفت و اجازه داده شد تا یک شبکه پیام رسان اجتماعی که مدیریت آن در دست بیگانگان بود تا این حد گسترش و نفوذ یافته و تلاشی برای کنترل آن صورت نگرفت که نتیجه آن در اختیار گرفتن امنیت ملی در دست دشمنان بود! آیا وقت آن نرسیده است که به جای تقویت بسترهای ناامنی(شبکه های اجتماعی خارجی) به دنبال حمایت از شبکه های بومی و ملی بود؟
  1. محرک های اقتصادی- سیاسی
درست در شرایطی که انباشتی از نارضایتی و مطالبات بستر اعتراضی را در جامعه شکل داده و شتاب دهنده های آشوب ساز فعال است، یک تدبیر و تصمیم اشتباه اقتصادی یا سیاسی می تواند جرقه آشوب را بزند. برای مثال تصمیمات نادرستی در حوزه اقتصاد که آثار آن متوجه بخش وسیعی از جامعه گردد یا غیرقابل هضم برای عموم مردم باشد، یا رخدادهای تألم آور اجتماعی و اقدامات سیاسی تحرک کننده(همچون القای تقلب در فتنه88) می تواند آتش فتنه را مشتعل سازد. در شرایط اخیر لایحه بودجه سال97 که در آن از افزایش ناگهانی قیمت حامل های سوختی و نیز حذف یارانه جمعیت قابل توجهی از مردم سخن به میان آمده بود در نقش این محرک اقتصادی-سیاسی بازی نمود و اعتراضات را به نقطه اوج رساند.
  1. طراحی راهبردی و ضدامنیتی خارجی
هرچند اعتراضات اجتماعی و نارضایتی ها ناشی از آسیب های داخلی در حوزه معیشت و اقتصاد وجود دارد ولی آشوب های اخیر نشان دهنده وجود یک طراحی پیچیده راهبردی و ضدامنیتی بر بستر نارضایتی ها با منشاء خارجی است. ایالات متحده آمریکا در دوره پسابرجام با عدم عمل به تعهدات خود تلاش نمود کشور را در شرایط رکود قرار دهد تا بستری برای ایجاد آشوب های قومی و اجتماعی فراهم آورد. بر اساس اطلاعات موجود، آمریکایی ها از مدت ها قبل با ایجاد مرکزی ویژه در کاخ سفید برای بروز آشوب برنامه ریزی نموده بودند. در همین راستا چندی پیش «پایگاه خبری المانیتور» از یکی از مقامات کاخ سفید نقل قول کرد: «باید از رکود اقتصادی برای ایجاد شورش های قومی و محلی به جهت تغییر ساختار نظام ایران استفاده کنیم.»
آمریکا، رژیم صهیونیستی و ال سعود از مدت ها پیش گروهک های ضدانقلاب و به ویژه منافقین و سلطنت طلبان را مأمور شبکه سازی برای ایجاد آشوب کرده بودند.از سویی در طی یک سال گذشته گروهک منافقین با حمایت رژیم آل سعود به ایجاد ستادی تحت عنوان «ستاد اجتماعی» با هدف شبکه سازی و تشدید نارضایتی های اقشار وگوناگون اقدام کردند. همچنین سلطنت طلبان نیز با حمایت آمریکایی ها و صهیونیست ها از بستر فضای شبکه های اجتماعی برای شبکه سازی آشوب حداکثر بهره را بردند. در این راستا اقدامات خرابکارانه گروه موسوم به «ری استارت» در به آتش کشیدن برخی از اماکن مذهبی و عمومی به عنوان مرحله تست و مانور این آشوب ها تلقی می شود.

شواهد و قرائن نشان می دهد که نظام سلطه برای مواجهه با جمهوری اسلامی، 2 برنامه موازی و سناریوی مختلف را تحت عنوان پلانA و پلانB پیش بینی کرده بود:
  1. پلانA: براندازی و تغییر ساختار
این مدل که پیش از این در کشورهای سوریه و لیبی نیز اجرایی شده است در 3 فاز هدایت و مدیریت می‌شود. فاز1، ایجاد آشوب گسترده در کشور بوده و فاز 2، تلاش برای تبدیل آشوب به عملیات مسلحانه جهت تسخیر و تصرف برخی شهرهای کوچک در پیرامون کشور بوده است. با مشغول سازی نیروهای امنیتی فاز 3 این پلان یعنی اعزام تروریست های خارجی به داخل کشور برای حرکت نظامی از پیرامون به سمت مرکز(کلان شهرها و تهران) به مرحله اجرا می رسید. تصریح «محمدبن سلمان» ولی عهد آل سعود مبنی بر تصمیم به کشاندن جنگ به داخل ایران و نیز وعده ترامپ مبنی بر حمایت بزرگ ایالات متحده از اغتشاشگران در وقت مقتضی، قرائنی است که نشان دهنده تصمیم غرب برای پیاده سازی پلانA در بستر آشوب های اخیر است.

