ر

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره حضرت فاطمه(س) فرموده‌اند او بانویی است که روز قیامت خداوند می‌فرماید ای فاطمه از من بخواه تا عطا کنم و آرزو کن تا خشنودت کنم.

گروه فرهنگ جهان نيوز: ولادت هر یک از ائمه طاهرین برای شیعیان ارزش و جایگاه والایی دارد و به این بهانه سعی می کنند عرض ارادتی به حضرات معصومین کنند و از برکات و فضائل این روزهای بزرگ بهره مند شوند.
علارغم اینکه دشمنان تشیع از جمله وهابیت جشن های مربوط به ولادت ائمه طاهرین را شرک می خوانند، اما به واقع این مناسبت ها و بزرگداشت آن به سان چشمه فیضی است که هر ساله بر موجودات عالم تفضل می شود.
آیت الله جوادی آملی در مورد وجود مقدس صدیقه طاهره می گوید: «در معارف بالای قرآن و در قله های قرآن این بانو حضور دارد. وجود مبارک حضرت زهرا در متن حجة الوداع،  و جریان غدیر بود و این واقعه را استدلال کرد، در جریان مسجد هم استدلال کرد و به مردم سخن پیامبر را که فرمود من کنت مولاه  فهذا علی مولا یادآور شد. پس حضرت زهرا در همه این جریان ها بود و آنها را حفظ و استدلال کرد.»

فاطمه هدیه ای عرشی
در روایات بسیاری دارد که حضرت فاطمه زهرا (ع) در نخستین مرحله از پیدایش زمینی شان از میوه بهشتی تکون یافته است؛ از جمله روایتی است در امالی صدوق که امام رضا (ع) به نقل از پیامبر (ص) فرمود: وقتی به معراج رفتم،جبرئیل دست مرا گرفت و وارد بهشت نمود؛ رطب بهشتی به من داد که آن را خوردم و آن غذا در صلبم به نطفه تبدیل شد، چون به زمین آمدم، با خدیجه هم بستر شدم و او به فاطمه باردار شد.

آیت الله جوادی آملی در این باره می نویسد: «وجود عرشی فاطمه (س) برای نزول بر عرصه خاکی و قرار گرفتن در کالبد زهرای زمینی، زمینه خاص خود را می طلبد تا جایی که حتی وجود گهربار پیامبر اسلام (ص) نیز برای فراهم نمودن بستر لازم برای چنین نزولی، به چهل روز عبادت ویژه مامور می گردد. عظمت این منقبت آن جا روشن می شود که حضرت موسی(ع) نیز برای آوردن تورات به چهل روز عبادت مامور شده بود.

اگر چه پیامبر اکرم (ص) قبل از این نیز برای رسیدن به آمادگی لازم جهت نزول قرآن کریم بر قلب نازنینش،در زمان های گوناگون به خصوص در ماه مبارک رمضان مدتی در غار حرا معتکف می شد؛ولی آن حضرت برای رسیدن به این مرز از آمادگی که نزول وجود عرشی فاطمه (ع) را به دنبال داشته باشد به چنین عبادت طولانی گردید.»
فاطمه (س) معیار رضایت و خشم خداوند
پیامبر(ص) که به تصدیق قرآن کلامش کلام الاهی است و همه حرکات و سکنات و گفتار و سکوتش و حتی محبت و خشم معصمومانه اش گویای رضا و خشم الاهی است و به تعبیر قرآن (وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید؛ درباره حضرت صدیقه طاهره (ع) می فرماید: (فاطمة بضعة منی، یسرنی ما یسرها و یغضبنی ما یغضبها) فاطمه پاره ای از وجود من است، هر کس او را خشنود نماید، مرا خشنود کرده و هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.و نیز حضرت فرمود: (ان الله تبارک و تعالی یغضب لغضب فاطمه، و یرضی لرضاها)؛ خدای متعال با غضب فاطمه غضبناک و با رضایش راضی می گردد.

اگر انسانی از هوا و هوس پاک نباشد، رضا و غضب او معیار حق و باطل نخواهد بود، ولی اگر انسان کاملی از گزند هوا و آسیب هوس مصون شد، هرگونه رضا و غضب او معیار تشخیص حق و باطل خواهد بود؛ چون چنین انسان کاملی مظهر اسم راضی و غضبان حق تعالی بوده و میزان اعمال و اوصاف دیگران خواهد شد.

آیت الله جوادی آملی در مورد این مقام صدیقه طاهره(س) در کتاب فاطمه اسوه بشر می نویسد: «حضرت زهرا (س) دارای مقامی باشد که رضا و غضب او موجب رضا و غضب پیامبر اکرم (ص) گردد، معلوم می شود اعمال و رفتار و کردار حضرتش هم چون اعتقاد و اندیشه و فکرش معصوم بوده و هم چون همتای گران سنگش امیرالمومنین (ع) میزان اعمال امت و مظهر رضا و سخط خدای سبحان می باشد؛ چرا که (عَلِی مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَ عَلِی، یدورُ مَعَهُ حَیثُما دارَ)، سخن پیامبر (ص) درباره حضرت فاطمه (س) از روی علاقه فرزندی و پدری نبوده؛ چرا که آن حضرت درباره فرزندان دیگرش؛ مانند قاسم و ابراهیم چنین نفرمود. از این رو تا این مطلب مهم ادراک نشود، معنای عمیق روایت فاطمه (فاطمة بضعة منی ...) درست تحلیل و توجیه نمی شود.»


اهل بیت (ع) بهترین الگوی هدایت
در نگاه دین انسان برای رسیدن به سعادت و حرکت در مسیر هدایت به الگوی مناسب و عملی نیاز دارد. فردی که همه را خوب بشناسد و هم خودش مسیر را با موفقیت طی کرده باشد و هم قادر باشد دیگران را به سوی مقصد راهنمایی کند و از خطا و گراهی در امان باشد رسول خدا (ص) است.

خداوند این الگو راه شناس و راهنما و مصون از خطا را این گونه به نیکی معرفی می کند : ((لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)) مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سر مشق نیکویی است.

البته پس از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) خاندان مطهر او را شایسته پیروی و اطاعت معرفی فرمود : ((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ)) ای کسانی که ایمان آوردید! خدا را اطلاعت کنید و پیامبر خدا و اولوالامر (اوصیای پیامبر) را اطاعت کنید.

این خاندان از هرگونه نقص و عیب و خطا و آلودگی مصون و محفوظند و در سایه این طهارت به مقصد رسیده و بر هدایت دیگران قادرند از این رو می فرماید: ((إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً)) جز این این نیست که خداوند می خواهد از شما اهل بیت (پیامبر) هر گونه پلیدی (در عقاید و اخلاق و اعمال) را بزداید و شما را در همه ابعاد پاکیزه گرداند.

آیت الله جوادی آملی در این باره می نویسد: «در ضرورت الگو گرفتن از حضرت زهرا همین بس که روایات شیعه و اهل سنت حضرت فاطمه زهرا (ع) از جهات مختلف به پدرش رسول الله (ص) تشبیه می شود، عایشه می گوید : کسی را در سیما و گفتار و رفتار به گاه بر خواستن و نشستن از فاطمه (ع) به پیامبر خدا (ص) شبیه تر ندیدم. همو می گوید: هیچ کس را در حرکات بدن راه و رسم زندگی و سخن گفتن از فاطمه به رسول خدا شبیه تر ندیدم.»

 



چه تناسبی بین آیه کوثر و آیه غدیر است؟
پیامبر (ص) در روز غدیر از مردم پرسید: آیا به رسالت الهی خود عمل کردم و آیا نسبت به شما اولی و والی هستم؟ حاضران گفتند: آری. آنگاه فرمود: هر کس من والی و سرپرست اویم، علی(ع) والی اوست: «من کنت مولاه فعلی مولاه».

در این زمینه آیه سوم سوره مبارکه مائده نازل شد و اعلام داشت که امروز کافران از کار شکنی در دین شما نومید شدند. پس از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما برگزیدم: ألیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الإسلام دیناً. در این آیه دو بار واژه ألیوم آمده است.

