مثبت يا منفي؟
 ذهن نيمه هشيار ما هر چه بگوئيم مي پذيرد! 

حتما شما هم مدتي است که از انرژي هاي مثبت و منفي و جملات منفي و مثبت چيزهايي شنيده ايد و شايد هم به نيروي آنها اعتقاد داشته باشيد. همانطور که از اسم آنها بر مي آيد انرژي هاي مثبت، انرژي بخش، اميدوار کننده، برانگيزاننده و داراي اثرات مثبت روي انسان ها هستند و انرژي هاي منفي، مخرب، نااميد کننده، ياس آور و باز دارنده هستند. بر همين اساس با کمي دقت متوجه مي شويم در اطراف ما، هم صحبتي و همکاري با افرادي که مرتبا جملات منفي و ياس آور به کار مي برند چقدر برايمان خسته کننده است و در مقابل ديدن افراد پر انرژي که هميشه سرحال و خوش برخورد هستند و در هم صحبتي نکات مثبت ما را به ما يادآور مي شوند و به قول معروف از ما تعريف مي کنند، چقدر شادي آور هستند و در ما حس خوبي ايجاد مي کنند. انرژي هاي نهفته در هر انسان در گفتار و رفتارش نيز متجلي مي شود. کسيکه مدام به فکر نکات منفي و نقاط ضعف ديگري و حتي خود است در گفتارش نيز از جملات منفي دلسرد کننده که کاهنده انرژي در طرف مقابل است استفاده مي کند. تکرار اين مسائل در ذهن فرد خود او را نيز از حرکت به جلو باز مي دارد. کسيکه مدام در نجواي دروني به خود القا» کند که همه بد هستند، دورغ مي گويند، يا اينکه خود در خطر است، زندگي پاينده نيست بعد از هر خنده، گريه اي در کمين است، من نمي توانم، من را نخواهند پذيرفت يا من قبول نمي شوم و من زيبا نيستم و دوست داشتني نيستم و ... در دنياي بيرون از خود نيز نمي تواند بازتاب خوبي از گفتار و رفتار را داشته باشد در واقع اين انرژي منفي را که مرتبا در فکر و ذهن به خود القا» مي کند ضمن آنکه به صورت موجي باز دارنده براي تلاش بيشتر وي عمل مي کند در گفتار و رفتار آن فرد هم تجلي پيدا کرده و اتفاقا مانع دستيابي او به محسنات است و اگر بر حسب اتفاق به موفقيتي دست پيدا کند چون هرگز خود را شايسته آن موفقيت نمي دانسته و آمادگي پذيرش آنرا نداشته است به زودي آن موفقيت را از دست مي دهد.
حال آنکه در يک فرد مثبت نگر همه چيز فرق مي کند او به همه چيز در حد معقول آن خوش بين است و اتفاقات حتي بسته شدن يک در را به اميد باز شدن در بهتر، به فال نيک مي گيرد. خودش را دوست دارد و براي همين شايسته بهترين ها مي داند و چون از خودش اطمينان دارد مي داند که براي هر دوستي و کسب موقعيتي جديد شايستگي لازم را دارد و در واقع در انسان ها تجلي بخشي از صفات خداوندي را مي بيند و درديگران به دنبال جنبه هاي مثبتي است که در خود سراغ دارد، او حسد نمي ورزد و با اعتماد به نفس و عزت به نفسي که دارد زندگي را سخت نمي گيرد و براي همين هم همواره در تلاش و تکاپو براي ارتقا» سطح معنوي و مادي خود است. در کنار اين افراد بودن، نوعي انرژي خاص به انسان مي دهد ناخودآگاه احساس مي کنيم ما هم مي خواهيم بلند شويم و دست به کاري بزنيم و از بي حالي و خمودگي رهايي يابيم. انسان هاي مثبت، احساس هايي را در ما برمي انگيزند که موجب مي شود خاطرات خوش با آنها بودن هرگز از يادمان نرود.کسي مثل لوئيزهي فرا روانشناس که توانسته است از سرطان مهلکي که تمام بدنش را فرا گرفته بود با تمرکز بر انديشه هاي مثبت شفا يابد به سختي معتقد است که اين انديشه ها و تفکرات و جملات منفي است که انسان ها را به انواع امراض جسمي و روحي مبتلا مي کند.
او معتقد است اين خود ما هستيم که اوضاع و شرايط را مي آفرينيم و بعد براي ناکامي خود مي نشينيم و ديگران را سرزنش مي کنيم! لوئيزهي در ابتداي کتاب معروف شفاي زندگي خود مي خواهد تا بگوئيد کدام يک از اين دو سوال را از خود مي پرسيد: «همه منتظرند که سر بزنگاه گيرم بياورند» يا « همه منتظرند تا اگر خدمتي از دستشان بر مي آيد لطفي در حقم بکنند.» و در واقع با پاسخ اين پرسش است که شما در حد زيادي خود واقعي تان را خواهيد شناخت. آيا منفي نگر هستيد و مرتب گناه کم کاري و وضع نادرست خود را به گردن ديگران و شرايط مي اندازيد يا مثبت نگريد و معتقديد زندگي واقعا بسيار ساده است. از هر دست که بدهيم از همان دست مي گيريم!
او معتقد است کائنات ما را در هر انديشه اي که بر گزينيم و به آن معتقد باشيم، کاملا حمايت مي کند و اين ذهن نيمه هشيار ماست که هر اعتقادي را که انتخاب کنيم مي پذيرد.
پس آيا بهتر نيست هر روز صبح قبل از بلند شدن از رختخواب براي خود آرزوهاي خوبي داشته باشيم و شب ها قبل از خواب ضمن سپاسگذاري به خاطر همه آنچه که داشتيم و در طي روز انجام داده ايم با انديشه هاي مثبت به خواب برويم؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۷ساعت 8:59  توسط رحیم جانی   |