شایان ذکر است آمریکا، رژیم صهیونیستی و آل سعود به علت شکست های پی در پی در منطقه و از روی استیصال و درماندگی بر مبنای محاسبات غلط، اقدام به اجرای زودهنگام طرح خود نموده و به همین دلیل دستآوردهای حداکثری در آن حاصل نشد. در توضیح این امر باید گفت مناسب پنداشتن بستر اجتماعی و نیز توجه به تحرکاتی که در حوزه اعتماد زدایی و اعتبارزدایی از نظام و مسئولین در طی چند ماه گذشته انجام شد، منجر به جلو انداختن اجرای این سناریو شد.
  1. پلانB: تغییر محاسبات ایران و تغییر رفتار
آشوب های اخیر در هدف حداقلی را می توان نوعی جنگ محاسباتی برای تغییر محاسبات، ایجاد اشتباه محاسباتی و در نهایت تغییر رفتار ایران دانست. در این خصوص باید گفت مدل بازی آمریکایی ها، همچون یک دومینو طراحی شده بود که در طی آن برجام را به لبه پرتگاه سقوط برده و با ابزار تهدید به تشدید تحریم ها تلاش می شد ایران به عقب نشینی و پذیرش برجام اروپایی با محوریت تروئیکا(فرانسه، انگلیس و آلمان) وادار شود.

در این میان بروز آشوب و بی ثباتی در داخل ایران منجر به افزایش قدرت چانه زنی اروپایی ها و تسلیم هرچه بیشتر طرف ایرانی می گردید. نکته قابل تأمل آن است که آشوب های اخیر قبل از سفر مقامات فرانسوی بروز یافته و این خود به روشنی نشانگر تأثیر و تأثرات آشوب های اخیر و سناریوی یاد شده است. بر اساس این پلان اگر جمهوری اسلامی ایران به سناریوی تحمیلی غرب، روی خوش نشان ندهد، با تحریم های بیشتر غرب مواجه شده و واضح است که تحریم های بیشتر، زمینه را برای ایجاد نارضایتی بیشتر و احتمال بروز آشوب های احتمالی در آینده افزایش خواهد داد.

در همین راستا سایت آمریکایی ماه آلاباما   Moon Of Alabamaدر گزارشی تحت عنوان «ایران؛ مأمورین تغییر نظام اعتراضات اقتصادی را ربودند!» در تحلیل آشوب های اخیر می نویسد: « کودتا در ایران شانس کمی دارد. انقلاب رنگی در ایران تقریباً هیچ شانسی برای موفقیت ندارد. اما اگر آمریکا و اسرائیل نتوانند به هدفشان در براندازی نظام برسند، از حوادثی مانند اغتشاشات اخیر به عنوان مقدمه‌ای برای تحریم‌های بیشتر و اقدامات ضد ایرانی بیشتر استفاده خواهند کرد. حوادث اخیر تنها بخشی از یک پازل بزرگ‌تر هستند.»

جمع بندی:
به هر روی آشوب های اخیر با حضور مردم انقلابی به محاق رفت و می توان گفت ایجاد امنیت نرم مبتنی بر سرمایه اجتماعی در ایجاد ثبات و آرامش بر جامعه، تأثیر به سزایی داشته است. در این مقطع حساس، حضور مردم در تمامی نقاط کشور سرنوشت ساز است و بر محاسبات دشمن و تثبیت امنیت کشور مؤثر خواهد بود. برای جلوگیری از تشدید بحران و پیشگیری نسبت به آینده، لازم است اقداماتی همچون موارد ذیل در دستور کار قرار گیرد:
برطرف سازی محرک های اقتصادی سیاسی با اتخاذ تدابیر درست
تلاش مضاعف برای حل برخی از مشکلات حاد معیشتی و اقتصادی مردم در بازه زمانی کوتاه مدت
جلوگیری از مداخله شبکه های اجتماعی خارجی در براندازی
اقدام متناسب نیروهای امنیتی و مردمی در مواجهه با آشوبگران
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ساعت 16:2  توسط رحیم جانی   | 

گمانه‌های همدلی با آشوبگری/ مشایی؛ مبارزان به پیش!

شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۳۰
شب آزادی بقایی، گویی فاز جدیدی از رویارویی سه ضلعی احمدی‌نژاد، بقایی و مشایی با نظام کلید خورد. احمدی‌نژاد و یارانش آمده‌اند تا با اپوزیسیون شدن، در فضای سیاسی زنده بمانند.بقایی که بعد از زندان تلاش زیادی برای مظلوم نمایی داشت، ساعاتی بعد از آزادی از اوین اتهامات سنگین و عجیبی را متوجه قوه قضاییه کرد و حتی بدتر از آن آرزوی سرنگونی می‌کند.
گمانه‌های همدلی با آشوبگری/ مشایی؛ مبارزان به پیش!
گروه سیاسی جهان نيوز: «زنبیل قرمز»، «بست‌نشینی» و «خشونت کلامی» اصلی‌ترین مؤلفه‌های کنش سیاسی حلقه یاران احمدی‌نژاد است. پس از پیگیری‌های قضایی پیرامون اقدامات حمید بقایی، کنشگران سیاسی موسوم به احمدی‌نژادی-بهاری وضعیت کشور را بحرانی بازنمایی کردند. پس از رخدادهای ناگوار آشوب خیابانی در سطح چند شهر کشور، سؤال جدی نسبت‌سنجی میان ارتباط حلقه نزدیک احمدی‌نژاد و آشوب‌های خیابانی در بین تحلیلگران سیاسی طرح شد، اما پس از گمانه‌زنی جعفری رنگ و بوی جدید پیدا کرد.

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره سخنان برخی مسوولان استان خراسان رضوی مبنی بر دخالت جریان منسوب به یکی از مسوولان سابق در آغاز این تجمع و اعتراض در مشهد و سرایت به دیگر شهرهای کشور، اظهار داشت:‌ «این موضوع با فراخوان یکی از سایت‌هایی صورت گرفت که وابسته به شخصی است که این روزها زبان به مخالفت‌خوانی نسبت به اصل و ارزش‌های نظام گشوده است. نیروهای امنیتی درحال بررسی این مساله هستند و اگر به دخالت این مسوول سابق برسند قطعاً متناسب با وضعیت و درخواست ناجا با او برخورد خواهند کرد.»