قرآن تبیین مطالب مهم را با ألا یا الیوم آغاز می‏ کند. در بسیاری از آیاتی که درباره احکام نازل شده، خدا نفرمود «الیوم»، امّا در این‏گونه موارد «الیوم»، یعنی امروز خبر مهمّی رسیده و آن ولایت است که دوستان بر اثر تولّی اولیای حقّ به کمال و تمام رسیده و شادمانند و دشمنان که طمعشان قطع شده، نا امید هستند. دشمنان پیامبر اکرم‏(ص) می‏گفتند:...نتربّص به ریب المنون؛ ما مرگ پیامبر را انتظار می‏کشیم و با مرگ او، بساطش برچیده می‏ شود؛ چون می‏ توان با کتاب و قانون او مبارزه کرد، ولی با رهبر محیی و مجری قانون نمی‏ توان مبارزه کرد.

در غدیر خم حادثه‏ ای اتّفاق افتاد که کافران ناامید شدند، چنان‏که بر اساس سوره مبارکه کوثر، خدا به پیغمبر چیزی داد که دشمن نا امید شد. پیام سوره ‏کوثر این است که خدا به پیغمبر کوثری داد که مایه بقا و دوام نبوّتش خواهد بود. از این رو به آن حضرت می‏ فرماید: تو ابتر، یعنی بی‏نتیجه و عقیم نیستی، بلکه دشمن تو عقیم و کارش نافرجام است؛ إنّ شانئک هو الأبتر. کسی که کارش بی‏هدف است و به مقصد نمی‏رسد، ابتر است. بارزترین مصداق کوثر وجود مبارک فاطمهٍّ است.

آیت الله جوادی آملی در کتاب شمیم ولایت می نویسد: «روزی که فاطمه چشم به جهان می‏ گشاید و روزی که علی(ع) در غدیر خم به خلافت منصوب می ‏شود، دوام و بقای دین تضمین می‏ شود و دشمن در آن روز ابتر و ناامید است.
در روز غدیر والی، امام و خلیفه آمد و کافر بدخواهی که در کمین نشسته بود تا دین و نظام دینی را از ریشه براندازد، ناامید شد، زیرا فهمید که دین صاحب، متولّی، مجری و مبیِّن دارد. سپس فرمود: فلا تخشوهم دیگر از کافران نترسید، زیرا رهبر و والی دارید و از دشمن نا امید هراسی نیست.

بنابراین، امامت و ولایت و رهبری مایه امید مسلمانان و موجب نا امیدی کافران است. در این‏جا سخن از مذهب و فرقه خاصّ نیست، بلکه سخن از اصل اسلام است. اگر امامت و ولایت حفظ شود، دین زنده می‏ماند.»

حضرت فاطمه (س) حجّت الله است
وجود مبارک حضرت فاطمه (س) حجّةالله است برای اینکه اگر پیغمبر حجت است نه برای اینکه پیغمبر است برای این است که معصوم است و اگر امام، حجت است نه برای اینکه امام است بلکه برای این است که معصوم است و اگر کسی معصوم بود قول و فعل و تقریر او می‌شود حجت.

حالا امامت یک مقام برتر است، نبوّت یک مقام برتر است؛ ولی حجیّت قول دائر مدار عصمت است یعنی این انسان کامل معصوم است و هیچ چیزی نمی‌گوید مگر به دستور خدا؛ چنین کسی فعل او و قول او و تقریر او می‌شود حجت وجود مبارک صدیقه کبری (س) یک سلسله مقاماتی دارد که واقعاً فهم آن مقدور ما نیست.غوغای مداح اردبیلی در بیت رهبری در سالروز میلاد ام‌الائمه حضرت فاطمه‌ زهرا(س)

مرحوم کلینی در جلد اول کافی نقل می‌کند که بعد از رحلت وجود مبارک پیغمبر (ص) جبرئیل می‌آمد و آن معارف الهی را بیان وحوادث آینده را تشریح و بازگو می‌کرد. صدیقه کبری (س) هم اینها را می ‌شنید بعد به حضرت امیر (ع) املاء می‌کرد و علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) نیز آنها را یادداشت می‌کرد ‌و در نهایت مصحف فاطمه (س) نام گرفت.

آیت الله جوادی آملی با بیان این نکته می گوید: «اگر خدا به حضرت ابراهیم(ع) یا برخی انبیای دیگر صحف داد به وجود مبارک صدیقه کبری(س) هم صحیفه عطا کرده است منتها این صحیفه شریعت نیست؛ ولی اخبار غیبی هست، علوم و معارف الهی هست و مانند آن. این واقعاً مقدور ما نیست که جبرئیل می‌آید یعنی چه؟! چگونه تنزّل می‌کند؟ این چه وحی‌ ای است که بر غیر نبی می‌آید! چه وحی‌ای است که بر غیر امام می‌آید! این چه وحی‌ای است که بر حجّت خدا بر معصومه کبری می‌آید.»
 


ابعاد فردی و اجتماعی زندگی حضرت زهرا(س)

الگوی ارتباط شهودی با پروردگار

بیراهه نیست اگر حضرت زهرا(س) را اجتماعی ترین زن تاریخ زمان خود و اعصار بعد معرفی کنیم. این حضرت در کنار ایفای نقش های خانوادگی ، فرزندپروری و خانه داری، به مسائل اجتماعی و به زنان عصر خودش هم توجه می کرد و از حوزه فردی و شخصی زندگی خودش هم غافل نبود که این جنبه شخصی بیشتر شامل ارتباط فردی با پروردگار بود. ارتباطی شهودی و معنوی که حضرت با وجود چهار فرزند و همسری امیرالمومنین (ع)از آن غفلت نمی کرد. حضرت زهرا(س)، امور و مشغله های زیادی داشت و با این که خانه او ملجأ رفت و آمد بود اما همه این ها، جا را برای عبودیت حضرت تنگ نکرده است.چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا(س)


شیوه تعامل یک دختر با پدر

احترامی که حضرت فاطمه(س) برای پدر خود قائل بودند، در نوع خود بی نظیر است؛ برای مثال هنگامی که حضرت علی(ع) برای خواستگاری حضرت صدیقه(س) آمده بودند، حضرت زهرا(س) به پدر خود فرمودند: «پدر، نظر شما بر نظر من اولی تر است» و این یعنی احترام و تعامل یک دختر با پدر در سبک زندگی اسلامی. این در حالی است که برخی از فرزندان به دلایل مختلفی از جمله پدر و مادر را فراموش کردن (چه در قید حیات و چه بعد از مرگ)، رعایت نکردن احترام آن ها و ... عاق والدین می شوند.
 

 ارتباط با فرزند

اگرچه فرهنگ سنتی در بسیاری از خانواده های ایرانی کار مرد را در منزل نکوهش می کند اما دانستن این نکته که حضرت علی(ع) در امور منزل مشارکت جدی داشتند بسیار جالب توجه است. امیرالمومنین (ع) با این که مرد کارزار و فردی اجتماعی و سیاسی است، مشارکت زیادی در منزل دارد و در اموری مثل نظافت منزل، رتق و فتق امور فرزندان، کمک به پخت غذا و ... با فاطمه زهرا(س) همراهی می کند. در بحث مادری هم ارتباط حضرت زهرا (س) با فرزندان، ارتباطی عمیق و قابل الگوگیری است. روایت های زیادی از رفتار مادرانه ایشان وجود دارد شامل: در آغوش گرفتن فرزندان، آموزش دادن، قصه گفتن و بازی کردن با آن ها که همه در زمره آموزه های نوین روان شناسی به شمار می رود. این ها چیزهایی است که کهنه نمی شود و مادران امروز به آن نیاز دارند. امروز شاهدیم مادرانی به صورت فانتزی کودکان خود را بزرگ و بچه ها را از روابط گرم مادرانه محروم می کنند.