ضرب‌الاجل‌های تهمت
بر پایه گزارش صبح نو، اما آقای محمود احمدی‌نژاد پس از ناکامی حضور در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، حجم حملات کلامی خود را نسبت به قوه قضاییه افزایش داد. او مدعی است که «عده‌ای عليه خادمان پاك پرونده‌سازي می‌کنند و اصرار دارند راه خدمتگزاري و پاكي را مسدود كنند. دائماً تهمت می‌زنند و افترا مي‌بندند.» به همین دلیل اعتراضات خود را نسبت به رفتار قوه قضاییه بیان می‌کند. در دوم آذر بود که قوه قضاییه را به «نقض قانون اساسی» متهم کرده و گفته بود: «اگر قرار بود دیکتاتوری قوه قضاییه داشته باشیم انقلاب نمی‌کردیم.»

احمدی‌نژاد با شکوه از رفتارهای طاغوتی در کشور از «خطر برای کل کشور» خبر داد و اظهار داشت: «به یکی از بچه‌هایی که در این قضیه هست می‌گویند بیا همکاری کن تا تخفیف بدهیم. خیلی بد است که یعنی بیا علیه آقای بقایی یک چیزی بگو. ما انقلاب کردیم که قوه قضاییه این طوری بشود؟... ته حرفشان این است که تمام مملکت را بدهید دست من تا درست شود. خب اینکه حرف هر طاغوتی هست و هر دیکتاتوری همین حرف را می‌زند.» وی همچنین گفت: «قوه قضاییه اختیاراتش فوق‌العاده است و حتی از رهبری هم بیشتر است. تنها قوه‌ای است که هیچ نظارتی بر آن نیست... عملکرد قوه قضاییه یک سیر کاملاً نزولی دارد. الان کل کشور در خطر است و امیدی به اجرای عدالت نیست.»
دمیدن بر راهبرد وجود «خطر تمام عیار برای کل کشور» در نامه‌ای به محضر مقام معظم رهبری نیز مشهود بود؛ به نحوی که آقای احمدی‌نژاد در این نامه نوشت: «به‌رغم سعی وافر و مستمر حضرتعالی برای امیدبخشی به عموم مردم، متاسفانه، شرایط جاری کشور، امید به تحقق آینده بهتر را، از رهگذر ساز و کارهای موجود، به حداقل رسانده است. اعتماد عمومی به صداقت و توانایی برخی مدیران ارشد و دستگاه‌های گوناگون برای مدیریت بحران و عبور دادن کشور از این شرایط، مدت‌هاست از خطوط قرمز عبور کرده و به صفر نزدیک شده است و رسانه ملی نیز که مسوولیت بسیار خطیری در این رابطه بر عهده دارد، خود از وضعیت مشابهی رنج می‌برد.»

محمود احمدی‌نژاد با تکرار «دروغ‌های شاخ‌دار» ضدانقلاب در قبال قوه قضاییه، هجمه‌ها و تهمت‌های خود به رییس قوه قضاییه را در بست‌نشینی حلقه خود استمرار داد و پس از آن با ضرب‌الاجل ۴۸ ساعتی خواهان استعفای آیت‌الله صادق لاریجانی شد. احمدی‌نژاد به همین سطح از تهاجم اکتفا نکرد و در متن وضعیت دستگاه قضایی‌، اقدامات آنان را «سیاسی» دانست و در همین راستا نوشت: «‌امروزه این باور در جمع کثیری از مردم وجود دارد که برخی از برخوردهای قضایی صرفاً از موضع سیاسی و برای برخورد با مخالفان سیاسی مقامات قضایی و یا بستگان آنان یا همکیشان سیاسی آنها  یا برای ایجاد توازن در رقابت‌های بین جریان‌های سیاسی کشور انجام می‌شود.

مشایی؛ مبارزان به پیش!
شب آزادی بقایی، گویی فاز جدیدی از رویارویی سه ضلعی احمدی‌نژاد، بقایی و مشایی با نظام کلید خورد. احمدی‌نژاد و یارانش آمده‌اند تا با اپوزیسیون شدن، در فضای سیاسی زنده بمانند.

بقایی که بعد از زندان تلاش زیادی برای مظلوم نمایی داشت، ساعاتی بعد از آزادی از اوین اتهامات سنگین و عجیبی را متوجه قوه قضاییه کرد و حتی بدتر از آن آرزوی سرنگونی می‌کند. آرزویی که با «ان‌شاالله» گفتن جمعی که او را احاطه کرده‌اند همراه می‌شود.

آرزوی سرنگونی که بقایی برای مسوولان دستگاه قضایی کرد و گفت سخنگوی قوه قضاییه [بیخود] کرده به او اتهام دروغ می‌زند، در مسیر این تصویرسازی بود.

 مشایی هم آنجا که از پایان دوران ترس و شروع دوران گفتن حقیقت گفت و افزود آماده پرونده، مجازات و مرگ هستیم، یادآوری کرد بقایی آماده شهادت بود و او را با بابی ساندز، مبارز ایرلندی مقایسه کرد و در نهایت مردم را به قیام دعوت کرد، بزرگنمایی همین تصویرسازی بود.