 

مدیریت عواطف در زندگی خانوادگی

یکی از مسائلی که سبب می شود زوجین کمتر به مسائل خانواده و روابط همسری بیندیشند، مشغله های مادی و اقتصادی است. زندگی خانوادگی دختر پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) هم خالی از دغدغه های مادی نبوده اما این مسئله سبب نشده است که دغدغه های مادی، جای اهداف اصلی زندگی را بگیرد. حضرت زهرا(س) در کنار شرایط سخت مادی، مادر چهار فرزند است. با این حال جایگاه امیرالمومنین(ع) در زندگی او محفوظ و نقش مادری، جا را برای نقش همسری تنگ نکرده است. مدیریت عواطف حضرت زهرا(س) مثال زدنی است؛ محبت ایشان به پیامبر(ص) طوری است که او را «ام ابیها» می کند؛ محبت به فرزندان، او را مادری دلسوز و محبتش به امیرالمومنین(ع) او را به یک انسان عاشق تبدیل کرده است. در واقع همه اطرافیان نزدیک از عواطف او بهره مند می شوند اما در جهات مختلف. این الگو نشان می دهد برخلاف برخی نظریات امروزی، مدیریت عاطفه در مقدورات یک زن هست و کاملا قابل الگوگیری است، بدون این که موازنه روابط به هم بخورد. در واقع این مدیریت عواطف یک شاخص در زندگی حضرت زهرا (س) است که می شود در طول تاریخ از آن بهره برد.

نمونه بارز پرسشگری و مطالبه گری

حضرت زهرا (س) نمونه بارز مطالبه گری هستند که این خصوصیت را به شکل بارز و نمایان در زندگی نامه حضرت زینب(س) نیز مشاهده می کنیم. این مطالبه گری و پیگیری در کنار توجه به حیا، ادب و جدیت بوده است.

خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد کوفه نمونه بارز مطالبه گری یک زن در تاریخ است. به جرئت می توان گفت پابرجایی اسلام نتیجه مطالبه گری و روحیه سخت کوشانه و پیگیری های حضرت زهرا (س) است.
الگویی نمونه در همسایه داری

میزان توجه حضرت زهرا(س) به همسایگان شان به حدی بود که گاهی فرصت نداشتند برای خودشان دعا کنند. این نکته مسئولیت اجتماعی ایشان را نشان می دهد. 

بهترین کاری که یک نفر می تواند در حق دوست و افراد مهم زندگی اش انجام دهد دعا و درخواست نیکی و خیر است زیرا کسی که در حق دیگری خیری را بخواهد پس به صورت عملی نیز پیگیری می کند و خواستن خوبی دیگران باعث شکل گیری محبت عمیق می شود. مسئولیت اجتماعی یعنی من مسئولیت مسائل مربوط به جامعه و همسایه ام را می پذیرم و تلاش مستمر می کنم.

 

توجه ویژه به فعالیت های اجتماعی

فاطمه زهرا(س) به شکل های مختلف با جامعه ارتباط داشت. خانه اش محل رفت و آمد بخشی از بدنه اجتماعی است. گاهی کسانی پیش پیامبر می آمدند و درخواست کمک می کردند که ایشان، آن افراد را به منزل دخترش ارجاع می داد. این نشان می دهد، خانه حضرت زهرا(س) و شخص این بانو، ملجأ مددکاری اجتماعی است. در موارد زیادی زنان از پایگاه های متفاوت اجتماعی، اختلافات خود را پیش حضرت زهرا(س) مطرح می کردند و حضرت، نقش قاضی را ایفا و اختلافات آن ها را داوری می کرد. داوری های عادلانه ایشان به میزان زیادی در جامعه زنان امیدوارکننده بود. حل و فصل نیازمندی های علمی و پاسخ گویی به سوالات علمی و دینی گروه های مختلف جامعه به ویژه زنان از دیگر فعالیت های اجتماعی بانوی اول اسلام است.
ابراز علاقه به همسر

بعد حقوقی در زندگی خانوادگی، تابع یک سری قوانین معین است که در شرایط خاص ممکن است تغییر کند اما در همین باره مسائلی وجود دارد که در طول زمان ثابت و تابع اصول اخلاقی است؛ برای مثال توصیه شده است که زن و شوهر باید طراوت زندگی را در دوران زندگی حفظ کنند. حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) ۹ سال زندگی مشترک داشتند و در این مدت از عشق، علاقه و طراوت رابطه آن ها کم نشد. از دیگر نشانه های ارتباط سالم زوجین، ابراز عشق و علاقه زن و شوهر به یکدیگر است به گونه ای که بچه ها احساس کنند رابطه ای گرم و انرژی مثبت داخل خانه وجود دارد. این احساسات به علاوه احترام متقابل، توقعات منطقی، ایثار و گذشت و همچنین مشارکت در امور روزمره زندگی، چیزی است که در زندگی حضرت زهرا (س) موج می زد و بعد از گذشت ۱۴۰۰ سال، خانواده امروزی هنوز به این الگوی روابط زوجیت نیاز دارد.
 

 مهربانی و شفقت نسبت به شوهر

زندگی مشترک آن بزرگوار نیز سرشار از احترام، اطاعت، مهربانی، شفقت و بردباری بود. جالب است بدانید که گریه انواع مختلفی دارد و همین جا باید به شفقت و مهربانی حضرت زهرا(س) نسبت به امیرالمومنین (ع) اشاره کرد. هنگامی که حضرت علی(ع) آماده عزیمت به میدان جنگ می شد، حضرت زهرا (س) از روی مهربانی اشک می ریختند.

چرا روز ولادت ایشان روز زن یا مادر نامیده می‌شود؟

از باب مادر بهترین مادر و از باب زن و همسر نمونه بارز بهترین همسر است چرا که وقتی ایشان از حضرت علی می‌پرسند آیا از من راضی هستی یا نه علی (ع) گفت، ۹ سال با هم زندگی کردیم و نشد یکبار از من خواسته‌ای داشته باشی و حضرت زهرا می‌فرمایند از پدرم شنیده‌ام که نکند از همسرت خواسته‌ای داشته باشی که او نتواند آن را بر آورده کند که نه در دنیا عاقبت بخیر می‌شوی نه در آخرت و سپس به امیر المومنین می‌گویند اگر از من رضایت دارید دست هایت را رو به آسمان بالا ببر و بگو من فاطمه را حلال می‌کنم.

علی (ع) می‌فرمایند: لطف تو یک لحظه از من دریغ نشد و تو حتی یک لحظه از من خواسته‌ای نداشتی.

آیا خانمی که ۹ سال از همسر خود هیچ خواسته‌ای ندارد نمی‌تواند الگوی زنان عالم باشد پس ارزش‌های حضرت فاطمه زهرا (س) بسیار بیشتر است از صحبت هایی که ما می‌کنیم و شاید نامگذاری روز زن در روز میلاد آن حضرت کار بسیار شایسته‌ای باشد و شخصیت او می‌تواند الگوی مناسبی برای زنان عالم باشد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۸ساعت 18:59  توسط رحیم جانی   | 

 

جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۵

کد مطلب: 718581

از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام استفاده می‌شود که یکی از مشهودات محتضر در اولین مراحل انتقال که از علائم پایان یافتن دوران زندگی دنیا و آغاز حیات برزخی است، مشاهده فرشتگانی است که از طرف خدای تعالی مأمور قبض روح هستند.

چگونه افراد از زمان مرگ خود باخبر می‌شوند؟

به گزارش جهان نيوز، درباره مرگ و معاد در روز قیامت مطالب مهمی در آیات قرآن کریم و روایت‌های ائمه اطهار علیهم‌السلام عنوان شده است. مجموع روایت‌ها و آیات قرآن، بیان می‌کند که مرگ و معاد برای انسان مؤمن همراه با آسایش و راحتی خواهد و در مقابل، مرگ و معاد برای هر انسان گناهکار و فاجری همراه با عذاب و سختی است. اما در این میان سؤالاتی به ذهن خطر می‌کند؛ اینکه چگونه بعد از پوسیده شدن بدن‌ها در معاد همراه با جسم و بدن مادی حاضر می‌شویم؟ آیا در لحظه مرگ ملک‌الموت را با چشم خودمان می‌بینیم؟ اصولاً در زمان مرگ چه فکری به ذهن انسان می‌رسد؟ چطور بعضی از علما از مرگ خود اطلاع داشتند و آیا ما هم می‌توانیم از زمان و مکان مرگ خودمان باخبر شویم؟
در قالب پرسش و پاسخ‌هایی با آیت‌الله شیخ حسین انصاریان، سخنران مذهبی و پژوهشگر و نویسنده اسلامی، به این گونه سؤالات پرداخته ایم. آن طور که این کارشناس اسلامی شرح می‌دهد، از روایات اهل بیت علیهم السلام استفاده می‌شود که یکی از مشهودات محتضر در اولین مراحل انتقال که از علائم پایان یافتن دوران زندگی دنیا و آغاز حیات برزخی است مشاهده فرشتگانی است که از طرف حضرت باری تعالی مأمور قبض روح هستند. البته انتظار این‌که فرشتگان قبض روح همانند اجسام مادی قابل رؤیت باشند انتظاری نامعقول است، چراکه فرشتگان ازجمله موجودات مجردند. شاید بتوان گفت فرشتگان می‌توانند به شکل‌های مختلف متمثّل شوند در این صورت است که انسان می‌تواند آن‌ها را مشاهده کند.