از اعتراض بقایی به وضعیت زندانیان تا آنجا که مشایی، بقایی را نماد مبارزه با ظلم، فساد و ریا دانست و خواستار برگزاری رفراندوم و نظرخواهی درباره نحوه اداره کشور شد، انتقاد تمام عیار از وضع موجود را نشان می‌داد. وضعی که مدعی هستند می‌توانند بهترش کنند، توسط احمدی‌نژادی که به تعبیر بقایی مأمور و نیروی امام زمان است. «یقین دارم که فرجام ظلم نزدیک است»، «عاشقان به هوش! مبارزان به پیش!» و «در جمهوری اسلامی با ظلم آشکار مواجهیم» گزاره‌های مرد مرموز جریان انحرافی است. اسفندیار رحیم مشایی پس از احضار به دادسرا در جملاتی هدفدار اظهار داشت: «اگر خواستید اعدام کنید، خیابان پاستور؛ اما اگر خواستید شلاق بزنید آدرس دیگری به شما می‌دهم؛ من آماده‌ام! بهترین جا برای شلاق، میدان انقلاب است!» نزدیک‌ترین یار فکری محمود احمدی‌نژاد، راهبرد موجود «خطر تمام عیار برای کل کشور» را استمرار داد و اظهار داشت: «آنچه که مایه تأسف بسیار است، اوضاع نابسامان داخلی از جهت مادی و معنوی است.  یار همیشگی احمدی‌نژاد به همین سطح از سخنان ساختارشکن اکتفا نکرد و مدعی تکاپو برای نابودی «صدای مخالفت با ظلم و فساد و ستم» در کشور شد.

از سوی دیگر اکبر جباری از نزدیکان سیاسی بست‌نشینان، در هنگامه آشوب‌های خیابانی خواهان تغییر قانون اساسی از سوی یکی از نهادی‌های نظامی کشور شد و این پیشنهاد همسو با خط دروغین افشاگری رسانه ضدانقلاب برای تصمیم نهادهای انقلابی در چگونگی پایان آنچه اعتراضات سراسری می‌نامند، طرح شد.

بحران‌نمایی کشور
در چند ماه اخیر، اظهارات و اقدامات محمود احمدی‌نژاد و نزدیکان سیاسی او، ماهیت ساختارشکنانه داشته است. بی‌اعتنایی احمدی‌نژاد به توصیه‌ رهبری مبنی بر عدم نامزدی، معرفی کردن قوه‌ قضاییه به‌عنوان مسوول جان بقایی (در بیانیه‌ احمدی‌نژاد پس از دستگیری بار دوم)، اعلام عدم امکان اجرای عدالت توسط قوه‌ قضاییه و نقض آشکار قانون توسط این قوه، اعتصاب غذای بقایی در زندان، درخواست قیام مردم از سوی مشایی و اخطار سرنگونی. این‌ها از جنس سخنان جای گیرنده در گفتمان جمهوری اسلامی نیست  و تنها بخشی از اقدامات تیم احمدی‌نژاد در قالب رفتارهای اپوزیسیونی است. آنان با پیش‌فرض فروپاشی عدالت اجتماعی و سپس عدالت قضایی و تکرار «دروغ‌های شاخ‌دار» دشمن برای ناامیدسازی ملت، وضعیت «بحرانی» را برای شهروندان ایرانی ترسیم کردند. بازنمایی بحران در کشور روندی بحران‌ساز و بستری برای شکل‌دهی به آشوب خیابانی است. در این شرایط باید منتظر اقدامات بعدی این حلقه بحران‌ساز در کشور باشیم
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:23  توسط رحیم جانی   | 

به گزارش مشرق، «محسن مهدیان» در کانال تلگرامی خود نوشت:

پیش بینی ها همین بود؛ آتش اغتشاشات سرد شد و آخرین سوسوی امید ضدانقلاب رو به خاموشی نهاد. اما همین ماجرا هم عبرت هائی برای ما و مردم و دولت داشت.

  گذرا مرور می کنیم...

تجربه دولتی‌ها؛

یکم. دولت فهمید اعتراضات کارگری و پابرهنه ها و یقه آبی ها شوخی نیست. کارد که به استخوان رسید پایان خط است.
دوم. فهمید که شوک درمانی در اقتصاد مثل افزایش ناگهانی قیمت بنزین بحران سازست و باید در این روش ها تجدید نظر کند.
 سوم. متوجه شد که رهاسازی اقتصاد و بی اعتنائی به مطالبات مردم چه میزان بحران سازست.
چهارم. در نهایت اینکه خوی اشرافی گری در پاسخگوئی به مردم و بی اعتنائی به رشد فساد اقتصادی و حقوق های نجومی و غیره چه میزان در عصبانیت مردم سهم دارد.

تجربه حاکمیتی؛

یکم. نسل شبکه های اجتماعی با هویت ۴۰ تکه راباید شناخت. نباید از ابعاد زندگی توهمی و متهورانه در شبکه های اجتماعی غافل بود.
دوم. متوجه شدیم سیاست بایکوت که در روزهای اول توسط رسانه ملی پی گیری می شد، چقدر ناکارآمد است و اینکه بجای مدیریت بر "جهل عمومی"، سراغ مدیریت بر "افکار عمومی" رویم.
سوم. اندازه تحرکات خالص ضدانقلاب در شهرها را برآورد کردیم. و البته ضعف مان در مواجهه با اغتشاشات در شهرهای کوچک را شناختیم.
چهارم. گرچه دولت مسوول مستقیم این اعتراضات است، اما بی اعتنائی عدلیه و مجلس به مطالبات مردم نیز در کاهش آستانه تحمل شان نسبت به مشکلات سهم مضاعف دارد.

تجربه اصلاح‌طلب‌ها

یکم. اصلاح طلبان به شکل  کم سابقه ای مجبور شدند با ضدانقلاب مرز بندی کنند. متوجه شدند که اعلام برائت از آشوب طلبان در پایان بحران چه میزان موثر است؛ آقای خاتمی این موضوع را بهتر متوجه شدند.
دوم. اصلاح طلبان فهمیدند تجمع غیرقانونی چقدر عوارض دارد. احتمالا الان مخالفت با برگزاری تجمعات غیرقانونی در سال ۸۸ را بهتر متوجه می شوند.
سوم. فهمیدند که اهمیت مردم تنها پای صندوق رای نیست و باید از مطالبات اقتصادی آنها نیز حمایت کرد.

تجربه اصولگراها

یکم.‌فهمیدیم نقد دولت نباید به ناامیدی از دولت منجر شود. ناامیدی از این یا آن دولت، ناامیدی از نظام است.
دوم. اصولگراها احتمالا متوجه شدند که برگزاری راه پیمائی و اعتراضات در قانون اساسی یک اصل قابل اعتنا و راهگشاست و می توان از آن دفاع کرد.
سوم. دوقطبی انقلابی-ضدانقلابی یعنی اینکه مقابل ضدانقلاب ائتلاف کنیم و وحدت میان اصلاح طلب و اصولگرا برای تقابل با دشمن یک ضرورت است. این دشمنی نیز فقط امنیتی است.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:3  توسط رحیم جانی   | 

مقصر آنها هستند که اقتصاد مقاومتی را اجرا نکردند

پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۴۹
معاون فرهنگی سپاه پاسداران با بیان اینکه واردات دلیل اصلی بیکاری جوانان است، گفت: کسانی مقصر گرانی و مشکلات اقتصادی هستند که اقتصاد مقاومتی را اجرا نمی کنند.
مقصر آنها هستند که اقتصاد مقاومتی را اجرا نکردند
به گزارش جهان نيوز به نقل از روابط عمومی سپاه فجر استان فارس، سردار محمد رضا نقدی معاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دیدار با پاسداران استان فارس با بیان اینکه اساس و ریشه انقلاب اسلامی نَفی طاغوت است، گفت: این یعنی انقلاب اسلامی در تضاد با طاغوت ها قرار می گیرد و طِی چهار دهه گذشته نیز شاهد بوده ایم آن هایی که نفی می شوند و طاغوت هایی که مرتبا از انقلاب اسلامی شکست خورده و می خورند با انقلاب اسلامی به مقابله می پردازند.

وی با اشاره به موفقیت های روزافزون انقلاب اسلامی در داخل و خارج از کشور، گفت: نام کسانی که انقلاب اسلامی را با رژیم پهلوی مقایسه می کنند و می گویند رژیم شاهنشاهی بهتر بود باید به عنوان بی انصاف ترین افراد تاریخ در کتاب رکوردهای جهان ثبت شود.

معاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه انقلاب اسلامی تحول و ارتقایی در سطح زندگی و رفاه مردم ایران به وجود آورد که قابل مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی نیست، گفت: تنها در یک قلم طبق آمار ۷۰ درصد مردم ایران در زمان رژیم پهلوی در روستاها که در آن زمان روستا جایی بود که برق، مخابرات، مدرسه و مرکز بهداشت نداشت، غالبا حتی راه ماشین رو نداشت و خانه ها خشت و گِل بود و حتی یک تیرآهن آنجا نبود زندگی کرده و بسیاری دیگر نیز در حلبی آبادهای اطراف شهرهای بزرگ زندگی می کردند.

وی ادامه داد: شاه ملعون که کاخ های بسیاری در ایران و خارج از کشور داشت زمستان ها را در کاخ سوییس و پیست اختصاصی اسکی سپری می کرد و این ها در حالی بود که بعضی از مردم محروم ایران بخاطر نداشتن ذغال برای گرم کردن کُرسی در سرما می مُردند.

سردار نقدی خاطرنشان کرد: امروز نظام اسلامی در حال مقابله با فساد است و تا برخوردی با مفسدان کلان اقتصادی صورت می گیرد می گویند این دستگیری و برخورد سیاسی است.

وی با بیان اینکه " نفوذ " استراتژی امروز دشمنان انقلاب اسلامی است، گفت: استرتژی نفوذ مانند قیچی طراحی شده، یک لبه آن عناصر نفوذی در پُست های مدیریتی کشور هستند که ماموریت " ناراضی کردن مردم " را بر عهده دارند و لبه دیگر این استراتژی نیز عناصر داخلی و رسانه های بیگانه هستند که ماموریت " سوق دادن نارضایتی به سمت اصل نظام اسلامی " را بر عهده دارند.

معاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه هدف اصلی استرتژی دشمنان انقلاب اسلامی این است که بگویند مشکل در انقلاب اسلامی است، گفت: زمانی که موسات مالی غیرقانونی با سودهای کلان تاسیس شدند ناظران و دستگاه های مسئول که باید جلوی این موسسات را می گرفتند وظیفه خودشان را انجام ندادند و این یک سناریو بوده است.

وی با بیان اینکه فردی که پیش از این در منصب کلیدی کشور بوده امروز مدعی شده اما جواب نمی دهد خودش برای مبارزه با فساد چه کرده است، گفت: مسائل اقتصادی کشور صد در صد در اختیار دولت است.