همان طور که در جریان حضرت مریم سلام‌الله علیها فرشته بزرگ الهی به صورت انسانی موزون بر مریم ظاهر شد. محتضر در لحظه‌ای که ملک‌الموت را می‌بیند و جهان ناآشنای بعد از مرگ را مشاهده می‌کند متوجه می‌شود که زندگی دنیایی او سپری شده و در آستانه عالم آخرت قرار گرفته است. در این موقع سخت نگران و مضطرب می‌شود و دچار شدیدترین فشار روحی می‌شود. به موجب روایاتی که از اولیای دین رسیده است این ساعت برای آدمی از ساعات بسیار سنگین و دشوار است.

جسم همراه روح در روز معاد
معاد جسمانی یعنی چه؟ چگونه است که در قیامت و روز معاد با جسم دنیایی برانگیخته می‌شویم؟
در مورد معاد جسمانی و حقیقت آن گفته‌های متفاوتی وجود دارد. مشهورترین نظریه، نظریه متکلمان اسلامی است که می‌گویند: «خداوند اجزای پراکنده بدن‌ها را جمع کرده و از آن بدنی مانند بدن نخستین می‌آفریند و نفس را به آن بازمی‌گرداند. در این صورت این بدن هرچند غیر از بدن نخست نخواهد بود ولی همین مقدار در تأیید معاد جسمانی کافی است و هرگز لازم نیست که همان بدنِ نخست برگردد؛ زیرا عینیت با آفرینش مجدد قابل جمع نیست فقط چیزی که می‌تواند درباره بدن دّم درست باشد، عنوان همانند بودن است.»
در آیات قرآنی به چنین همانندی اشاره شده است که در سوره یس می‌فرماید: «أَوَ لَیسَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلی أَنْ یخْلُقَ مِثْلَهُمْ؛ آیا کسی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است، قدرت ندارد که پس از مرگشان همانند آنان را بیافریند؟»
بنابراین معاد با بدنی خواهد بود که از نظر ماده همان بدن نخستین است که صورت خود را از دست داده بود و بار دیگر صورت نخست را با آفرینش مجدد بازیافت. به خاطر همین اصل است که انسانی که از دوران کودکی به پیری می‌رسد یک انسان است هر چند در گردونه زمان صورت‌ها و هیئت‌هایی را از دست داده و صورت‌ها و هیئت‌های جدیدی را به دست آورده است. از این جهت جوان جنایت‌کار را در دوران پیری قصاص می‌کنند و هرگز کسی اعتراض نمی‌کند که شما انسان غیر جانی را قصاص کرده‌اید.

بنابراین ماده بدن انسان در قیامت همین بدن دنیایی است اما از نظر خصوصیات بدن و حیات آخرتی قابل قیاس با بدن و حیات دنیایی نیست و اگر بنا بود حیات اخروی مانند خصوصیت حیات دنیوی باشد به هم زدن نظام آفرینش و تجدید همان حیات با تمام آن جریان‌ها و خصوصیات کاری بیهوده است. آیات قرآن کریم نیز بر معاد جسمانی به طور روشن تأکید دارند.

آنجا که در سوره طه می‌فرماید: «مِنْهَا خَلَقْنَاکمْ وَ فِیهَا نُعِیدُکمْ وَ مِنْهَا نُخْرِجُکمْ تَارَةً أُخْرَی؛ ما شما را از آن [= زمین] آفریدیم؛ و در آن بازمی‌گردانیم؛ و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون می‌آوریم» همچنین در سوره نور آیه 24 می‌فرماید: «یوْمَ تَشْهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُم بِمَا کانُوا یعْمَلُونَ؛ در آن روز زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان بر ضد آن‌ها به اعمالی که مرتکب می‌شدند گواهی می‌دهد.» در سوره نساء آیه 56 هم به این موضوع اشاره شده است که: «إِنَّ الَّذِینَ کفَرُوا بِآیاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَاراً کلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَیرَهَا لِیذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَزِیزاً حَکیماً؛ کسانی که به آیات ما کافر شدند، به‌زودی آن‌ها را در آتشی وارد می‌کنیم که هرگاه پوست‌های تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد)، پوست‌های دیگری به جای آن قرار می‌دهیم تا کیفر (الهی) را بچشند. خداوند، توانا و حکیم است (و روی حساب، کیفر می‌دهد).» همچنین در سوره سباء آیه هفتم می‌فرماید: «وَ قَالَ الَّذِینَ کفَرُوا هَلْ نَدُلُّکمْ عَلَی رَجُلٍ ینَبِّئُکمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ کلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکمْ لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ؛ و کافران گفتند: «آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر می‌دهد هنگامی که (مُردید و) سخت از هم متلاشی شدید، (بار دیگر) آفرینش تازه‌ای خواهید یافت؟»

اطلاع برخی از علما از زمان مرگ خودشان
درباره آگاهی از مرگ در قرآن کریم می‌خوانیم که خدای متعال چنین علمی را مختص به خود و در اختیار خود می‌داند. از طرف دیگر در روایات آمده که ائمه اطهار علیهم السلام و بعضی از علمای دینی از زمان مرگ یا شهادت خود اطلاع داشتند. چطور این دو مطلب را به ظاهر متضاد را می‌توان با هم جمع کرد؟
از طرفی خداوند در سوره مبارکه لقمان آگاهی از قیامت، نزول باران، چگونگی جنین در رحم مادر، اموری را که انسان در آینده انجام می‌دهد و محل مرگ او را در اختیار خود می‌داند و دیگران به آن راهی ندارند. حتی در مورد سؤال مذکور می‌فرماید: «وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَی أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد و هیچ کس نمی‌داند در چه سرزمینی می‌میرد. خداوند عالم و آگاه است.»

از سوی دیگر هم در تاریخ و روایات متعددی می‌خوانیم که ائمه اطهار علیهم السلام و حتی بعضی از اولیاء اللَّه غیر از امامان از مرگ خود خبر دارند و یا محل دفن خود را بیان کردند. از جمله در حوادث مربوط به کربلا، در روایات آمده است که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و یا حضرت امیر مؤمنان و انبیای گذشته علیهم السلام از وقوع شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش در این سرزمین خبر داده‌اند و در کتاب کافی هم بابی در زمینه آگاهی ائمه علیهم السلام از زمان وفاتشان وجود دارد.

بنابراین در جمع بین این دو مطلب و تعارض ظاهری که وجود دارد باید بگوییم آگاهی بر پاره‌ای از این امور به صورت علم اجمالی- آن هم از طریق تعلیم الهی- هیچ منافاتی با اختصاص علم تفصیلی آن‌ها به ذات پاک خداوند ندارد و همان طور که گفتیم همین اجمال نیز ذاتی و استقلالی نیست بلکه جنبه عرضی و تعلیمی دارد و از طریق تعلیم الهی است، به مقداری که خدا می‌خواهد و صلاح می‌داند.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم که یکی از یاران حضرت سؤال کرد که: آیا امام علم غیب می‌داند؟ امام فرمودند: «لا وَلکنْ اذا ارادَ أن یعْلَمَ الشَّی ءَ اعْلَمَهُ اللَّه ذلک» یعنی «امام علم غیب را ذاتاً نمی‌داند ولی هنگامی که اراده کند چیزی را بداند، خدا به او تعلیم می‌دهد.»