سردار نقدی خطاب به مسئولان سابق که امروز مدعی شده اند، گفت: اگر موضوع عدالتخواهی است چرا پیش از این ساکت بودید و هم اکنون که قرار است قوه قضاییه به تخلفات اطرافیانتان رسیدگی کند مدعی شده اید؟ مردم نباید این عوام فریبی ها را باور کنند.

وی افزود: چرا هرگاه مقابله با پرونده های بزرگ فساد اقتصادی آغاز می شود اغتشاش هم آغاز می شود و رسانه های مدعی آزادی بر طبل اشکالات قوه قضاییه می کوبند، در سال ۱۳۷۸ هم وقتی رسیدگی به پرونده فساد شهرداری جدی شد شاهد این گونه آشوب ها بودیم.

معاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه در مسئله مقابله با قاچاق کالا همه چیز در اختیار قوه مجریه است، گفت: برخی ها در دوران مختلف بندۀ آرا شده اند و به دلایلی نظیر ریزش آرا در برخورد با قاچاقچیان کم کاری کرده و می کنند، این نشانه ریاست طلبی است و کسی که این گونه عمل کرده نمی تواند مدعی دفاع از حقوق مردم باشد.

سردار نقدی با بیان اینکه ماجرای مسئولانی که پس از مسئولیت دچار انحراف می شوند از همان روز انتخابات و زمانی که می گویند " من از همه بهترم " آغاز می شود، گفت: در مقابل این الگوی نادرست الگوهای شایسته ای نظیر شهید رجایی و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) قرار دارند که علی‌رغم میل شخصی و با آنکه مُصرانه می گفتند شخص دیگری را برگزینید و از ریاست گریز داشتند حسب تکلیف بزرگان دین، مسئولیت را پذیرفتند.

وی با تشریح ابعاد جنگ روانی دشمنان انقلاب اسلامی علیه ملت ایران، گفت: رسانه های استکبار جهانی و عناصر داخلی آنان در همه امور ایران را با بهترین نوع آن در جهان مقایسه می کنند و برای مردم شبهه ایجاد می کنند اما این را نمی گویند که آن کشوری که مثال می زنند یک نقطه قوت و ده نقطه ضعف دارد که باید همه این ها را معدل گیری کرد.

معاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه دشمنان انقلاب اسلامی از قاچاق مشروبات الکلی و مواد مخدر به داخل ایران حمایت می کنند، گفت: چه زمانی و علیه کدام کشور و ملت این حجم دشمنی شده است، هزار سنگ جلوی پای ملت ایران انداخته اند و ۲۷۰ شبکه فارسی زبان علیه ارزش های فرهنگی ایران فعال هستند، هیچ کشوری با چنین تهاجمی علیه ارزش های ملی و دینی اش مواجه نبوده است.

وی با بیان اینکه تا زمانی که آمریکا را شکست ندهیم به قله نخواهیم رسید، خاطرنشان کرد: طرفداران آزادی بیان که از ارتباط با آمریکا و اروپا دم می زنند باید بدانند آمریکا با هر کشوری که دوست شود دست دولت آن کشور در سرکوب و کشتار مردم باز است و اگر واقعا طرفدار آزادی هستند باید از مقابله با آمریکا خوشحال باشند.

سردار نقدی با بیان اینکه واردات دلیل اصلی بیکاری جوانان است، خاطرنشان کرد: کسانی مقصر گرانی و مشکلات اقتصادی هستند که اقتصاد مقاومتی را اجرا نمی کنند و واردات بی رویه را ادامه می دهند.

معاون فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: امروز باید تناقض های بی شمار رفتاری مخالفان انقلاب اسلامی را برای مردم تبیین کنیم و با روشنگری پیرامون توطئه های استکبار جهانی به شبهات پاسخ منطقی دهیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 16:30  توسط رحیم جانی   | 

چه کسی برنده قطعی «اغتشاشات سراسری» است؟

علی رجبی
دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۳۷
چه کسی از تبدیل «اعتراض» به «اغتشاش» و ایجاد ناامنی در فضای جامعه سود می‌برد؟ مردمی که دغدغه‌های اقتصادی دارند یا بیگانه‌ای که به فکر بهره‌برداری خود است؟
جهان نيوز - علی رجبی: «برنده قطعی اعتراضات در شهرهای ایران، بنده هستم.» فرض کنید که این جمله را همین امروز یا ظرف همین دو سه روز، محمدبن‌سلمان ولیعهد سعودی بزند. همانی که چندهفته قبل به خیال خام خود وعده داد بود که «به‌زودی نبرد را به داخل مرزهای ایران می کشانیم!» [۱]
 
همین چند روز قبل انیمیشنی متوهمانه توسط سعودی‌ها ساخته شد [۲] که به چندین زبان دنیا نیز منتشر شد. در این ویدئو، تانک‌های سعودی تهران را به راحتی آب خوردن تسخیر می‌کنند درحالیکه مردم ایران هم با تصاویر شاه سعودی، بن‌سلمان و پرچم عربستان از نظامیان سعودی استقبال کرده‌اند(!) در نگاه اول همه به این سطح از توهم می‌خندند اما در واقعیت آنها درباره ایران این‌چنین فکر احمقانه‌ای دارند.
 
دلیل این تفکر احمقانه سعودی‌ها درباره مردم ایران را در مشاوران آنها باید جستجو کرد. گروهک مجاهدین خلق در کنار دسته‌ای از سلطنت‌طلبان عصر قجری که سی‌سال قبل، صدام حسین را نیز به این توهم رسانده بودند که می‌تواند تهران را سه‌روزه فتح کند؛ حالا در همایش‌های پیدا [۳] و هم‌نشینی‌های پنهان‌شان، گرای نارضایتی معیشتی مردم ایران را به سعودی‌ها داده‌اند تا از این کلاه برای خود نمدی ساخته و دلارهای نفتی را به جیب خود سرازیر کنند.
 
سعودی‌ها هم که قافیه برتری منطقه‌ای را در سوریه، عراق، لبنان، قطر، اقلیم کردستان و... به ایران باخته بودند، و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری‌شده‌شان دود شده بود، حالا دلخوش به پروپاگاندای منافقین و سلطنت‌طلبان کرده‌اند تا شاید آنها بتوانند تا با موج‌سواری بر مطالبات مردم و با استفاده از اهرم شبکه اجتماعی،  اتفاقی را به سود آنها رقم بزنند. [۴]
 
اما آیا منِ خبرنگار معترض به وضع معیشتی‌ام و یا آن کارگر حقوق‌نگرفته‌ی کارخانه نیمه‌تعطیل و یا آن سپرده‌گذار کاسپین، پدیده و ... حواس‌اش هست که گرگ‌هایی نشسته‌اند تا در میانه خاورمیانه‌ی پرآشوب، نیت شوم خود را اجرا کنند و ناامنی را نیز وارد ایران کنند؟ چه کسی از تبدیل «اعتراض» به «اغتشاش» و ایجاد ناامنی در فضای جامعه سود می‌برد؟ مردمی که دغدغه‌های اقتصادی دارند یا بیگانه‌ای که به فکر بهره‌برداری خود است؟
 
پی‌نوشت‌ها:
[۱]:   «محمد بن سلمان» جانشین ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی چندی پیش در گفتگو با یک شبکه عربی، لب به یاوه‌گویی علیه جمهوری اسلامی ایران باز کرد. وی در سخنانی که حاکی از روحیه جنگ طلبانه رژیم سعودی است، مدعی شد: «نبرد را به داخل مرزهای ایران می‌کشانیم».
[۲]: بر اساس این تصاویر انیمیشنی، عربستان با موشک‌های موسوم به «بادهای شرق» نیروگاه هسته‌ای بوشهر و پایگاه‌های هوایی ایران را هدف قرار می‌دهد و سپس نیروهای عربستانی طی عملیاتی هلی برن وارد خاک ایران و سپس از آنجا تهران را تصرف می‌کنند. ناوهای سعودی نیز به راحتی شناورهای سپاه را غرق می‌کنند بدون آنکه نیروی دریایی ایران حتی یک گلوله شلیک کند!  بر اساس این ویدئو، محمد بن‌سلمان، ولیعهد سعودی، شخصا عملیات علیه ایران را فرماندهی کرده و در یکی از سکانس‌های این فیلم تخیلی، تصویری از او در اتاق اصلی عملیات نشان داده می‌شود. در سکانسی دیگر نیز سرلشگر قاسم سلیمانی فرمانده شاخص ایرانی به دست نیروهای سعودی اسیر می‌شود. فیلم تولیدی خبرگزاری مهر درباره این ویدئو که به زبان عربی منتشر شده را اینجا ببینید.
[۳] : ترکی الفیصل رئیس پیشین دستگاه اطلاعاتی عربستان یکی از کسانی است که به صورت آشکارا با گروهک منافقین در ارتباط است و سخنران گردهمایی‌های آنها نیز شده است. همچنین گزارش‌های متعددی از سوی رسانه‌های بین‌المللی درباره تامین مالی بخشی از هزینه‌های گروهک منافقین توسط سعودی‌ها منتشر شده است. به نظر می‌رسد سعودی‌ها تلاش می‌کنند، گروهک منافقین را همچون داعش در فضای ایران فعال کنند.
[۴]: بر اساس ارزیابی‌های منتشر شده از وضعیت توییتر، بیشترین کاربرانی که اکنون درباره اغتشاشات تهران و چندشهر دیگر فعال هستند، ساکن عربستان بوده‌اند. کشورهایی مانند انگلیس، فرانسه و آلمان که تجمع منافقین است، در کنار اسرائیل، آمریکا و برخی دیگر از کشورهای عربی و حتی آفریقانی منطقه نیز در پله‌های بعدی بیشترین فعالیت علیه ایران هستند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 16:30  توسط رحیم جانی   | 

طنز/ برای جیبوتی متاسفم واقعا!

پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۸
من واقعا برای جیبوتی متاسفم
هنوز در حمایت از اغتشاشات ایران بیانیه نداده!
فکر کنم اخباری که با شتر براشون میفرستادن
هنوز بهشون نرسیده!
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 16:29  توسط رحیم جانی   | 

طنز/ نیروی هوایی به مردم پیوست!

پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۵
با دو تا خبر آمد نیوز تو این چند روز خیلی خندیدم

1. ایذه سقوط کرد!!!
2. نیروی هوایی به مردم پیوست!!!

آهان راستی یه شب دیگه هم زده بود
بدنه سپاه به مردم پیوست!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 16:28  توسط رحیم جانی   | 

طنز/ جوجو میگه کار تموم شد

يکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۰
طرف فتنه ۷۸ و ۸۸ رو ندیده، میگه کار تموم شد.
جوجو! ما پرچم سوریه رو از حلق کفتارهای سعودی کشیدیم بیرون،
بیرون کشیدن پاچه خودمون از پوز شما که کار یه چخه است!
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 16:28  توسط رحیم جانی   | 

جت الاسلام علی سعیدی در همایش انقلاب اسلامی، تحولات منطقه و چشم انداز آینده که شامگاه چهارشنبه در مدرسه دارالشفای قم برگزار شد، اختلافات موجود در کشور را ناشی از اختلاف برسر مبانی و اصول دانست و گفت: اختلافات مبنایی از اول انقلاب و در دوره‌های مختلف از بازرگان تا احمدی‌نژاد وجود داشته و امروز هم این مشکل وجود دارد که نشانه‌های آن را می‌توان در نوشته‌های دکتر سریع القلم مشاور آقای روحانی مشاهده کرد. 