پس قاعده کلی در این مورد عدم آگاهی از زمان مرگ است ولی به طور استثنا گاهی عده‌ای از افراد که در تهذیب نفس و تزکیه روح کوشیده‌اند و در طریق بندگی خدا ثابت‌قدم باشند. مانند مرحوم شیخ مرتضی طالقانی، حکیم هیدجی، مرحوم آیت‌الله حجّت کوه کمره ای، پدر آیت‌الله اراکی، میرزا محمود شیخ الاسلام، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله سید احمد خوانساری و... به تعلیم الهی از زمان مرگ خود آگاه می‌شوند.

فواید و آثار بی‌اطلاعی از زمان مرگ
ندانستن زمان مرگمان چه فایده‌ای دارد؟
عدم آگاهی از زمان مرگ برای عموم مردم یکی از الطاف الهی است و از اسباب زنده ماندن انسان تا اجل محدود و مقرّر است و اگر انسان از مکان و زمان مرگ خود آگاه بود نور امید در زندگی او خاموش می‌شد و دست از هرگونه تلاش و فعالیت می‌کشید و چه بسا قبل از رسیدن اجل مقرّر از غم و ناامیدی جان می‌داد.

این نوع بی‌اطلاعی نسبت به زمان مرگ، اثر تربیتی هم دارد؟
یکی از اثرات مهم تربیتی جهل به مرگ این است که انسان عاقل همیشه آماده سفر قیامت است و هر لحظه احتمال فرا رسیدن مرگ را می‌دهد از این رو کمتر گناه می‌کند و اگر احیاناً مرتکب گناه و خطایی شد درصدد جبران آن برآمده و به درگاه الهی توبه می‌کند اما اگر از زمان مرگ آگاه باشد ممکن است دست به هر کاری بزند به این بهانه که فعلاً فرصت دارم و در آینده توبه خواهم کرد.

در زمان جان دادن به چه فکر می‌کنیم؟
برای آن که سختی‌ها و سکرات مرگ بر ما آسان شود چه باید کرد؟
از لحظات حساسی که آدمی را سخت در فکر فرومی‌برد، لحظه احتضار و پایان عمر انسان‌ها است. در آن لحظه که کار از کار گذشته و اطرافیان مأیوس و ناامید به شخص محتضر نگاه می‌کنند و می‌بینند که با زندگی وداع می‌کند و هیچ کاری از دست هیچ کس ساخته نیست.
اطرافیان فقط ظواهر حال محتضر را می‌بینند اما از چگونگی انتقال او از این سرا به سرای دیگر و طوفان‌های سختی که در این لحظه برپا است بی‌خبرند. حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام بسیار زیبا و روشن این لحظات حساس را ترسیم می‌کنند و می‌فرمایند:

«سکرات مرگ و حسرت از دست دادن نعمت‌های دنیا به او هجوم می‌آورد. اعضای بدنش به سستی می‌گراید و رنگ از چهره او می‌پرد. سپس پنجه مرگ در او نفوذ بیشتر می‌کند، آن چنان که زبانش از کار می‌افتد. در حالی که در میان خانواده خود قرار دارد با چشم می‌بیند و با گوش می‌شنود (اما یارای سخن گفتن در او نیست) در این می‌اندیشد که عمر خویش را در چه راهی تباه کرد؟ دوران زندگی خود را در چه راهی گذراند؟... انگشت حسرت به دهان می‌گیرد...»

از روایات استفاده می‌شود که لحظه جان کندن بر مؤمنان حقیقی آسان می‌گذرد و بر اساس بعضی از روایات مانند آن است که انسان گل خوشبویی را بو می‌کند و ناگهان خود را در باغ‌های بهشت ببیند. اما برای کسانی که گاهی گرفتار گناه و غفلتی شده‌اند، جان کندن سخت خواهد بود و این سختی و فشار برای پاک شدن از تاریکی‌ها و آلودگی‌ها است.

روش‌هایی برای آسان شدن سکرات موت
اما با این وجود در روایات اموری برای آسان شدن سکرات موت ذکر شده است که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود:

1- انفاق و عمل صالح: پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «قَدِّم مالَک أمامَک یسُرُّک اللِّحاقُ به؛ دارایی خود را پیش از خود بفرست تا پیوستن به آن شادمانت کند.»
2- ترک گناه: پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در سفارش به مردی فرمودند: «از خواهش‌ها کم کن تا تحمل فقر و ناداری بر تو آسان شود و از گناهان بکاه تا مرگ بر تو آسان شود.»
3- امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «هر کس دوست دارد خدای عزوجل سکرات مرگ را بر او سبک گرداند باید به خویشانش رسیدگی و به پدر و مادرش نیکی کند...»
4- کثرت صلوات بر محمد و آل محمد صلوات اللَّه وسلامه علیهم أجمعین.
5- طول دادن قنوت که در روایت نبوی صلی‌الله علیه و آله آمده است: «طُولُ القُنُوت فِی الصلاةِ یخَفِّفُ سکراتِ المَوْتِ»
6- زیارت سیدالشهداء علیه السلام، ابن قولویه در کامل الزیارات روایتی نقل کرده که از جمله آثار زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام آسانی سکرات مرگ است.
7- یاد مصائب امام حسین علیه السلام و گریه در عزای خاندان رسالت نیز در آسانی سکرات مرگ نقش مؤثری دارد و روایات زیادی در این زمینه از معصومین علیه السلام به ما رسیده است.
8- شیرین کردن کام دوستان خدا- چه کام ظاهری چه کام باطنی- از طریق حل مشکلات او یکی از پیامدهایش رفع تلخ‌کامی در دم مرگ است.
9- زیاد گفتن ذکر لاحول ولاقوة الّا باللَّه.
10- تلاوت مستمر سوره‌های یاسین، صافات، نازعات، زلزال.
11- محبت و ولایت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام.
12- پوشاندن و اطعام دادن.
13- خواندن نماز در شب هفتم ماه رجب (چهار رکعت).
14- خواندن کلمات فرج (لا اله الا اللَّه الحلیم الکریم...).
15- خواندن دعای: «اعْدَدْتُ لکلِّ حول لا اله الا اللَّه...» ده مرتبه در روز.

سخت‌ترین زمان برای ما
آیا موقع جان دادن ملک‌الموت را می‌توانیم ببینم؟
از روایات اهل بیت علیهم السلام استفاده می‌شود که یکی از مشهودات محتضر در اولین مراحل انتقال که از علائم پایان یافتن دوران زندگی دنیا و آغاز حیات برزخی است مشاهده فرشتگانی است که از طرف حضرت باری تعالی مأمور قبض روح هستند.

البته انتظار این که فرشتگان قبض روح همانند اجسام مادی قابل رؤیت باشند انتظاری نامعقول است، چراکه فرشتگان از جمله موجودات مجردند. شاید بتوان گفت فرشتگان می‌توانند به شکل‌های مختلف متمثّل شوند در این صورت است که انسان می‌تواند آن‌ها را مشاهده کند. چنانچه در جریان حضرت مریم علیها السلام فرشته بزرگ الهی به صورت انسانی موزون بر مریم ظاهر شد.

محتضر در لحظه‌ای که ملک‌الموت را می‌بیند و جهان ناآشنای بعد از مرگ را مشاهده می‌کند متوجه می‌شود که زندگی دنیایی او سپری شده و در آستانه عالم آخرت قرار گرفته است. در این موقع سخت نگران و مضطرب می‌شود و دچار شدیدترین فشار روحی می‌شود. به موجب روایاتی که از اولیای دین رسیده است این ساعت برای آدمی از ساعات بسیار سنگین و دشوار است.

امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: «سخت‌ترین ساعات برای فرزند آدم سه ساعت است. اول ساعتی است که ملک الموت را می‌بیند. دوم ساعتی است که از قبر برمی‌خیزد. سوم ساعتی است که در پیشگاه الهی قرار می‌گیرد. سپس یا به سوی بهشت می‌رود و یا روانه آتش می‌شود.»

البته این نکته نیز نباید فراموش شود که ملک الموت برای قبض روح افراد برای انواع و اصناف مردم به صورت‌های مختلف ظاهر می‌شود. در روایتی می‌خوانیم ابراهیم خلیل علیه السلام به ملک الموت گفت: آیا می‌توانی با آن صورتی که روح فاجر را قبض می‌کنی خودت را به من نشان دهی؟ ملک الموت عرض کرد: تو طاقت و تحمل آن را نداری.

حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: چرا، ملک الموت عرض کرد: صورت خود را از من برگردان و سپس مرا ببین. حضرت ابراهیم علیه السلام بدین طریق به ملک الموت نظر کرد. ناگهان دید مرد سیاه چهره‌ای با موهای راست شده و بوی متعفن و با لباس‌های سیاه به طوری که از دهان و از دو سوراخ بینی او دود و آتش زبانه می‌کشد در مقابل او حاضر است. حضرت ابراهیم علیه السلام با دیدن او غش کرد و سپس به هوش آمد و فرمود: اگر شخص فاجر در هنگام موت غیر از این منظره نبیند برای او کافی خواهد بود.

در روایت دیگری از پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله آمده که فرمودند: «سوگند به آن که جانم در دست او است مشاهده ملک الموت سخت‌تر از هزار ضربه شمشیر است.»

بنابراین عزرائیل که می‌تواند برای قبض روح فاجر خود را به صورتی درآورد که حضرت ابراهیم خلیل از هول و هراس آن غش کند، خواهد توانست در هنگام قبض روح مؤمن خود را به شکلی درآورد از حیث زیبایی و جمال که محتضر قدرت تحمل نداشته و از شدت لذّت و جذابیت او خودبه‌خود جان تسلیم کند.

برزخ، قبر است
می‌دانیم که بعد از مرگ دنیایی به برزخ منتقل می‌شویم. عالم برزخ چگونه جایی است؟
در لغت عرب حدّ فاصل بین دو چیز را برزخ می‌گویند و چون جهان بعد از مرگ حدّ فاصل بین زندگی موقت دنیا و حیات جاودان عالم آخرت است، در قرآن شریف و روایات اولیای دین آن عالم به نام برزخ خوانده شده است.

بر اساس جهان‌بینی مکتب پیامبران الهی، با سپری شدن دوران زندگی دنیا و فرارسیدن مرگ، روح آدمی از بدن جدا می‌شود به عالم برزخ منتقل می‌شود و در آن سرای، به حیات خویش ادامه می‌دهد. اگر متوفی از گروه پاکان و نیکان باشد به پاداش اعمال خوب خود در آن عالم متنعم است و اگر از گروه بدان و گناهکاران باشد، به کیفر کارهای ناپسند خود معذّب خواهد بود و این وضع همچنان باقی و برقرار است تا زمانی که قیامت برپا شود. مردم به فرمان الهی از قبرها برانگیخته شوند و برای رسیدگی به حساب‌های خود در محکمه عدل الهی حضور یابند.

از امام صادق علیه السلام نقل شده که: «البَرْزَخُ هُوَ القَبْرُ وَهُوَ الثَّوابُ والعِقابُ بَینَ الدُّنیا وَالآخرة؛ برزخ قبر است و آن ثواب و عقاب بین دنیا و آخرت است.»

آیات و روایات زیادی بر عالم برزخ دلالت دارد از جمله این آیه شریفه است که می‌فرماید: «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ؛ و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته می‌شوند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۸ساعت 18:54  توسط رحیم جانی   | 

[فرستاده شده از قرآن جیبی]
🚀میگ میگ🚀

✳️ یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!😳
خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.
یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد!😱
 پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.
باز یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!
طرف کم میاره،به  موتوریه علامت میده بزنه کنار.
دوتایی وامیستن.به موتوریه، میگه: فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!
موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی... آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت !!!!🤣🤣🤣

✅اگه با این سرعت سه چرخه قراضه رفتار و کارای ما بخوایم به دل خدا برسیم، هزاااار سااااال نمیشه.
باید خودمون رو بند یکی کنیم که با آخرین سرعت داره میره و همه ازش عقبن.اگه خودمون رو بچسبونیم به اون دیگه نونمون تو نوتلاست.
هر چی اون تند تر بره ما هم تند تر.
❇️اون کیه؟
  يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ

ای كسانی كه ایمان دارید....با صادقان باشید (۱۱۹)توبه
یعنی با اهل بیت باش که هر کی با اونا باشه سرعت رفتنش تو دل خدا اینقد بالاس که سال نوری براش صدم ثانیه ست😜
#خدا
#قرآن
#اهل_بیت
#طنز
#رضاداوری

🍁 https://eitaa.com/joinchat/530382874C0b0c72c156

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۸ساعت 9:51  توسط رحیم جانی   | 

چه کسانی سند فدک را از حضرت زهرا(س) دزدیدند؟

ماجرای فدک تبدیل به جریانی شد که ظلم و غاصب بودن دستگاه حکومت را فاش می‌کرد و تا مدت‌ها به‌عنوان ابزار تبلیغاتی و یکی از نقطه‌های ضعف مهم دستگاه خلافت به‌حساب می‌آمد که به‌هیچ‌وجه نمی‌توانستند آن را حل کنند.

در گفت‌وگو با حجت الاسلام رضا صدر، استاد حوزه و پژوهشگر اسلامی به بررسی رویدادها و اتفاقات حول محور فدک پرداخته ایم. آن طور که این کارشناس دینی توضیح می‌دهد، دلایل و شواهد زیادی در مورد واگذاری فدک به حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها وجود دارد. به عنوان مثال در زمانی که پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله زمین فدک را به حضرت زهرا سلام‌الله علیها می‌بخشیدند این کار را در مقابل مردم انجام دادند تا دیگران شاهد این هدیه دادن حضرت باشند. حتی برای آن سندی تنظیم کردند و آن را در اختیار ایشان قرار دادند. شاهدانی هم آوردند و در حضور آن‌ها سند را به حضرت زهرا سلام‌الله علیها سپردند. از طرف دیگر حضرت زهرا سلام‌الله علیها در همان دوران زندگی رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله فدک را در اختیار گرفته و آن را به تصرف خود درآوردند. حتی آیه‌ای از قرآن کریم مبنی بر به تملیک درآمدن فدک برای حضرت زهرا سلام‌الله علیها نازل شده است. به این ترتیب بر اساس اسناد و مدارک تاریخی بعد از نزول قرآن به دستور خدای متعال با توجه به اینکه یک قانون الهی و پشتوانه قرآنی بود و با توجه به تمام جنبه‌های عرفی و قانونی دیگر مانند تنظیم سند و مکتوب کردن و نوشتن در حضور شاهد و سپردن آن به حضرت زهرا سلام‌الله علیها، همه موارد و نکات محق بودن آن حضرت وجود دارد. با این وجود منافقین با جرأت فدک را غصب کردند.

فدک؛ موضوع مهمی در تاریخ اسلام
چه شد که ماجرای زمین فدک به عنوان یک موضوع مهم در تاریخ به‌جا مانده است؟
فدک، قطعه زمینی بود که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در دوران حیات خود آن را به حضرت فاطمه سلام‌الله علیها هدیه کردند. از آن زمان، فدک در اختیار آن بانوی مکرم قرار گرفت؛ اما وقتی نبی مکرم اسلام از دنیا رفتند، عده‌ای علم مخالفت برداشتند و در عین اینکه حق خلافت و بر امور مسلمین را از امام علی علیه السلام غصب کرده بودند، زمین فدک را هم مصادره کردند.

آن‌ها که قدرت و حکومت را بر خلاف واقعه غدیر و سفارش‌های مکرر و مؤکد رسول خدا صلی‌الله علیه و آله در اختیار خودشان گرفته بودند، نمی‌خواستند امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها از عواید آن زمین بهره‌ای ببرند و آن را در راه ترویج و تبلیغ حق و اسلام ناب مصرف کنند. به همین علت زمین فدک را موضوع کشمکش قرار گرفت و این حق را از دختر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله غصب کردند.