وی تصریح کرد: اکثر فتنه‌ها هم به همین دیدگاه بر می‌گردد و جناح بندی‌ها و دسته بندی‌های کشور هم ناشی از آن است. 

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینکه سه دیدگاه (جدایی دین از سیاست، مدرنیته اسلامی یعنی تعامل با غرب و نگاه تمدنی به اسلام) وجود دارد، گفت: اگر دولت‌های مختلف طرفدار کنار آمدن با غرب هستند اختلاف مبنایی دارند در حالی که ما نگاه تمدنی به اسلام را قبول داریم بدین معنی که اسلام جامعیت دارد و از تجربیات بشر هم استفاده می‌کنیم اما نباید با غرب ادغام شویم. 

وی افزود: قلمرو اختلافات موجود هم به جامعیت دین، منشا مشروعیت، جامعیت حکم ولی فقیه، رسالت ولی فقیه، تبعیت از ولایت فقیه، سیاست خارجی، مباحث فرهنگی و امثال آن باز می‌گردد. 

حجت الاسلام سعیدی خاطرنشان کرد: افرادی مانند سریع القلم بین حاکمیت دینی و پذیرش جامعه دینی پارادوکس می‌بینند و همین جا است که اساس اسلام به خطر می‌افتد که لازم است حوزه‌ها وارد شوند و با شجاعت و صراحت فریاد بزنند. 

رسالت ولی فقیه را رسالت انبیا می‌دانیم

وی با بیان اینکه آن‌ها منشا مشروعیت را هم صندوق رای می‌دانند، افزود: ما رسالت ولی فقیه را رسالت انبیا می‌دانیم اما آن‌ها به توصیه بسنده می‌کنند. 

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران به بحث فرهنگ و اختلافات مبنایی موجود در آن هم اشاره کرد و گفت: آن‌ها می‌گویند ما در سوریه و لبنان چرا باید باشیم و آن را مانع ارتباط با غرب می‌دانند یعنی در حقیقت قدرت ۴۰ ساله جمهوری اسلامی را مانع ارتباط با غرب می‌دانند. 

وی خاطرنشان کرد: این مباحث‌ همان است که غربی‌ها مطرح می‌کنند و بحث موشکی و دفاعی هم در همین راستا یعنی مانع ارتباط با غرب می‌دانند. 

حجت الاسلام سعیدی با اشاره به اینکه اقتصاد آزاد یا دولتی یا آزادی اقتصادی هم از دیگر مباحث این اختلافات است گفت: ما به جای بدی رسیدیم و همین شکاف طبقاتی بالاخره مشکل آفرین می‌شود. 

وی افزود: کارگزاران کمک به سرمایه گذاری برای کمک به فقرا را ضروری می‌دانستند که نتیجه آن همین سرمایه‌های باد آورده سرمایه داران جدید است. 

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با برشمردن عواملی که در استنباط احکام اثر دارد، گفت: یکی از این عوامل تغییر در ماهیت موضوع است که در کشور ما از طاغوت به حکومت دینی تغییر یافت. 

وی افزود: تغییر در محوریت حکومت و ساختار حکومت هم از دیگر عوامل است بنابر این اگر به نهادی مانند شورای نگهبان حمله شد وظیفه حوزه‌ها و علما چیست؟ 

انقلابی‌گری یعنی اینکه انسان با توجه به متغیرها خودش را همراه کند

حجت الاسلام سعیدی با نتیجه‌گیری از مباحث خود گفت: انقلابی‌گری یعنی اینکه انسان با توجه به متغیرها خودش را همراه کند. 

وی خاطرنشان کرد چرا توجه نمی‌کنیم که در کشور چه می‌گذرد و چرا نظام به دو جناح تقسیم شده است؟ آیا هر دو تفکر اسلام ناب را دارند؟ 

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به کمک‌های دولت به بیمه درمانی طلاب، گفت: به خاطر ۳۰ یا ۵۰ میلیارد تومان کمک، صدایشان در آمده اما چگونه است وقتی هزاران میلیارد به دستگاه‌های دیگر کمک می‌شود کسی صدایش در نمی‌آید؟ 

وی تصریح کرد: به هر حال حوزه‌ها باید در مقابل چنین مسائلی که بیان شد برخیزد و از این موهبت الهی یعنی حکومت اسلامی حمایت کند. 

حجت الاسلام سعیدی افزود: همانگونه که امام خمینی(ره) در زمینه حکومت اسلامی کار کردند ما هم باید کار می‌کردیم که کمتر کار کردیم. 

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران از مباحث خود چنین نتیجه گرفت: که اختلافات امروز مبنایی است و حوزه وظیفه دارد که وارد شود و حداقل زمینه روشنگری خواص را فراهم کند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:20  توسط رحیم جانی   | 
میازار موری که دانه کش است          که جان دارد وجان شیرین خوش است                                             مزن برسر ناتوان دست زور                که روزی درافتی به پایش چه مور

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 8:25  توسط رحیم جانی   |