حضرت زهرا سلام‌الله علیها حق خود را مطالبه کردند اما خلیفه اول در برابر مبارزات پی‌درپی آن حضرت پایداری کرد و راضی نشد حق ایشان را باز پس بدهد. حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها هم در چنین شرایطی از طریق مبارزات خود، ستمکاری و ظلم دستگاه خلافت را و حقانیت خود را برای جهان اسلام اثبات کردند.

از آن زمان فدک برای دستگاه حکومت به عنوان نقطه انفجاری شد و تا ابد در گلوی آن‌ها گیر کرد.
همین طور است. ماجرای فدک تبدیل به جریانی شد که ظلم و غاصب بودن دستگاه حکومت را فاش می‌کرد و تا مدت‌ها به عنوان ابزار تبلیغاتی و یکی از نقطه‌های ضعف مهم دستگاه خلافت به حساب می‌آمد که به هیچ وجه نمی‌توانستند آن را حل کنند یا از بین ببرند.

رد فدک به اولاد حضرت زهرا سلام‌الله علیها و باز پس گرفتن چندباره آن
ظاهراً در دورانی هم زمین فدک را به سادات برمی‌گرداندند. آیا این مطلب صحت دارد؟
گاهی اوقات برای اینکه نظر مردم را به خود جلب کنند و یا سادات و شیعیان را با خود همراه کنند، فدک را به آن‌ها برمی‌گرداندند. وقتی معاویه ملعون حکومت اسلام را غصب کرد، خودسرانه یک سوم فدک را به مروان بخشید، یک سوم را به پسرش یزید و یک سوم دیگر را هم به عمر بن عثمان داد.

زمانی هم که مروان خلیفه شد، همه فدک در اختیار او بود و او هم آن زمین را به پسر خودش یعنی عبدالعزیز داد. عبدالعزیز هم سیره پدرش را ادامه داد و فدک را به پسرش عمر داد؛ اما وقتی عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید، راضی نشد فدک را غصب کرده باشد و به همین دلیل آن را به فرزندان حضرت زهرا سلام‌الله علیها یعنی امام زین‌العابدین علیه السلام باز پس داد. به این ترتیب در دوران حکومت عمر بن عبدالعزیز فدک در اختیار فرزندان و نسل حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها قرار داشت.

چطور شد که دوباره فدک را از اختیار ائمه اطهار علیهم‌السلام خارج کردند؟
غصب دوباره فدک به دوران حکومت یزید بن عاتکه برمی‌گردد. وقتی او به حکومت رسید و خلافت را در دست گرفت، یک بار دیگر روش خلفای غاصب و ظالم را در پیش گرفت و فدک را از ائمه اطهار علیهم السلام گرفت. در عوض آن را به دست فرزندان مروان سپرد. این ماجرا ادامه داشت تا زمانی که خلافت از آن‌ها هم گرفته شد و دوران حکومت آن‌ها هم به سر آمد.
سفاح که حاکم و خلیفه شد، دوباره به فکر فدک افتاد و آن را به عبدالله بن حسن داد. وقتی هم که ابوجعفر بر فرزندان حسن غضب کرد، فدک را از آن‌ها گرفت. دوباره مهدی آن را به فرزندان حضرت زهرا سلام‌الله علیها برگرداند. بعد از آن هم موسی پسر مهدی و هارون آن زمین را پس گرفتند. فدک در اختیار آن‌ها بود تا زمانی که مأمون به خلافت رسید و آن را یک بار دیگر به فرزندان حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها رد کرد.

دلایل تصمیم مأمون به برگرداندن فدک به فرزندان حضرت زهرا سلام‌الله علیها
چرا مأمون چنین تصمیمی گرفت؟ به هر حال او امام رضا علیه السلام را به مرو تبعید کرده و ایشان را به شهادت رساند؟ دلیل ای حق‌جویی و پس دادن فدک به فرزندان حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها توسط او چه بود؟
ماجرا از این قرار بود که یک‌بار که مأمون در مجلس قضاوت نشسته بود، نامه‌ای را به او دادند. آن نامه را خواند و گریه کرد. از حاضرین در مجلس سؤال کرد که وکیل حضرت زهرا سلام‌الله علیها چه کسی است؟ پیرمردی بلند شد و خودش را به عنوان وکیل معرفی کرد. مأمون درباره فدک با او مباحثه و مناظره کرد و در آخر پیرمرد توانست حقانیت حضرت زهرا سلام‌الله علیها مبنی بر اختیاردار بودن فدک را ثابت کند. مأمون هم دستور داد که قبال فدک را به او دادند. به این ترتیب یک بار دیگر فدک در دوران مأمون به فرزندان حضرت زهرا سلام‌الله علیها برگردانده شد.

شواهد و مدارک حقانیت فدک
چه شواهدی وجود دارد که زمین فدک به عنوان ملک حضرت زهرا سلام‌الله علیها است؟
دلایل و شواهد زیادی در این مورد وجود دارد؛ مثلاً زمانی که پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله زمین فدک را به حضرت زهرا سلام‌الله علیها می‌بخشیدند این کار را در مقابل مردم انجام دادند تا دیگران شاهد این هدیه دادن حضرت باشند. حتی برای آن سندی تنظیم کردند و آن را در اختیار ایشان قرار دادند. شاهدانی هم آوردند و در حضور آن‌ها سند را به حضرت زهرا سلام‌الله علیها سپردند.

از طرف دیگر حضرت زهرا سلام‌الله علیها در همان دوران زندگی رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله فدک را در اختیار گرفته و آن را به تصرف خود درآوردند. حتی آیه‌ای از قرآن کریم مبنی بر به تملیک درآمدن فدک برای حضرت زهرا سلام‌الله علیها نازل شده است.

به این ترتیب بر اساس اسناد و مدارک تاریخی بعد از نزول قرآن به دستور خدای متعال با توجه به اینکه یک قانون الهی و پشتوانه قرآنی بود و با توجه به تمام جنبه‌های عرفی و قانونی دیگر مانند تنظیم سند و مکتوب کردن و نوشتن در حضور شاهد و سپردن آن به حضرت زهرا سلام‌الله علیها، همه موارد و نکات محق بودن آن حضرت وجود دارد. با این وجود منافقین با جرأت فدک را غصب کردند.

دوباره در برهه‌ای دیگر از تاریخ، حق را ضایع کردند. این دست به دست کردن و غصب فدک تا چه زمانی ادامه داشت؟
بله. وقتی فدک به امام رضا علیه السلام به عنوان اولاد حضرت زهرا سلام‌الله علیها برگردانده شد، فدک در اختیار این خاندان بود تا دوران متوکل عباسی که فدک را غصب کرده و آن را به عبدالله بن عمر بازیار بخشید.

عواید فدک و درخت‌هایی که نبی مکرم اسلام کاشته بود
عواید فدک چه بود که فرزندان حضرت زهرا سلام‌الله علیها از آن به عنوان ابزاری در راستای تبلیغ اسلام استفاده می‌کردند؟
در فدک یازده درخت خرما وجود داشت که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله آن‌ها را کاشته بودند. فرزندان حضرت زهرا سلام‌الله علیها آن خرماها را می‌چیدند و در زمان حج به حاجیان هدیه می‌کردند. حاجیان هم در راستای تبلیغ اسلام کمک‌هایی انجام می‌دادند. به این صورت اموال زیادی نصیب ایشان می‌شد؛ اما همین درخت‌ها را بشران بن بنی‌امیه به دستور عبدالله بن عمر بازیار قطع کرد و از بین برد.

اشاره کردید که درباره زمین فدک نازل شده که حقانیت این مطلب را تائید می‌کند. درست است؟
بله. زمانی که آیه «و آت ذالقربی حقه»بر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله نازل شد، جبرئیل علیه السلام به آن حضرت عرض کرد: «إعط فاطمه فدکا؛ فدک را به فاطمه سلام‌الله علیها ببخش.» رسول خدا صلی‌الله علیه و آله ماجرای نزول آیه شریفه و دستور خدای متعال را به حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها اطلاع داده و ادامه داد: «دخترم فدک مال توست. در آن تصرف نما هرچند که می‌دانم عده‌ای بعد از من آن را غصب می‌کنند و از دست تو می‌گیرند.»
حضرت فاطمه سلام‌الله علیها جواب دادند: «ای رسول خدا! تا زمانی که زنده هستی من هرگز در زمین‌ها و باغ‌های فدک تصرف نخواهم کرد. تو بر سزاوارتر هستی و اموال من از آن توست؛ اما برای اثبات حق من در فدک، سند و مدرک آن را محکم فرما.»

به همین علت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله مردم را در خانه خود جمع کرده و این دستور خدای متعال به همه مردم اطلاع دادند تا همه شاهد این قضیه بوده و شاهد باشند که آن حضرت در زمان حیات خود فدک را به حضرت زهرا سلام‌الله علیها بخشیده‌اند.

آیا در آن زمان خلفای بعدی از ماجرای هدیه رسول خدا صلی‌الله علیه و آله باخبر نشدند که پس از رحلت ایشان، آن زمین را غصب کردند؟
آن طور که در حدیثی از امام باقر علیه السلام نوشته شده، بعد از نزول آیه ذی‌القربی پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، حضرت زهرا سلام‌الله علیها را صدا کرده و سند فدک را به نام ایشان نوشتند. پی از غصب فدک آن بانوی گرامی سند را به خلیفه اول نشان داده و فرمودند: «این نامه و سندی است که رسول خدای صلی‌الله علیه و آله برای من و فرزندم جهت مالکیت فدک نوشته است.»

ماجرای دزدیدن سند فدک
چه اتفاقی برای سند فدک افتاد؟ به هر حال شاید در دوران بعدی ائمه اطهار علیهم السلام می‌توانستند با ارائه آن سند و دست‌نوشته رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، فدک را مطالبه کنند و حق خود را پس بگیرند.
آن افرادی که حق ولایت و خلافت حضرت امیرالمؤمنین اما علی علیه السلام را غصب کرده بودند و آن را به ظلم و زور از آن حضرت گرفته بودند، همان کسانی بودند که سند فدک را در کوچه‌های مدینه از حضرت زهرا سلام‌الله علیها دزدیدند و آن را از بین بردند تا مدرک و سندی در دست آن حضرت نباشد. در بعضی از روایت‌ها نوشته شده که دزدان سند فدک، آن را آتش زده و سوزاندند تا ایشان نتوانند حق خود را طلب کنند.

البته این که افراد منافق اسناد و مدارک را می‌دزدیدند از بین می‌بردند یا آتش می‌زدند، روشی است که در تاریخ بارها اتفاق افتاده است. درواقع این روش و منش منافقین بوده تا حق را کتمان کنند و به منافع ظاهری و دنیایی برسند. چون اگر این کار را نمی‌کردند به پیروزی و موفقیت ظاهری نمی‌رسیدند. با همین روش‌ها بود که فدک را غصب کردند.

حتی غصب خلافت امام علی علیه السلام هم همین طور اتفاق افتاد. چون نگذاشتند نبی مکرم اسلام صلی‌الله علیه و آله در آخرین لحظات عمر بابرکت خودشان که احساس می‌کردند ولایت در خطر می‌افتد، این مطلب را بنویسند و مکتوب کنند. همین کار باعث شد تا ماجرای غدیر در خطر تحریف و توجیه قرار بگیرد و بتوانند حق مسلم حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام را غصب کنند.

انعکاس نارضایتی حضرت زهرا سلام‌الله علیها در وصیت‌نامه ایشان
وصیت حضرت زهرا سلام‌الله علیها مبنی بر عدم حضور غاصبان حق و ظالمان در مراسم تشییع و نماز خواندن بر آن حضرت به همین علت بوده است؟
بله. حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها به اندازه‌ای از اقدام‌های ظالمانه و غاصبانه حکومت وقت عصبانی و دلگیر بودند که وصیت کردند شبانه و به طور مخفیانه دفن شوند، کسی از آن افراد در مراسم تشییع ایشان حضور نداشته باشد و حتی زمان و مکان دفن مخفی بماند.
آن طور که در وصیت‌نامه خود نوشتند: «امتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری شکستند و نادیده گرفتند، حق ندارند بر پیکر من نماز بگذارند. آن‌ها که نسبت به حق ما ظلم روا داشتند و هدیه من را غاصبانه تصرف کردند و سند مالکیت فدک را از دست من ربودند و به آتش کشیدند. آن‌ها که شاهدان و گواهان من را تکذیب کردند. قسم به خدا که شاهدان من حضرت جبرئیل و میکائیل و امیرالمؤمنین علی علیه السلام و ام‌ایمن بودند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۸ساعت 19:43  توسط رحیم جانی   | 

این لبخند در آغاز راه مرگ، در تاریخ ماندگار شد! +عکس

‌

جماعتی که به وی پیرایه "تروریست" بسته اند، خویش را به تجاهل زده اند، چه اینکه ملی شدن نفت در سایه اعدام های آنان تحقق یافت و اساسا هفت دهه است که اقتصاد کشور در سایه شلیک های ایشان زندگی نفس می کشد!

به گزارش مشرق، محمدرضا کائینی فعال رسانه ای در کانال تلگرامی خود نوشت: این قلم در نوجوانی و آغاز اُنس با کتب و نشریاتی که یادمانی از او داشت، افسونِ رافت و صلابتش شد و در تمامی این سه دهه اخیر، هیچگاه جستن و یافتن در باره اش را فرو ننهاد.می توانم بگویم که هیچ چیز دندان گیری از موافق و مخالف درباره وی نشر نیافته که ندیده باشم.با این همه، کماکان در کمند مهر اویم و به عنوان یکی از مصلحان و بیدارگران سترگ معاصر می ستایمش.این اما به معنای مطلق کردن کارنامه سید مجتبی نواب صفوی نیست.

طلبه جوانی که مبارزه را در بیست و یک سالگی آغازیده و در سی و دو سالگی به تیرک اعدام بسته شده، بی شک خطایایی نیز دارد که در جای خود گفتنی است، اما از آن روی که سیاست پیشه گان را به محک صدق و اخلاص می سنجند، کمتر جریانی در نهضت ملی را همپای او و یارانش می بینم.

جماعتی که به وی پیرایه "تروریست" بسته اند، خویش را به تجاهل زده اند، چه اینکه ملی شدن نفت در سایه اعدام های آنان تحقق یافت و اساسا هفت دهه است که اقتصاد کشور در سایه شلیک های ایشان زندگی نفس می کشد! اگر از میان برداشتن هژیر نبود، چگونه پای ملیون پس از تقلب گسترده و برنامه ریزی شده دربار، به مجلس باز می شد و ایضا اگر حذف رزم آرا نبود، چگونه نفت ملی و دکتر مصدق نخست وزیر می شد؟ معادله آسانی است که بدخواهان کوشیده اند تا آن را سخت کنند!

طرفِ حساب آنها در جلسه منزل محمود آقایی، یعنی ابواب جمعی ملیون که آمده بودند تا بر سر مرگِ رزم آرا توافق کنند، نمی خواستند زیر بار اجرای احکام اسلام بروند.هم از این روی پس از جلوس بر صندلی قدرت، به بهانه ای واهی ترجیح دادند تا رهبر فدائیان اسلام را به زندان افکنند و به سیاه کردن وی شوند! دیگر جماعتی که به کار تخریب اویند، عمله و اکره سلطنت اند که ترجیح میدهم قلم به صفاتشان نیالایم! در این میان، خرده گروههایی هم بدین عرصه پا نهاده اند که به دلیل عیار اندک، قابل ذکر نیستند.


داستان طولانی است، فقط توصیه می کنم که شناخت او را از دست ندهید، دنیای جذابی دارد و ممکن است مدت ها مشغولتان کند!

پ ن اول: تصویر ذیل آمده را، علی خادم عکاس دربار، در فرمانداری نظامی تهران و لحظاتی پس از دستگیری شهید نواب صفوی، از او و تیمور بختیار برداشت.این لبخند در آغاز راه مرگ، در تاریخ ماندگار گشت!

 

  •  
  •  
  •  
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۸ساعت 21:27  توسط رحیم جانی   |